دزفولی و شوشتری؛ زبان یا گویش؟

        دکتر عباس امام

( استادیارآموزش زبان انگلیسی- خوزستان پژوه)

در درازنای تاریخ بشریت، هیچ قومی یافت نشده که به صورت ناگهانی و یک جا از آسمان به زمین آمده باشد. همه اقوام بشری،به صورت تدریجی و از به هم پیوستن انسان هایی از خاستگاه های جغرافیایی دور و نزدیک شکل گرفته اند. مردمان و اقوام بی شمار ساکن دو شهر تاریخی دزفول و شوشتر نیز از این قاعده مستثنا نیستند؛ ساکنان این دو شهر(درست مانند هر شهر دیگری در خوزستان، ایران، و جهان) از دیرباز از اقوامی تشکیل شده که در طول هزاران سال بدانجا آمده و در این دو شهر( یا با عنوان دقیق تر، دو منطقه ) ساکن شده اند. این روند سکونتی، قرن ها است ادامه داشته و دارد. ابزار بیانی مردمان این دو شهر نیز در طول تاریخ چند هزار ساله( مثلا از دوران باستانی ایلامیان) دستخوش تغییراتی بسیار اساسی شده است. بدیهی است این تغییرات اساسی زبانی نیز محدود به اقوام و ساکنان این دو شهر نبوده و نیست؛ بیان/زبان همه اقوام انسانی در طول تاریخ دستخوش تغییر و تحول می گردد. از آنجا که همه جوامع بشری در مناطق جغرافیایی خاصی بر روی کره زمین زندگی می کنند، در نتیجه زبان های آ ن ها نیز تحت تاثیر سه عامل مهم ،از جمله “اقوام مجاور”، “اقوام مهاجر”، و “اقوام مهاجم” دستخوش دگرگونی های مختلف می شوند؛ این سه عامل، گاه به صورت خطی و گاه غیرخطی بریکدیگر تاثیر می گذارند.

اگر بخواهیم ازاقوام شناخته شده باستانی این منطقه نام ببریم،باید گفت ساکنان نخستین این دوسکونتگاه انسانی دیرپای خوزستان قاعدتا از نسل ایلامیان باستان بوده اند(و چه بسا اقوامی باستانی تر از ایلامیان که تاکنون تاریخ بشری موفق به یافتن نام آن اقوام نشده است). اینکه ایلامیان یا پیشینیان آنان از کجا به این منطقه آمده بوده اند، پرسشی است دشوار و تخصصی که هرچند  دانشمندان درباره آن گمانه زنی هایی کرده اند ولی تا کنون پاسخی قاطع و نهایی برای آن یافت نشده است. همین مناطق،بعدها نیز مورد تاخت و تاز همسایگانی مانند آریایی ها، آشوریان،  کلدانیان،وهمچنین اقوامی از سرزمین هایی دوردست مانند یونانی ها،رومی ها،مغول ها، وتیموریان قرار گرفته اند و برخی از آنان برای همیشه در این خطه ساکن شده اند. پس،دراین ناحیه جغرافیایی(درست مانند همه دیگر نواحی جغرافیای جهان) نیزنباید دنبال یافتن “نژاد خالص” یا “قوم خالص” گشت، چرا که نه یافتنی است و نه مطلوب ونه سازنده.

در دوره های تاریخی متاخرترنیز،این دو ناحیه جغرافیایی میزبان مهاجرانی از اقوام عرب از مناطق حاشیه خلیج فارس،گرجستانی،آذری،و هندی هم شده اند.همچنانکه، بعدتر برخی بوشهری ها،اصفهانی ها،شیرازی ها( فارسی ها)، قشقایی ها،همدانی ها و غیره نیز به این آمیزه افزوده شده اند و در این دشت وسیع و به لحاظ اقتصاد کشاورزی حاصلخیز،سکونت گزیده اند. درهر حال، سکنه این دو کانون جمعیتی از مثلا یک هزارسال پیش “عمدتا” از اقوام زیر تشکیل شده اند: منطقه عمومی دزفول به دلیل مجاورت بیشتر با لرستان،ایلام، و شهر و روستاهای شوش،از اقوام لر،بختیاری،ایلامی وعرب تشکیل شده،و منطقه عمومی شوشتر به دلیل همسایگی نزدیکتر به خاک بختیاری از یک سو و روستاهای عرب نشین جنوب غربی شهر از سوی دیگر،عمدتا از اقوام بختیاری و عرب. طبیعی است از لحاظ زبانی نیز،زبان مردم این دو منطقه عمدتا فارسی با رنگ و بوی دو گویش لری و بختیاری از سویی و زبان عربی از سویی دیگر باشد. ناگفته نماند هر یک از دوشهر دزفول و شوشتر امروزی مانند اکثریت قریب به اتفاق شهرهای جهان در طول تاریخ چندین بار اسم هایشان تغییر کرده است که البته پرداختن این نکته جزو اهداف این نوشتار نیست.

چنانچه بخواهیم به  پیشینه پژوهش های علمی و دقیق درباره دزفولی و شوشتری اشاره کنیم، باید گفت قدیمی ترین تحقیقات زبانشناختی مدرن در این مورد توسط اونوالا( J. M. Unvala) در سال ۱۹۵۹میلادی/ ۱۳۳۸ خورشیدی در کلکته هند منتشر گردید؛ کتابی در ۷۳ صفحه که ارزش تاریخی بسیاری دارد( دکتر اونوالا، باستان شناس و سکه شناس از پارسیان هند بوده که از سال های قبل از ۱۹۲۷ تا ۱۹۳۹حدود  ۱۵ سال  یا بیشتر همراه با هیات فرانسوی تحت مدیریت رولان دو مکنم در شوش کار می کرده و بعدها استاد دانشگاه هایدلبرگ در آلمان می شود). این اثرارزنده با عنوان Contribution to Modern Persian Dialectology( The Luri and Dizfuli Dialects)  توسط آقای محمد حسن روانبخش انصاری در حال برگردان به فارسی می باشد.

اما، دقیق ترین و عمیق ترین تحقیق زبانشناختی درباره این دو گویش نیز توسط یک پژوهشگر آمریکایی به نام کالین مککینن( C. Mackinnon) در سال ۱۹۷۴ میلادی / ۱۳۵۴ خورشیدی در دانشگاه کالیفرنیا،و در قالب یک پایان نامه دکتری صورت گرفته است. عنوان کامل پایان نامه به این شرح می باشد:

  1. Mackinnon, The phonology and morphology of Dezfuli-Shushtari. A study in West Persian dialectology, PhD. Diss.,University of California, Los Angeles,1974.

( واجشناسی و ساختواژی دزفولی- شوشتری: پژوهشی در زمینه گویش شناسی غرب ایران). همین محقق پیگیر،اخیرا نیز در سال  ۲۰۱۵ در دانشنامه  Iranica  Encyclopedia زیرعنوان-Sustari Dialects   Dezfuli مطالب بسیار ارزشمندی درباره این حوزه تحقیقاتی زبان شناختی منتشر کرده است که براحتی و رایگان در دسترس علاقه مندان قرارمی گیرد. افزون بر این ها، محققان ایرانی مانند روانشادان استادان علی اکبر دهخدا(در فرهنگ دهخدا)، و نیز محمد معین (در حاشیه “فرهنگ برهان قاطع”) نکاتی را به اختصار در این باب به رشته تحریر درآورده اند. همچنین، منابعی از زنده یادسید محمد علی امام اهوازی(در زمینه گویش دزفولی) و نیز روانشاد محمدباقر نیرومند(در زمینه گویش شوشتری) قابل ذکر می باشند. نیز در کنار این همه،در سال های اخیر در برخی دانشگاه های دولتی و غیر دولتی، پایان نامه هایی در  همین زمینه در سطح کارشناسی ارشد و یا دکترا تهیه و تدوین گردیده اند.

 

                     پروفسور جمشید د. اونوالا؛

پیشگام پژوهش های زبانشناختی گویش دزفولی – شوشتری

پروفسور کالین مکیننن؛

نویسنده دقیق ترین و عمیق ترین بررسی زبانشناختی گویش دزفولی- شوشتری

آنچه از همه این منابع، می توان به عنوان نکات مشترک ذکر کرد عبارتند از:

  1. دز فولی و شوشتری “زبان” نمی باشند؛ بلکه دو “گویش” از فارسی جنوبغرب ایران می باشند که دارای نیای مشترکی می باشند؛ گویشی از بازمانده های زبان پهلوی ساسانی با ریشه های ایلامی. در شکل امروزین خود،این دو گویش در درجه نخست با گویش لری/بختیاری،ودرجه دوم با زبان عربی روابط زبانی تنگاتنگی دارند. به دلیل همین روابط بسیار تنگاتنگ این دو گویش است که امروزه زبانشناسان این دو گویش را به عنوان یک “گویش دوگانه مشترک” معرفی می کنند، یعنی به صورت “گویش دزفولی- شوشتری”( Dezfuli-Shushtari dialect). درعین حال، باید دانست از نظر علمی نه واژه “زبان” فی نفسه می تواند مایه تفاخر باشد، و نه اصطلاح “گویش” مایه سرافکندگی. به همین دلیل، امروزه در رشته علمی زبانشناسی عموما ترجیح می دهند به جای این دو واژه بعضا غلط انداز و گمراه کننده،از اصلاح علمی و خنثای “گونه زبانی” استفاده شود.
  2. این دو گویش فارسی-بنیاد،درعین حال از نظرآوایی(واجشناسی)، ساختواژی(صرفی)، و واژگانی با فارسی استاندارد امروزی دارای تفاوت هایی می باشند،درست به همان ترتیب که خود هردو گویش با یکدیگر نیز دارای تفاوت هایی بسیار اندک می باشند – مثلا، در چگونگی تلفظ پاره ای مصوت ها(واکه ها). همچنین،این دو گویش علی رغم اشتراکات بسیار با دو گویش لری و بختیاری،درعین حال گونه/هایی آشکارا مستقل از این گونه/گونه ها محسوب می شوند(برای استناد به مثال های متعدد، نگاه کنید به منابع ذیربط فوق به زبان انگلیسی و یا فارسی)
  3. با توجه به نقش محوری زبان/ گویش در شکل گیری و قوام هویت قومی – ملی اقوام گوناگون از یک سو، و درعین حال توجه ویژه گویشوران هر زبان / گویش به سطح توسعه اقتصادی- اجتماعی- فرهنگی جامعه خود از دیگر سو، جای شگفتی ندارد که گروه هایی از ساکنین این دو شهر چند قومی،چند زبانی،و چند فرهنگی تمایل داشته باشند تا امروزه هویت فرهنگی عمومی خود را هویتی مستقل از این همه گوناگونی تاریخی – سنتی قلمداد کنند.
  4. یکی از پیامدهای مثبت وجود چنین وضعیتی این است که بسیاری از گویشوران ساکن چنین مناطقی بنابر پاره ای الزامات اجتماعی مانند ازدواج ،روابط خانوادگی،ارتباطات اداری،سازمانی وغیره چند زبانه /چند گویشی بار می آیند،و از مخاطرات محیط های بسته تر و یک زبانه/یک گویشی/یک فرهنگی به دور می مانند، و در نتیجه سطح تساهل،تسامح، و تحمل تفاوت ها ی فرهنگی در آن ها بالا می رود.

با آرزوی تداوم خجسته همزیستی مسالمت آمیز همه اقوام ساکن در این دو شهر از هر نژاد، قوم و تبار،و با هر زبان و گویش.

 

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  • مثل سایر مقاله های دکتر امام، مقاله ای محققانه و علمی است.
  • باتشکر وارزوی سلامتی و موفقیت. جناب آستاد دکتر امام عزیز. 🙏🙏🙏🌺🌺🌺🙏🙏🙏