ایران ستیزی در اعتراضات عراق و چند پرسش اساسی

خورنا- بیش از دو ماه از ناآرامی‌های عراق می‌گذرد ناآرامی‌هایی که در اعتراض به وضعیت اقتصادی و‌ ناکارآمدی مسئولین اجرایی این کشور از بغداد تا بیشتر شهرهای جنوبی آن را در برگرفته است.

اما در زیر پوست این اعتراضات نوعی حرکتهای خزنده ایران ستیز نیز مشاهده می‌شود که آتش زدن کنسولگری‌های ایران در نجف، کربلا و دادن شعارهای ضد ایرانی از آن دسته است.

البته این گونه اعمال ضد ایرانی عراقیها، موضوع جدیدی نیست که تنها در این اعتراضات مشاهده شود بلکه در گذشته‌های نه چندان دور و در مسابقات فوتبال بین این دو کشور چه در رده باشگاهی و چه ملی نیز مسبوق به سابقه است .

به طوری که در بازی ذوب‌آهن اصفهان با الزورا عراق که اردیبهشت امسال در ورزشگاه کربلا برگزار شد تماشاگران عراقی با انواع اقسام سنگ و کلوخ و کفش  آنچنان پذیرایی مفصلی از بازیکنان ایرانی کردند که مسئولین دو کشور را به این نتیجه رسانید که دیدار آینده دو تیم ملی ایران و عراق از سری بازیهای انتخابی جام جهانی، در کشور ثالثی چون اردن برگزار شود.

به راستی در کشور عراق چه خبر است؟ آیا ما شاهد ظهور نوعی ناصریسیم نوین در عراق هستیم؟ آیا نئوبعثی‌ها با چراغ سبز اِلیت جهانی می‌خواهند با موج سواری بر روی این تحولات، ورژن جدیدی از حکومت صدام حسین التکریتی را به مردم عراق قالب کنند؟

اگر چنین باشد آیا بهتر نیست برای جلوگیری از اثرات مخرب ورود این تفکر نژاد پرستانه به درون نقاط مرزی کشور، که هر آینه می‌تواند در قالب تقویت پان عربیسم تجزیه‌طلب، تمامیت ارضی ما را تهدید کند از الان تدابیر لازم چیده شود؟

عراق از زمان پیدایش خود در یکصد ساله اخیر همیشه کشوری ملتهب بوده و نسبت به همسایه کهن و مهربان خود یعنی ایران نوعی نگاه متخاصم داشته است که اوج این تخاصم را می‌توان در ادعاهای پوچ ارضی این کشور نسبت به ایران و تجاوز جنایتکاری چون صدام حسین به خاک میهن‌مان دید.

تجاوزی که طی آن شمار کثیری از بهترین فرزندان این آب و خاک برای دفاع از وجب به وجب این سرزمین اهورایی مردانه ایستادند و‌ با نثار خون خود مانع از تحقق هرگونه اهداف اهریمنی صدام حسین شدند.

ولی ایران در دوران پسا صدام حسین، ضمن برقراری یک رابطه حسنه با کشور عراق و برادر نامیدن مردم این کشور علاوه بر اینکه غرامت جنگی ۱۱۰۰ میلیارد دلاری خود را از کشور عراق دریافت نکرد بلکه بسیاری از تأسیسات زیر ساختی این کشور را نیز ساخت و فتنه داعش را هم در این سرزمین سرکوب کرد تا نشان دهد ایرانیان مردمان مهرورزی هستند که حساب مردم عراق را از دیکتاتور سابقشان جدا کرده‌اند.

اما ناآرامیهای اخیر عراق به ویژه در شهرهای جنوبی و عمدتا شیعه نشین آن به خوبی نشان داد که عراقیها همچنان در بستر نوعی ناسیونالیسم، به ایران و ایرانی نگاه خصم آلودی دارند و مهرورزی ایرانیان را تحت‌ تاثیر اغواهای برخی خناسان مرتجع منطقه و اذناب تجزیه‌طلب آنها، به دید دخالت در امور داخلی خود می‌نگرند.

بنابراین در چنین شرایطی که نوعی ایران ستیزی سازمان یافته در کشور عراق در حال نهادینه شدن است و عراقیها یدون اینکه سوزنی به خود بزنند و جوال دوزی به دیگران، تمام مشکلات اقتصادی و ناکارآمدی مسئولین اجرایی خود را به پای ایرانیان می‌نویسند آیا سزاوار است که مسئولین ما همچنان به دید یک شریک استراتژیکی قابل اطمینان به این کشور نگریسته و تمام تخم‌ مرغهای منافع ملی ما را در سبد چنین کشور ناسپاسی قرار دهند؟

احمدرضارستمی از اهواز/ آذر ۹۸