طنز/اگر من یک نماینده بودم…

اگر من یک نماینده بودم از همان شب اعلام نتایج به خانه می رفتم و اسباب و وسایل خود را برای سفر به تهران همراه با خانواده فراهم میکردم.البته این را بگویم که چون من انسان لایق و شکرگذاری هستم ساعاتی را پس از اعلام نتایج در ستاد می ماندم و از ملت غیور و فهیم و همیشه در صحنه بابت این انتخاب درست و منطقیشان تشکر می کردم و اعلام می کردم که به خواست خدا و شخص امام زمان و عنایت مقام معظم رهبری بود که بنده به مجلس راه پیدا کردم….واز روز بعد از اعلام نتایج بار سفر خود را می بستم و منتظر دستور کوچ به بهارستان می شدم.پس از رسیدن به تهران و گرفتن خانه در منطقه ی نسبتا خوبی در تهران و ماشین مخصوص نمایندگان و دیگر مزایای ابتدایی خود را به صحن بهارستان می رساندم.سعی میکنم در روز های اول یک وجهه ی فعال و موثر و با شخصیت و منطقی و بدون تعصب از خود نشان دهم. و در این حین پسرم را که بعد از گرفتن دیپلم به خدمت سربازی رفته و یکی دو سال هست یک مغازه ی کوچک در شهرمان دارد را در یکی از نهاد های دولتی که ترجیحا زیر شاخه ی شرکت نفت یا گاز باشد ،استخدام کنم.بصورت تدریجی دوستانم را که مرا در رسیدن به بهارستان کمک کردند در پستهای مختلف شهری که از قبل با هم هماهنگ کرده بودیم بگذارم، بلاخره من انسان لایق و شکرگذاری هستم…سعی می کنم خودم را در گیر فضای سیاسی نکنم و بیشتر به موضوع اشتغال اقوام بپردازم وتا انجا که بتوانم سعی میکنم با وزرای محترم دیدار کرده و خود را به انها معرفی کنم و بگویم که چقدر من و مردم شهرم به انها ارادت داریم و مردم شهرم چشم به راهشان هستند و دوست دارند از برکات و فیوضات ایشان بهره مند شوند. در تمامی مراحل تصویب طرح ها و لوایح و استیضاح و سوال از وزرای محترم فضا را به خوبی رصد می کنم در اخر هم بدون توجه به اصل بحث به نحوی عمل می کنم که برای خودم منفعتی داشته باشد چون بنده کاملا فردی منطقی هستم .راستی این را نگفتم من عاشق لابی های مجلس هستم و اصلا قبل از رفتن به مجلس انها را دوست داشتم و همیشه دوست داشتم در این لابی ها قدم بزنم ولی خب لابی های مجلس از تصورات من قبل از نماینده شدن جالب تر هستند. اینجا یک دفعه لابی میکنیم به یک وزیر رای اعتماد می دهیم یک بار هم لابی می کنیم همان وزیر را استیضاح میکنیم. برای طرحها و لوایح هم همینطور عمل میکنیم.خلاصه این لابیهای با حال خیلی سرنوشت ساز هستند و البته من همیشه سعی میکنم ان لابی را انتخاب کنم که به نفع خودم و مردم شهرم باشد.در این مجلس ما یک سری اطلاعاتی هستند که برای خیلی ها ارزش بالایی دارند.بین خودمان بماند من با فروش همین اطلاعات هم هزینه ی انتخابات دور قبل و هم هزینه ی تبلیغات دور بعد و هم مقداری هم پس انداز توانستم بدست بیاورم. هر چند ماه یک بار هم برای سرکشی به شهرم می روم.همیشه طوری برنامه ریزی میکنم که این رفتن همزمان با یک روز مهم و مناسبت ملی و مذهبی باشد.و طوری برنامه ریزی کرده ام که در اکثر راهپیمایی ها دوشادوش مردم عزیزم حرکت کنم و در همین سفرهای محدود تا می توانم عکس یادگاری میگیرم با همه ی اقشار مختلف جامعه از کارگران عزیز گرفته تا فرهنگیان فرهیخته و پرستاران عزیز و دلسوز.و اگر مناسبت خاصی را پیدا نکردم سعی میکنم روزی به شهرم بروم که نماز جمعه را کنار مومنان و مومنات شهرم بخوانم و این را بگویم هیچ جا هم تاثیر همین نماز جمعه ها را ندارد.همیشه همراه خودم دو نفر هستند که تمام نامه های مردمی را جمع می کنند ولی از شما چه پنهان که فرصت خواندن هیچ کدامشان را ندارم چون اگر یکی را بخوانم برای اجرای عدالت هم که شده باید همه ی انها را بخوانم که من وقت خواندن همه ی انها را ندارم گفته بودم که من کاملا منطقی هستم. در انتخابات دور بعد هم شرکت میکنم. حالا که فکرش را می کنم میبینم رای اوردن کار سختی نیست. فقط کافیست دم چند نفر از بزرگان شهر را ببینی.به تعداد کافی هم عکس دارم.و البته آنچه دیگران کاشتند من درو خواهم کرد و و من شریک تمام فعالیتهایی که دولت و نمایندگان قبل از من انجام داده بودند می شوم. تازه کلی کار هست ک در دور بعد میخاهم انجام بدهم. البته اگر رای هم نیاورم ضرر نکردم…..

حالا که خوب نگاه می کنم میبینم خوب شد که من نماینده ی مجلس نشدم و خدا رو شکر تمام نمایندگان مجلس ما فعال و موثر و باشخصیت و منطقی و بدون تعصب هستند …..

سید ابراهیم صالحی