مدیر روابط عمومی و امور بین الملل فرمانداری ویژه شهرستان دزفول استعفا داد

خورنا_ مدیر روابط عمومی و امور بین الملل فرمانداری ویژه شهرستان دزفول استعفا داد متن استعفا وی به شرح زیر است

بسم الله الرحمن الرحیم

“جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا”

پروردگارا
خود را تقدیم تو می دارم، با من کن و از من ساز هر آنچه خود اراده کنی…
از اسارت نفس رهایم کن تا انجام اراده ات را بهتر توانم…
مشکلاتم را بگیر تا پیروزی بر آنها شاهدی باشد برای کسانی که با قدرت تو ، راه تو و عشق تو یاریشان خواهم داد…
بی شک پیروزی از آن کسانی خواهد بود که بر قدرت تو ایمان آورده اند و نه کسانی که در حب جاه و مال و قدرت مسخ و غرق شده اند…
باشد که همیشه بر اراده تو گردن نهم

آمین….

سرپرست محترم فرمانداری ویژه شهرستان دزفول

با سلام و احترام
افتخار خدمت به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و مردمان شهر مقاومت وایثار،دزفول تا همیشه قهرمان نعمت بزرگی است که خداوند منان ، نصیب این بنده ی ناچیز خود نمود و تا ابد به درگاهش، سپاسگذار الطاف او خواهم ماند .

بی شک انتخاب این زمان جهت نقل این قلم در دهه ی مبارک فجر،بی ارتباط با اندیشه های تابناک پیشوای فقید امت اسلامی حضرت امام خمینی قدس سره الشریف نبوده و الگو قرار دادن رهبری که درس شجاعت را با صلابتی بی نظیر به ظهور دیدگان حق بین جهانیان گذاشت و با دفاع از اسلام و کرامت مردم ، حصارهای جهل وخرافه را درید و بت های دیکتاتور مآب را به پشتوانه مردم شکست…،همچون خورشیدی بر ظلمت این در راه مانده نوری تاباند تا با شاقول اهداف،دستورات،پندها و اندرزهایش مسیری تازه را راهپیمایی نمایم و امیدوارم که این مسیر تازه ،به سلوکی عاشقانه و عارفانه مبدل گردد.

خدای را شاکرم که همیشه با پیروی از احوال واطوار آرمان هایی که گویی برای برخی پُست نشینان به فراموشی رفته است ، با استمداد از آموزه های مولایم علی بن ابیطالب وائمه ی اطهار (ع) در مبارزه ی با تزویر و دفاع از عدالت در لباس آگاهی بخشی، در خدمت به مجموعه فرمانداری و ولی نعمتان خود کوتاهی نکرده و هر روز پرتلاش تر از دیروز ، خدمت گذاری صادق بوده ام و انشاالله خواهم ماند.

الایحال ،حسب رفع فشار بیش از اندازه به مهمان تازه وارد شهرم از جانب افرادی معلوم الحال و بعضا تمامیت خواه و البته حفظ حرمت خویش، تصمیمی را اتخاذ نمودم که نیک ،در این زمانه ی منفعت گرای، بهتر است مصون بمانم از آلودگی …

بی شک عملکرد اینجانب در طول پنج سال خدمت شبانه روزی در جایگاه مدیر روابط عمومی و امور بین الملل فرمانداری ویژه شهرستان دزفول و مقایسه میان آنچه پیش از ما بوده است و آنچه امروز در آگاهی رسانی و نشر تلاش ها و دستاورد های سازمان مربوطه و دیگر دستگاه های اجرایی به دیدگان پر مهر مردم رسانده ایم ثبت و ضبط شده در اذهان آنان موجود میباشد ، لذا ، قضاوت را به داوران منصف که به حمد ا… فراوان هم هستند واگذار می نمایم ،چرا که معتقدم خدمتگزاری برای مردم ،نیازمند تابلو سازی وبیلبورد کردن و منت گذاری نیست .

اینجانب در طول خدمتم، تلاش نمودم تا با همراهی و همسازی با اهالی خدوم رسانه و تبیین اعتقاد به آزادی بیان و اصول پایبندی به رسانه آزاد و گفتگو مداری ،بجای سد سازی های ذهنی و مقابله ی با انتقاد ونظر ، همسو با این اصل بوده باشم که رسانه صدای مردم است وصدای مردم را باید شنید .

متأسفانه یکی از دلایل نگارش این نامه و اخذ این تصمیم ، عدم التزام و اعتقاد برخی مسئولین ، به شنیدن صدای مردم است که از قاب نوشتاری و دیداری رسانه ها به رخ مدیران کشیده می شود .

زندگی امروز ما ، با سرعتی روز افزون به سمت رسانه مداری آزاد به پیش می رود و قطعا هیچ عاقل خردمندی خود را در مسیر تقابل با آگاهی جامعه قرار نداده و نخواهد داد ، مگر در نهان خویش از خطای خود آگاه باشد و بر دل ترس و واهمه…

متاسفانه این رویه ی غلط و نامیمون گاها از برخی مسئولین دیده میشود که گویی جزء آرایش سازی،بزرگ نمایی و تجربه ی فلسفه ی رسانه ای پوپولیست گراها ، هیچ انتظار دیگری از روابط عمومی خود نخواهند داشت و گاها این امر تا جایی پیش میرود که انتقال نظر اعتراضی عموم جامعه نیز به مزاق آنها خوش نمی آید و بی شک این نوع رفتار ،سازه ای می سازد که دیر یا زود به نابودی و ویرانی مدیر خواهد انجامید.

اینجانب به عنوان عضو کوچکی از خانواده رسانه به مدیران گرامی عرض می نمایم که انتقادات وحتی بی انصافی ها و نامهربانی هایی که احیانا به نام انتقاد متوجه شما میشود را تحمل نموده و با سعه صدر پاسخگوی باشید ، چرا که احساس محور عالم بودن و عقل کل دانستن خود زیانی است جبران ناپذیر…

به مدیران و برادران خود در کلیه ی دستگاه های اجرایی پیشنهاد می دهم که گفتگو و با همدیگر زیستن را رواج دهیم چرا که با مطالعه تاریخی که تا دیروزمان نیز پدیداری دارد به این نتیجه رسیده ایم که دیکتاتوری فرو خواهد ریخت و تفاوتی هم نخواهد داشت که دیکتاتور در لباس تزویر باشد یا تدلیس یا …

باری مجموعه ی شرایطی که به نقل در آمد و از اعتقادات اینجانب نشأت می گیرد ، گویا با اعتقادات برخی هم خوانی نداشته است

و مع الوصف نیز در این رنجنامه جای مصداق آوری نیست ، حال شرایط چنان بوده و هست که مرا در موقعیتی قرار می دهد که از ادامه ی خدمت در این سمت فعلی عذر خواهی نمایم .

بی شک حضرتعالی مستحضرید که این موضع و نظر را از بدو ورود جنابعالی ابراز نمودم که اینجانب با تمام وجود در خدمت رسانی و کار حضور دارم و اگر خدای ناخواسته براین نتیجه استوار شوم که سیاست گذاری و مشی شرایط کاری جدید با اصول و معیار های بنیادین ذهنی بنده حقیر که نشأت گرفته از آموزه های دینی،انسانی،قانونی و حرفه ای حوزه فعالیتم است مغایرت داشته باشد ، صراحتا” از ادامه همکاری دست خواهم کشید و گویا امروز همان روز و پایان ماجراست و امیدوارم روزی به این یقین امروزم شک کنم ، و آن روز چه خوشحال خواهم بود که من در اشتباه بودم ، هر چند…

حال ترجیح می دهم که ان شاالله در موقعیتی تازه، دغدغه مسئولیت های انسانی و دینی خود را در دفاع و خدمت به نظام و با آگاهی بخشی و اطلاع رسانی و مقابله با جمود،تحجر، واپس گرایی و تزویر که بزرگترین آفت حکومت ، نظام و دین است را به انجام رسانم .

حال از اعتماد مردم شهرم ، دزفول مقاوم و مسئولین گذشته که فرصت خدمت را به این فرزند کوچکشان اعطا نمودند و همچنین به همکاران گذشته و حال خود و نیز همه کسانی که در عرصه های گوناگون فرهنگی ، هنری ،مطبوعاتی ،اطلاع رسانی ، مدیران دستگاه های اجرایی و همه کسانی که در این راه دشوار یاری ام دادند ، تشکری سراسر عشق را به اقیانوس موج خیز ایمان آنان تقدیم می نمایم.

قطعا” اگر در این بازه زمانی نتایج مثبتی از عملکرد اینجانب وجود دارد مرهون زحمت این عزیزان است و با پذیرش کاستی ها ، بدین وسیله استعفای خود را از سمت مدیر روابط عمومی و امور بین الملل فرمانداری ویژه شهرستان دزفول تقدیم میدارم .

سربلندی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران ، عزتمندی ، سرافرازی و شکوه شهرم دزفول تا ابد قهرمان را از خداوند منان طلب می کنم و برای جنابعالی در موقعیت بسیار حساس کنونی در ادای وظیفه سنگینی که به عهده دارید آرزوی عاقبت بخیری ، پیشرفت و توفیقات روز افزون دارم .

امید ، ایام عزتتان بکام و البته مستدام باشد

پانزدهم بهمن ماه یکهزارو سیصد و نود و هفت

محمد حسین پورکیانی