ملخ دریایی یا به گویش محلی مردم بهبهان “میگک خایه دار”

خورنا |  این نوع از ملخ که از قضا جزو مضرترین حشرات و ملخ ها نیز قرار دارد، یکی از انواع ملخ هاییست که قابلیت پرواز داشته، در رده ی حشرات بندپا و تیره ی راست بالان قرار می گیرد. اصالتا بومی ایران نبوده و در کشورهای اطراف ایران، به نام ملخ صحرایی نامیده می شود. دلیل این که در ایران بنام ملخ دریایی نام گذاری شده اند این است که چون به طور معمول با پرواز بر فراز خلیج همیشه فارس خود را به کشور ما می رسانند؛ به همین جهت به آنها ملخ دریایی می گویند.
آثار وحشتناک حمله ی این ملخ به مزارع خاورمیانه به حدی شدید بوده که درکتیبه های بسیار قدیمی کشف شده نیز به آن اشاره گردیده است. خسارت هایی که این نوع ملخ به مزارع ایران قدیم زده نیز در برخی سال ها به حدی بوده که از آن سال به عنوان سال قحطی یا میگکی نام برده شده است. این نوع ملخ هر چند سال یک بار از کانون های همیشگی خود که عموما شامل آفریقا، عربستان، هند و پاکستان می باشد به مناطق سواحل جنوبی ایران حمله کرده و در بعضی سال ها حتی دامنه ی هجومشان تا سواحل خزر نیز کشیده شده است. این نوع از ملخ ها هر نوع گیاه اعم از غلات، علوفه جات، درختان و حتی علف های هرز بر سر راهشان ببینند را می خورند و نه تنها به کشاورزی آن منطقه لطمه می زنند بلکه به دامداری ها نیز خسارت جبران ناپذیری وارد می آورند. با پرس و جو از قدیمی های بهبهان و با کمی تحقیق از منابع دیگر متوجه هجوم این نوع ملخ در دهه ی۴۰ شمسی شدم که در لفظ بهبهانی به آنها” میگک خایه دار” گفته می شده و مردم در آن سال؛ گونی گونی از آنها را گرفته و در آب جوش ریخته، آبپز کرده و می خورده اند. این نوع از ملخ در حدود ۸ تا ۱۰ سانتیمتر طول دارد و نوع ماده ی آن از نوع نرش بزرگ تر است. ملخ های مهاجری که در پاییز وارد کشور می شوند، قرمز مایل به قهو ای بوده و پس از سه ماه پرواز، وقتی به ایران می رسند تغییر به رنگ زرد می دهند که نشانگر بلوغ جنسی آنان است. ملخ هایی که در بهار و تابستان به ایران می رسند نیز به رنگ لیمویی می باشند.

میگک خایه دار در تاریخ بهبهان:
فرهنگ بهبهانی عموما پر است از کلید واژه ها و تاریخ و اشعار ادبی. دراکثراتفاقات تاریخی شهرستان بهبهان نیز ادبیات به شکل بسیار پر رنگ و لعابی رخ نمایی می کند؛ از جمله هجوم ملخ های دریایی یا همان میگک خایه دار و در سال ۱۲۵۰ شمسی که احتشام الدوله حکمرانی بهبهان را بر عهده داشت. میرزا شوقی در آن سال ها شاعر دارالحکومه بود و با شخصی بنام میرزا هدایت شیرازی همکار بوده و با همدیگر روابط صمیمی و طنزآمیزی داشته اند. نقل است شوقی از پلکان دارالحکومه به زمین افتاده و پایش می شکند؛ لذا او را بر دوش شخصی سوار کرده نزد شکسته بند می برند و میرزا هدایت که از قضا فردی ملاک و اهل شعر و شاعری بود شعر زیر را به طنز می سراید:

شوقی فتادن را ببین پایش شکستن را ببین
پشتش نهادن را ببین از بخت بد، بر گو سخن
درهمان سال و زمانی که مرحوم شوقی در بستر بیماری بود، شهر دچار حمله ی ملخ های دریایی شده و ملخ ها تمام کشت زارهای بهبهان و حومه را از بین می برند که دست برقضا همه محصول غله ی میرزا هدایت نیز شامل همین بلا شده و از بین می رود. شوقی پس از شنیدن خبرنابودی محصول غله ی میرزا و در جواب شعرش این گونه می سراید که:
جولاهه دیدی سایه ات زد خایه داران خایه ات
کو آرزو و وایه ات از میگکا حرفی بزن
گفتی به خود؛ سودا گرم گندم به شیراز می برم
کالا به بازار می خرم از میگکا حرفی بزن
کبک بوده ای، گشتی کلاغ شکر خدا سوختت دماغ
بودت به سر بس آرزو با هر کسی این گفتگو
خرمن نمایم کُو وِ کُو از میگکا حرفی بزن
ای آرزو رفته به باد بر خرمنت آتش فتاد
دیگر مکن از کِشته یاد از میگکا حرفی بزن
سرمایه ات رفته ز دست شوقی صفت پایت شکست
بر هیچ نیستی پای بست از میگکا حرفی بزن
سخن آخر این که در هجوم اخیر ملخ دریایی به مزارع استان خوزستان، همه و همه باید دست به دست هم داده تا سال ها بعد نیز ورد مثال مورخان و نویسندگان و محققان آینده نشویم.

🖋محقق و نویسنده: رضا زاهدی اصل

منابع:مقالات علمی در مورد دانستنی های حشرات
تاریخ معاصر ایران و بهبهان