پایان عصر شریعتی در خوزستان!

خورنا- ایمان مقدس پور: مقصود از این نوشتار ، نه تخریب و نه تمجید است ، نویسنده این سطور صرفا بعنوان فردی که مدت هاست در فضای سیاسی و اجتماعی خوزستان حضور دارد سعی می کند با نگاهی منصفانه و با تکیه بر مشاهدات شخصی و نقل قول های افراد مطلع ، پس از رفتارشناسی و شخصیت شناسی دکتر غلامرضا شریعتی استاندار خوزستان به بررسی سوابق و عملکرد وی و آثار و نتایج آن در استان خوزستان بپردازد و در انتها به این نتیجه برسد که دوران غلامرضا شریعتی بعنوان استاندار خوزستان به پایان رسیده است حتی اگر وی همچنان و تا پایان دولت روحانی استاندار خوزستان بماند ، طبیعی است که این نوشتار خالی از اشکال نبوده و بی نیاز از نقد و نظر هم نخواهد بود .

۱- جوان و جویای نام …
ورود غلامرضا شریعتی به عرصه سیاسی استان به دوران دوم ریاست جمهوری محمد خاتمی برمی گردد ، اولین بار دکتر مرتضی حقیری زاده که در آن زمان معاون پشتیبانی دانشگاه علوم پزشکی اهواز بود وی را بعنوان قائم مقام خود برمی گزیند و حضور شریعتی در کنار حقیری زاده که خود یکی از اصلاح طلبان ارشد استان است ، باعث می شود ، شریعتی با جریان سیاسی اصلاح طلب ارتباط نزدیکی پیدا کند ، تا پیش از این شریعتی بعنوان یک فرد غیر سیاسی و به شدت مذهبی معرفی شده بود و هیچگونه ارتباطی با جریان سیاسی اصلاح طلب نداشت ، حتی برخی از کسانی که در آن مقطع به وی نزدیک بودند ، نقل می کنند که در دوم خرداد ۷۶ کمی به ناطق نوری متمایل بوده است ، این ارتباط با جریان اصلاح طلب به تدریج شخصیت شریعتی را از فردی به شدت مذهبی با ظاهری خاص به فردی معتدل همچنان با ظاهری خاص تبدیل می کند . شریعتی جوان است و به شدت جویای نام ، تیز هوشی و حافظه بسیار قوی او و قدرت لابیگری و چانه زنی فوق العاده ای که از خود نشان می دهد به تدریج باعث می شود سران ارشد اصلاح طلب استان ، وی را در جمع خود بیشتر بپذیرند ، از طرف دیگر حلقه قدرتمند بهبهانی های اصلاح طلب در مرکزیت جریان اصلاحات خوزستان به شدت از پیشرفت شریعتی حمایت می کند و نقش بسزایی در معرفی او به محمد کیانوش راد و جریان اصلاح طلب ایفا می کنند .
اولین حضور شریعتی در یک برنامه رسمی سیاسی اتفاق می افتد و او بعنوان مجری و اداره کننده جلسه سخنرانی مهندس بهزاد نبوی در اهواز از سوی محمد کیانوش راد انتخاب می شود . این اتفاق نقطه عطفی است در کارنامه شریعتی چرا که از این پس وی بعنوان یکی از افزاد معتمد و نزدیک به محمد کیانوش راد مطرح می شود تا جایی که بعدها با حمایت مستقیم کیانوش راد به عضویت شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی شاخه خوزستان در آمده و بعنوان مدیرکل سیاسی استانداری خوزستان در دوران فتح الله معین معرفی شده و مدتی بعد با طراحی بازی پیچیده ای که مورد تایید کیانوش راد هم نیست جانشین مرتضی افقه در معاونت سیاسی استانداری می شود .
آنگونه که نزدیکان کیانوش راد نقل می کنند ، او چندین بار در محافل مختلف عنوان نموده که حمایتش از شریعتی صرفا جهت تصدی مدیرکلی بوده است و هیچگاه حمایت یا توصیه ای برای معاون شدنش نداشته است .
بررسی عملکرد شریعتی در دوران حضورش در استانداری خوزستان در دولت اصلاحات چه بعنوان مدیر کل ، چه بعنوان معاون استاندار و چه بعنوان سرپرست استانداری مشخصا در حوزه سیاسی تقریبا موفق است ، در این دوره او تعامل خوبی با جریان های سیاسی اصلاح طلب بصورت آشکار و با جریانات سیاسی اصول گرا بصورت پنهان برقرار می کند ، فضای خاص موجود در آن مقطع و مشخص بودن مطالبات جریانات سیاسی اصلاح طلب که بیشتر معطوف به فعالیت های سیاسی اجتماعی و باز نمودن فضای سیاسی استان است و از طرفی تعامل خوب شریعتی با این جریانات و تفویض اختیار فراوان فتح الله معین به شریعتی در حوزه انتصابات سیاسی باعث می شود ، جریان سیاسی اصلاح طلب استان از عملکرد وی راضی باشند اما در حوزه امنیتی ، عملکرد شریعتی چندان رضایت بخش نیست ، بدنبال اتفاقات بوجود آمده در اهواز و بمب گذاری و برخی اعتراضات به نظر می رسد شریعتی بخوبی نمی تواند در حوزه امنیتی مدیریت و تصمیم گیری نماید .ظاهرا تصور شریعتی این است که حوزه امنیتی را مانند حوزه سیاسی اجتماعی می تواند با لابیگری و امتیاز دهی سیاسی مدیریت کند اما سخت در اشتباه است این ضعف شریعتی در حوزه امنیتی باعث می شود در این مقطع ، مرکز تصمیم بگیرد با استفاده از حضور مستقیم دریابان علی شمخانی در اهواز مسائل بوجود آمده را مدیریت نماید . به هر حال مدیریت ضعیف و غیر قابل قبول شریعتی در حوزه امنیتی در کارنامه اجرایی وی ثبت می شود .

۲- در حسرت شهرداری …
بعد از روی کار آمدن محمود احمدی نژاد و دولت جدید ، شریعتی که از معاونت استانداری خوزستان برکنار شده است به شدت احساس تنهایی می کند ، او تصور می کرد امتیازاتی را که در دوران معاونت خود به اصلاح طلبان داده باعث شود وی را بعنوان یکی از رهبران جریان اصلاحات در خوزستان بعد از کیانوش راد مطرح کند ، اما بازهم سخت در اشتباه است . تفاوت شریعتی با کیانوش راد در این است که کیانوش راد شخصیتی چند بعدی دارد و طیف های مختلف سیاسی و قومی با سلایق متفاوت می توانند او را بعنوان رهبر جریان اصلاحات در خوزستان بپذیرند حتی اگر با وی مشکل داشته باشند اما شریعتی برخلاف کیانوش راد شخصیت جذاب ، مستقل و چند بعدی ندارد و نمی تواند افراد مختلف را در کنار خود داشته باشد . اینجاست که شریعتی تصمیم می گیرد در کنار خود افرادی را بعنوان حلقه مریدان انتخاب نماید . از آنجایی که شخصیت شریعتی برای جوانان و میانسالان اصلاح طلب چندان جذاب نیست او بعد از تلاش های فراوان صرفا حلقه ای از دوستان جوان و رفقای خود را در کنار خود جمع می کند که بیشتر روابط فی مابین آنها شخصی ، دوستانه و اقتصادی است تا سیاسی و اجتماعی . در این حلقه حضور چند پیمانکار جوان و برخی از فعالین بختیاری مسجد سلیمانی بسیار نمایان است .
به کمک همین جریان و حلقه مریدان که برخی از منتخبان شورای شهر وام دار آنها هستند ، شریعتی موفق می شود تا نزدیکی ساختمان شهرداری اهواز هم برود اما مخالفت جریان سیاسی اصول گرا و عدم همراهی برخی از متحدان وی در شورای شهر اهواز نسبت به رای اصراری ، مانع شهردار شدن وی می شود و او ناکام می ماند ، بعدها پرونده ای در دادگستری خوزستان تشکیل می شود که مربوط است به زمان شهردار شدن وی که منجر به دستگیری و محاکمه تعدادی از اعضای شورای شهر و برخی از نزدیکان شریعتی می شود . در این مقطع کیانوش راد و برخی از اصلاح طلبان متنفذ استان سعی می کنند فاصله خود را با شریعتی بیشتر کرده و در جریان شهردار شدن او نقش پر رنگی ایفا نمی کنند هر چند همچنان حامی شریعتی هستند .

۳- حلقه پهلوان
بعد از ناکام ماندن شریعتی از ورود به ساختمان شهرداری اهواز ، شریعتی سعی می کند چهره خود را بازسازی نماید چرا که بدنبال ایفای نقش پر رنگ تری در جریان اصلاحات است . در آن مقطع جریان اصلاحات در خوزستان به شدت از مشکلات مالی و کمبود امکانات لجستیکی در رنج است ، اینجاست که حلقه مریدان شریعتی به کمک وی می آیند و او دفتری در خیابان پهلوان کیانپارس دائر می نماید . این دفتر ابتدا بعنوان دفتر حزب مشارکت معرفی می شود و محلی است برای برگزاری جلسات سخنرانی شاخه جوانان حزب مشارکت ، اما به تدریج شریعتی که حالا مشغول گذراندن دوره تخصص ژنتیک در تهران است حضور خود را در این دفتر پر رنگ تر می کند ، همزمان شریعتی فعالیت خود را بعنوان عضو سازمان مجاهدین انقلاب شدت می بخشد . در این مقطع سران جریان اصلاح طلب و در راس آنها حزب مشارکت احساس می کنند حضور شریعتی در دفتری که خود دائر نموده و در اختیار آنها قرار داده کمی نگران کننده است مضاف بر اینکه شریعتی با دعوت از معترضین و محذوفین برخی جریانات سیاسی اصلاح طلب به دفتر پهلوان اقدام به تاسیس یک پاتوق فرهنگی ، سیاسی و یک کتابخانه کوچک می کند و دفتر پهلوان تبدیل به محلی برای رفت و آمد افرادی می شود که عموما عضو احزاب اصلاح طلب نیستند اما خود را اصلاح طلب غیر حزبی می دانند .
برخی سران جریان اصلاحات نسبت به این رفتار شریعتی احساس خطر می کنند و تصور می شود شریعتی بدنبال جریان سازی اصلاح طلبانه غیر حزبی در استان است در حالی که خود ، عضو سازمان مجاهدین انقلاب است اما مشکل اینجاست که کیانوش راد مانع بلند پروازی های او در سازمان است . فعالیت شریعتی و حلقه نزدیک وی موسوم به حلقه پهلوان در آن دفتر ادامه پیدا می کند و بعد از رد صلاحیت شریعتی و جمع دیگری از اصلاح طلبان که برای انتخابات مجلس نامزد شده بودند فعالیت این دفتر به حداقل می رسد .
اوج اختلاف شریعتی با جریان اصلاح طلب استان در آستانه انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ شدت می گیرد ، شریعتی با لابی گری و رایزنی های فراوان بر خلاف نظر اکثریت احزاب اصلاح طلب که بدنبال ریاست عبدالمهدی بخشنده بر ستاد انتخابات کاندیدای اصلاح طلبان در خوزستان هستند با طرح نام ولی الله شجاع پوریان موفق می شود شجاع پوریان را بعنوان رییس ستاد انتخاباتی خوزستان معرفی نماید . اختلافات به اوج خود می رسد تاجایی که چندین ستاد انتخاباتی در اهواز شکل می گیرد ، این اولین تقابل و زورآزمایی آشکار شریعتی با کیانوش راد و جریان احزاب اصلاح طلب است ، انتخابات تمام می شود و وقایع بعد از آن بوجود می آید و تقریبا برای مدتی فعالیت احزاب سیاسی اصلاح طلب در استان کمرنگ می شود و این بهترین فرصت است برای شریعتی تا بتواند اختلافات بوجود آمده را مدیریت کند .

۴- محفل نرگس
فضای سیاسی کشور به شدت حساس شده و تقریبا احزاب اصلاح طلب هیچگونه فعالیتی ندارند و این بهترین فرصت است برای اینکه شریعتی بتواند از خلأ موجود استفاده نماید ، شریعتی با تاسیس آزمایشگاه ژنتیک نرگس در اهواز در کنار فعالیت های پزشکی حرفه ای خود ، آرام آرام دوباره روابط تیره و از بین رفته خود را با جریان احزاب اصلاح طلب و مشخصا محمد کیانوش راد بهبود می بخشد ، آزمایشگاه نرگس در خارج از وقت اداری و تا پاسی از شب محفلی است برای رفت و آمد سیاسیون اصلاح طلب ، تقریبا در این دوره او موفق می شود با همه افرادی را که در سال ۸۸ مقابل او بودند روابط خود را بازسازی کند در کنار آن ، حلقه اطراف وی گسترش پیدا می کند ، افراد جدیدی اینک در کنارش هستند از پیمانکار گرفته تا دانشجو و دانش آموز ، تقریبا هر کدام از اصلاح طلبان استان که دچار مشکلی می شود محفل نرگس پذیرای اوست . اما در این میان محمد کیانوش راد و برخی از نزدیکان وی همچنان نسبت به شریعتی تردید دارند و هیچگاه مسائل پیش آمده در سال ۸۸ را فراموش نمی کنند . در این سالها شریعتی فرصت کافی دارد تا روابط خود را با برخی از سران ارشد جریان اصلاحات در مرکز که این روزها بازنشسته شده اند و برخی از متنفذین ارشد نظام تقویت نماید و آرام آرام خود را برای جایگاهی که مدت هاست در انتظارش است آماده و مهیا سازد .
در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ شریعتی با تیزهوشی سعی می نماید هدایت ستاد انتخاباتی مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی را بعهده بگیرد اما رد صلاحیت هاشمی مانع از این می شود که بتواند خودش را بعنوان لیدر اصلی معرفی نماید بنابراین سعی می کند در کنار بسیج اطرافیانش و محفل نرگس در ستاد انتخاباتی محمد رضا عارف ،کمک های محدود مالی نیز به ستاد انتخاباتی حسن روحانی داشته باشد . با پیروزی حسن روحانی و انتخاب عبدالحسن مقتدایی بعنوان استاندار خوزستان ، علیرغم مخالفت شدید سران اصلاح طلب استان ، فعالیت و رفت و آمدهای شریعتی به مرکز شدت می گیرد .

۵- استاندار جوان
یکی از نزدیکان شریعتی نقل می کند که از فردای روزی که مقتدایی استاندار شد ، شریعتی برنامه ریزی آشکار خود را برای جانشینی او آغاز می کند ، تقریبا اکثر نیروهای سیاسی استان می دانستند که مقتدایی با روحیاتی که دارد دیر یا زود از بدنه دولت جدا خواهد شد و به مخالف دولت تبدیل می شود . شریعتی از این فرصت بخوبی استفاده کرد و بعد از عزل مقتدایی و جدا شدن او از بدنه دولت ، بالاخره توانست با لابی گسترده و سنگین نام خودش را در وزارت کشور مطرح سازد و نهایتا استاندار خوزستان شود .
از زمان انتخاب فرج الله خبیر بعنوان سرپرست استانداری تا انتخاب شریعتی بعنوان استاندار ، اتفاقاتی افتاده است که شاید فقط شریعتی و تعداد انگشت شماری از حلقه نزدیک وی بتوانند جزئیات دقیق آن را بزبان آورند ، اما می توان به روشنی گفت قدرت چانه زنی و لابیگری فوق العاده شریعتی در کنار شبکه ارتباطات گسترده ای که او در تمام این سالها برای خودش ایجاد نموده ، باعث شد علیرغم مخالفت های شدید رسمی و غیر رسمی با استاندار شدنش ، او را وارد ساختمان خیابان فلسطین در امانیه کند .
برخی می گویند شریعتی استاندار شدنش را مدیون افرادی نظیر محمد خاتمی ، محمد فروزنده ، اسحق جهانگیری ، محمد کیانوش راد و …. است ، اما به نظر می رسد شریعتی استاندار شدنش را تنها مدیون خودش است و هیچکس غیر از خودش نقشی در استاندار شدنش نداشته است . شاید به جرات بتوان گفت ، تنها نکته شاخص در شخصیت غلامرضا شریعتی که او را از سایر نیروهای سیاسی خوزستانی متمایز می کند ، قدرت لابیگری و چانه زنی فوق العاده اوست ، اما مشکل اصلی شریعتی این است که در تمام این سالها او صرفا و فقط به استاندار شدن فکر کرده است و تمام توان خود را فقط برای رسیدین به این هدف بکار بسته اما هیچ برنامه ای برای بعد از استاندار شدنش نداشته و اساسا به این موضوع فکر هم نکرده است .
۶- میراث شریعتی
تصور شریعتی این است که استانداری خوزستان را می تواند مثل یک محفل یا پاتوق یا حزب سیاسی اداره کند ، بنابراین او فاقد برنامه ریزی لازم برای مدیریت استان است او ساعت ها و روزها در گشت و گذار و سفر استانی است ، تقریبا به تمام نقاط دوردست استان سفر کرده است ، تقریبا همه مردم استان می توانند با تلفن همراه او تماس بگیرند از آبدارچی یک اداره گرفته تا مدیر ارشد یک سازمان بدون طی کردن سلسله مراتب اداری می توانند مستقیما با استاندار تماس بگیرد اگر جواب ندهد باید منتظر تماس او در نیمه های شب باشند ، او هر شب تا طلوع آفتاب در مهمانسرای استانداری پذیرای ملاقات کنندگان است . افراد مختلفی که بعضا هیچ مسئولیت و جایگاهی در نظام اداری یا سیاسی استان ندارند و شاید صرفا مدیر یک گروه مجازی چند صد نفره هستند می توانند ساعت ها با او نشسته و از هر دری سخن بگویند . اینگونه که نزدیکان او نقل می کنند ، جناب استاندار در شبانه روز چند ساعت بیشتر نمی خوابد و همواره در جلسات است ، جلساتی که عموما با تاخیر شروع می شوند و یا عکس هایی که از آنها منتشر می شود چهره خسته و خواب آلود استاندار را نشان می دهد .
خیلی از دوستان و نزدیکان شریعتی با علاقه و شدت خاصی از این موارد بعنوان میراث شریعتی یاد می کنند و این رفتارها را دلیلی بر مردمی بودن و محبوب بودن استاندار جوان می دانند . اما آیا این واقعیت ماجراست ؟!
بررسی عملکرد شریعتی در حوزه انتصابات نشان می دهد که اکثر انتصابات او بر اساس امتیاز دهی به جریانات سیاسی ، فکری یا قومی است . خوب است نزدیکان و اطرافیان او فهرستی از مدیران منصوب او را منتشر نموده و میزان تحصیلات و سوابق و ارتباط شغلی آنها را بررسی نمایند و آیا بعد از رفتن شریعتی این مدیران ماندگار خواهند بود ؟! تقریبا همه چهره های سیاسی و قومی استان می دانند که اگر بدنبال ملاقات با استاندار و طرح خواسته ها و مطالباتشان هستند ابتدا به ساکن باید درفضای مجازی مطلب یا اظهار نظری انتقادی نسبت به استاندار انجام دهند ، سپس بواسطه یکی از نزدیکان استاندار یا مستقیما توسط تلفن همراه موضوع را به استاندار منعکس کنند و منتظر باشند تا از دفتر شریعتی برای ملاقات با آنها تماس گرفته شود . به نظر می رسد دولت نیز بخوبی این روحیه لابیگری جناب استاندار را درک کرده باشد ، امروز می توان به صراحت گفت یکی از کارکردهای موفق شریعتی بعنوان استاندار خوزستان این است که بعد از هر اعلام وصول استیضاح در مجلس دولت به او ماموریت می دهد تا با نمایندگان خوزستانی امضا کننده استیضاح وارد مذاکره و لابی شده و آنها را منصرف نماید .
به نظر می رسد استاندار خوزستان علیرغم اینکه فردی است با قدرت لابیگری و چانه زنی بالا ، اما فاقد قدرت برنامه ریزی و تصمیم گیری است و به همین دلیل سعی می کند برای پوشاندن این ضعف بزرگ خود بجای پرداختن به مسائل زیر بنایی و مهم استان ، وقت خود را صرفا به انجام دیدار و ملاقات و چانه زنی و آرام نمودن مخالفانش صرف کند ، هر چند نمی توان همه عملکرد شریعتی را زیر سئوال برد و بدون شک اقدامات موثری هم در این مدت انجام داده است ، اینکه شریعتی توانسته با لابیگری و چانه زنی برخی ردیف های بودجه و اعتبارات استانی را افزایش دهد قابل چشم پوشی نیست اما میراث شریعتی بیش از آنکه شامل اقدامات موثر و سازنده باشد ، سرشار از بی نظمی ، بی تدبیری ، بی برنامه بودن و فقدان برنامه ریزی است ، ضمن اینکه یکی سری از اقدامات و امور اجرایی استان خود بخود حتی با حضور فرد دیگری غیر از شریعتی بعنوان استاندار نیز قابل انجام است . حتی در این دوره هم عملکرد او در حوزه امنیتی قابل دفاع نیست و همه را بیاد دوران معاونت استانداری او در دولت اصلاحات و وقایع آن زمان اهواز می اندازد ، بدنبال حادثه تروریستی اخیر اهواز ، در گزارش کمسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی نیز صراحتا به سهل انگاری های انجام شده در استان اشاره شده است که مسئولیت مستقیم آن مشخصا متوجه شریعتی بعنوان رییس شورای تامین استان است . هر چند نمی توان شریعتی را در این ماجرا مقصر اصلی دانست اما نمی توان مسئولیت مستقیم او را نیز در مدیرت شورای تامین استان انکار نمود .

۷- پایان عصر شریعتی
آنچه که امروز در استان خوزستان مشهود است کلکسیونی از بی نظمی ، بی تدبیری ، انتصاب های غیر کارشناسی و امتیاز دهی سیاسی و قومی به نمایندگان مجلس ، احزاب ، اشخاص و اقوام است ، واقعیت این است که شریعتی هر آنچه داشته و توانسته رو کرده است ، بیش از این هم نمی تواند چیز جدیدی رو کند ، شریعتی همین است یک لابی گر سیاسی ، صرفا امورات استان را با لابیگری و امتیاز دهی سیاسی پیش می برد اما آیا این روش و منش چاره ای است برای رفع مشکلات اساسی و فراوان خوزستان ؟! آیا شریعتی با لابی گری می توان اوضاع استان را بهبود بخشد ؟! اگر اشتباه مقتدایی این بود که خودش را در قامت یک اپوزیسیون دولت نشان داد و نهایتا از بدنه دولت جدا شد ، شریعتی اما خودش را در قامت یک لابی گر سیاسی معرفی کرده و تصور می کند می تواند با این رویکرد موفق شود و پله پله مدارج ترقی را طی نماید ، هر چند تجربه نشان داده لابیگران سیاسی در دوران مختلف موفقیت هایی را بدست آورده اند اما در حوزه اجرا و عمل شریعتی نمی تواند با این رویکرد کاری پیش ببرد شریعتی نمی تواند همه را راضی نماید و بزرگترین اشتباه او همین است که تصور می کند می تواند همه را راضی کند ، شاید شریعتی بتواند یک نماینده مجلس قوی و قدرتمند شود یا در بدنه دولت بعنوان معاون پارلمانی یکی از وزارتخانه ها یا حتی معاون پارلمانی ریاست جمهوری در راهروهای مجلس مشغول لابی گری و امتیازدهی باشد و رسیدن به این جایگاه ها برای او دور از ذهن نیست ، اما دوران شریعتی بعنوان استاندار و نماینده ارشد دولت در استان به اتمام رسیده است ، شریعتی روزبروز تنها و تنها تر خواهد شد ، به تدریج همه کسانی که اطراف او هستند یکی پس از دیگری ترکش می کنند و همه افرادی که بدنبال امتیاز گیری از او هستند به مخالفانش تبدیل می شوند چرا که با همه تلاشی که می کند نمی تواند همه را راضی نماید . امروز به جرات می توان گفت عصر شریعتی در خوزستان به پایان رسیده است حتی اگر او تا پایان دولت استاندار خوزستان باشد .

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  • سلام. دست مریزاد بسیار زیبا و انصافا نقد جامع و کاملی از شخصیت سیاسی آقای استاندار ارائه دادید باور کنید حرف دل ما کارمندان فرمانداری و بخشداری های استان را زدید که بر اثر بی تدبیری و امتیاز دهی ایشان به نمایندگان با آبرو و حیثیت شغلی ما بازی کرده بازم تشکر می کنم لطفا مرتب ایشان را نقد کنید شاید فریاد رسی برسد.با تشکر

  • انشالله که پایان نزدیک باشد ما که از استاندار شدن ایشان منعتی گیر استانمان نیامد
    ممنون
    واجرکم عندالله

  • میدانم کامنت من را چاپ نمیکنید ولی خدایی هم هست
    ایشان حتی برای مدیران رده پایین هم افراد خودشان را معرفی میکنند و همیشه زیراب بقیه که در باند و حلقه خودشان نیستند را میزنند
    اصولا این مقام برای ایشان زیاد بود
    کارهای اقتصادی ایشان فراتر از این حرفهاست نمیگریم رانت ولی….. خدا به همه امور اگاه است

  • نون و القلم و مایسطرون
    انشالله که پرده برافتد
    و ماهیت اصلی خیای افراد مشخص شود
    من منکر زحمات ایشان نیستم ولی ایشان ره صد ساله رو یک شبه طی کردن
    امید که ندانم کاری ها و اشتباهات عمدی نبوده باشد

  • همیشه حس مسکردم پشت این ظاهر مذهبی چی هست نور که شما تاباندید ذره ای از بینهایت بود

  • و مکروا ومکرالله والله خیر الماکرین
    انشالله حقایق برملا شود
    تا کی خوزستان باید تاوان باند و جناح بازی را بدهد؟یعنی یک ادم مستقل کار درست نداریم؟؟؟؟
    ترجیحا بهبهانی هم نباشد که استان از بهبهانیها خیلی ضرر دیده

  • امیدوارم به زودی پایان حضور ایشون در استان باشیم جز اشتباهات فاحش از زیر مجموعه ایشون چیزی ندیدیم
    اصلا این نیروی خوب رو ببرن استانهای دیگه تا از خدماتشون بهره مند بشن.چقدر ما خوزستانیها بکشیم از ندانم کاری و سیاست بازیشون.

  • صدهزار تومن نذر میکنم این اقا برن
    ای کاش تحقیق میکردین تخصص چطور قبول شدن؟؟؟؟؟ایا حق کسی رو نخوردن؟؟؟؟؟امتیاز ازمایشگاه در کیانپارس چطور؟؟؟؟؟؟شاید هم نمیشه به تاریکخانه اشباح نور تاباند

  • به شخصه شاهد بودم برای مدیران رده پایین هم به وزرا دستور میده،اصولا در حال دور زدن همه هستن.خیلی سخته یک خوزستانی به فکر استان نباشه.منفعت داره لابد

  • خوبه اشاراه بشه دکتر صابری چگونه بدون تخصص و اشنایی به امور رئیس بنیاد بی اثر نخبگان شدن.با توصیه استاندار و پافشاری محض ایشون!!!!بنیاد به قهقرا رفت بقیه ارگانها رو دریابید

  • دو نکته را در نظر داشته باشید ، شریعتی سرپرست معاونت سیاسی و کفیل استانداری شد و هیچگاه حکمش بعنوان معاون استانداری یا سرپرست استانداری صادر نشده است اما خودش در محافل مختلف اینگونه مطرح می کند

  • مطلب خوب و تقریبا مستندی است ، اما آیا فکر می کنید شریعتی از این مطلب درس می گیرد ؟؟ او هرگز درس نمی گیرد و غیر قابل تغییر است .

  • شخصا معتقدم شریعتی یک دلال سیاسی است و بس ! تا کی استان باید از امثال ایشان ضربه بخورد !

  • لطفا افرادی را که ایشان در دوران خود آورده بررسی کنید ، بنده توهینی به کسی نمی کنم ولی لطفا سوابق آقایان رزمی ، شاهین رضایی ، محسن قنواتی ، برون ، رضوانی ، مکارمی ، فریدونی ، حاجی زاده ، بحرینی ، بویری ، شربتدار ، امیر کمایی و … که در دوران ایشان به جایی رسیدند را بررسی کنید منصفانه تا همه قضاوت کنند ایشان با استان چه کرده ؟!