خبرنگاری، حدیث چون شمع آب شدن است/ علی چاروسائی

خورنا – علی چاروسائی: قسم به قلم و آنچه مینویسد… باز هم17 مرداد شد و نام خبرنگار بر زبان ها افتاد. نامی که در اوج شهامت و شجاعت، همیشه مظلوم بوده است. و الحق که خبرنگاری حدیث چون شمع آب شدن و پایداری در قاموس پر فروغ زندگی است.

خبرنگاری، عبور از مرز واقعیت هاست آنگاه که به درد میرسی، آنگاه که نفست بند می آید، آنگاه که در برابر فاجعه ای نمی توانی سکوت کنی، آنگاه که زندگی را در ماورای دردهایش می بینی، آنگاه  که همه حس حرکت و تلاشت را در قلم ات می ریزی و آنگاه که …

آری…! خبرنگاری، دل پر درد میخواهد و سر پر جرات و شاید این کهنه سخنی باشد،  اما  آنکه  دل پر دردی ندارد، نمی تواند بنویسد و آنکه از مرز شجاعت نگذشته باشد، نمی تواند  قلم  بر دارد و با  نیشتر قلم خون آبه، زخم عمیق جراحت ها را بشکافد و از ماورای عشق، امید و حیات حرف بزند .

اینجا، عرصه کوچک دلان نیست و اگر بنا بر دست اتفاق، کوچک دلان و نا اهلان بر این  عرصه دست  بیازند، دیر زمانی نخواهد  گذشت  که  مکان مقدس تحریریه، آنان را از خود خواهد راند،  هر چند در مدت کوتاهی دستی بر آتش داشته باشند !و اینجاست که باید گفت: “ای مگس، عرصه سیمرغ، نه جولانگه توست…”

خبرنگاری که با شجاعت و شهامت به میدان آمده، جایزه و تقدیر نمی خواهد. هر چند بخواهند  که  جایزه بدهند و تقدیر کنند، هر چند بخواهند جشنواره برپا کنند.

جشنواره ی خبرنگاران متفاوت است. زندگی شان، حکایت رنج و ستیز است و جشنواره شان، عرصه پیکار قلم در برابر زخم های عمیق اجتماعی است و اینگونه است که بزرگ می شوند و می درخشند.

در حقیقت، جشنواره هایی که به مناسبت این روز برگزار میشوند، در پرتو  خبرنگاران واقعی قوت و اعتبار  می گیرد، نه خبرنگار در سایه جشنواره و مراسمات اینچنینی !

اما خبرنگاری، عرصه تخریب، تهدید، تساهل، بیهوده گویی، کم  دانشی و کم اطلاعی نیست، بلکه خود را در برابر هزاران و میلیون ها قاضی قرار دادن است و برای کلمه به کلمه ای که نوشته میشود، ترس از خدا داشتن و ترس از غیر از خدا نداشتن است.

خبرنگاری، عرصه توانمندی، تلاش، ماندن و قلم را به سر منزل مقصود رساندن است  .

خبرنگار را باید در مکان مقدس تحریریه اش تقدیر کرد، و نه اینکه خبرنگاران را در حریم جشنواره به  رقابت سطحی واداشت، که خبرنگاری صحنه رقابت نیست، بلکه عرصه زندگیست …

با درود به شرف خبرنگاران

علی چاروسائی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  • احسنت…

  • شهر به شهر و کوه به کوه در طلبت شتافتم
    خانه به خانه دربدر جستمت و نیافتم
    بر دل من زبس که جا تنگ شد از جدایی یت
    بی تو به دست خویشتن سینه ی خود شکافتم
    بک ره ازاو نشد مرا ، کار دل حزین روا
    هاتف اگر چه عمرها در ره او شتافتم….هاتف اصفهانی
    اره حدیث عمری ست که در طلب تنظیم عادلانه جهان بگردی …به تعبیر حافظ سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور….پایدار و مستدام باشی جوان خردمند

  • بسم الله
    سلام بزرگوار.روز خبرنگار بر شما مبارک باد.به امید موفقیت های روز افزون شما در عرصه خبرنگاری:)

  • فوق العاده بود
    “خبرنگار را باید در مکان مقدس تحریریه اش تقدیر کرد”
    درود بر شرف خبرنگاران
    درود بر شرف شما