چرا از ایجاد و تداوم فعالیتهای جمعی و تشکیلاتی درمی مانیم!؟

خورنا -تشکیلات گوناگون فرهنگی و اجتماعی با حضور تحصیل کردگان و فرهیختگانی که خود را در زمینه اسیبهای اجتماعی و فرهنگی و راههای توسعه در ان حوزه ها خردمند واهل دغدغه می بینند تشکیل می یابد.مدتی نمی گذرد که عده ای بدون هماهنگی با دیگران و بخاطرمطرح کردن خود و بی اعتماد به بقیه اعضاء تک روی کرده و ساز مخالف می زنند!

خورنا -تشکیلات گوناگون فرهنگی و اجتماعی با حضور تحصیل کردگان و فرهیختگانی که خود را در زمینه اسیبهای اجتماعی و فرهنگی و راههای توسعه در ان حوزه ها خردمند واهل دغدغه می بینند تشکیل می یابد.مدتی نمی گذرد که عده ای بدون هماهنگی با دیگران و بخاطرمطرح کردن خود و بی اعتماد به بقیه اعضاء تک روی کرده و ساز مخالف می زنند!افرادی دیگر منفعلانه تنها منتظر فعالیت اعضای دیگر می مانند!فردی دیگردیدگاههای خود را منطقی و مقبول وطرف مقابل را متهم می کند و جلسات را بدون رسیدن به نتیجه به تشنج می کشاند!بعضا مدیر گروه بدون توجه به خرد جمعی در صدد غالب کردن نظرات و دیدگاههای خویش است!افرادی از تشکیلات با بی انگیزگی خارج شدن از گروه و تشکیل تیم جدید را در ذهن می پرورانند!فردی از گروه مدیر تیم را نالایق و خود را توانمند می داند و مشغول رایزنی و زیرابی با عده ای دیگر برای رهبری گروه است!ذکر این چند مورد تنها اشاره ای به افات و چالشهایی است که مداوما فعالیتهای تشکیلاتی را در جامعه ما به خود درگیر کرده و ایجاد و تداوم کارکرد انها را دچار انفعال و شکست نموده است.ایا براستی ذات خلقیات و فرهنگ ما ایرانیان با کار جمعی در تضاد است و یا این ناکامی محصول دوران جدید است؟این شکست ها و ضعفهای مداوم تابع چه علل و معلولاتی است؟برای پاسخ به این سوالات باید با بررسی ابعاد گوناگون ان را علت یابی و تبیین نمود که در این مجال نگاهی کلی به این موضوع خواهیم داشت.
بعضی از علل ها را باید از جوانب درون تشکیلاتی مورد تامل و ارزیابی قرار داد.از کلیدهای اصلی ناکامی در ایجاد و تداوم حرکتهای جمعی ضعف در مهارتهای ارتباطی و گفتگو،عدم تحمل نظر مخالف ،بی اعتمادی و نبود روابط عاطفی افراد گروه به هم است و وجود خلاء در این موارد باعث به هرز رفتن انرژی و توان اعضاء تیم و اسیب و اختلال در ایجاد ارتباط سازمانی خواهد شد.از علل مهم دیگر در شکست کارهای جمعی نبود ساختار منسجم تشکیلاتی و کاستی در هدف گذاری ،برنامه ریزی و نظم تیمی است که در این حوزه نقش مدیریت قوی و تخصص اعضاء در گروه بسیار مهم است.مدیریت گروه باید براساس توانمندی های تخصصی کادر، قادر به هماهنگی و تقسیم کار بین اعضاء بوده و بتواند اختلاف نظرهای بوجود امده بین افراد و تک روی ها و تنش های پیش رو را مدیریت کند و امکان لازم را جهت اسیب شناسی چالش های موجود و پیش رو را مهیا نماید و بتواند با درایت، مشورت و همفکری با اعضاء را محور فعالیتهای خویش قرار دهد.
از مجموعه عوامل دیگر تضعیف و ناکامی در کارهای تشکیلاتی دلایل برون گروهی و نقش ساختارهای موجود فرهنگی،اجتماعی،سیاسی و اقتصادی جامعه است.مردم ما در زندگی اجتماعی بیشتر تمایل به فرد گرایی ،تک روی و خودمحوری دارند تا جمع گرایی و این امر تا حد زیادی مربوط به فرهنگ و سیستم اموزش و تربیت ما در خانواده،مدرسه و اجتماع دارد که همواره بر مبنای فعالیت ،حرکت و پیشرفت در جهت فردی و اولویت بر جمع بنیان گذاشته شده است .مدام از دوران کودکی یاد گرفتیم که باید طوری زندگی کنیم که بتوانیم گلیم خودمان را از اب بکشیم بیرون!به طوری که تفریحات و یادگیری ها ی ما در مدارس وحتی فعالیتهای تحقیقاتی در سطح اموزش عالی ونوع روش کار شاغلین ادارات با تاکید بیشتر برحرکت فردی برنامه ریزی و انجام می گیرد و نهایت امردر جامعه افرادی خواهیم داشت که دارای کمترین دغدغه وروحیه کار تشکیلاتی خواهند بود.در حالی که باید سعی شود مهارتهای مدنی و تیمی علاوه بربرنامه اموزشی ،در قالب و شکل عملی فعالیت ها نیزمورد توجه قرارگیرد.متاسفانه حکومتهای استبدادی درطول تاریخ گذشته کشورمان سبب اثار سوء خلقی،شخصیتی و تربیتی در فرهنگ این مرز و بوم شده اند که متضاد با فعالیتهای جمعی و رفتارهای مدنی بوده است . سیستم حاکمیتی مطلق خواه و مستبد ایجاد کننده فرهنگ و منش خود محورانه ،خودخواهانه و مطلق اندیشانه در افراد می شود که ایجاد کننده و مشوق حرکتهای گروهی و جمعی نخواهد بود زیرا این سیستم مدام به دنبال دیکته کردن امال و افکار خود به مردمی خواهد بود که مجبور به پیروی کور کورانه از یک اقلیت خواهند بود و رسوبات این فکر سالهای متمادی در خلقیات و روحیات یک ملت باقی خواهد ماند.همچنین اگردر یک سیستم سازوکارهای دموکراتیک و مدنی رعایت نشود و امکان مشارکت عادلانه در امور برای احاد مردم فراهم نگردد ان جامعه و بخصوص قشر فرهیخته و صاحب نظر امکان و انگیزه لازم برای مشارکت در فعالیتهای گروهی و تشکیلاتی فرهنگی،اجتماعی و حتی اقتصادی نداشته و سرزندگی و پویایی اجتماعی خود را از دست خواهند داد. زیرا تا موقعی که شهروند یک جامعه اعتماد کافی در زمینه حمایت قانونی و حقوقی را فراهم نبیند و عدالت را در وجوه مختلف احساس نکند انگیزه و ضرورت لازم را برای خود و جامعه جهت مشارکت در کارهای تیمی و تشکیلاتی و رسیدن به خرد جمعی برای توسعه و پیشرفت کشور نخواهد دید.
نتیجتا ضعفهای موجود در فرهنگ و روحیه کار جمعی ما ایرانیان چه در ابعاد درون تشکیلاتی و چه در ساختارهای اجتماعی ،اقتصادی و سیاسی مسبب پدیده ای در زندگی اجتماعی ما گردیده که ایجاد و تداوم فعالیتهای گروهی و تشکیلاتی را دچار ناکامی و شکستهای مداوم کرده و برون رفت از ان را بعضا تبدیل به یک ارزو نموده است.

پویان تابناک

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.