نمیشود به زبان از دموکراسی سخن گفت و هنگام توزیع داشته ها، این قوم و آن قوم را متفاوت دانست/ علیرضا شریفی

خورنا – یکی از دستاوردهای جامعه ی بشری در دهه های گذشته تا کنون بسط و گسترش فرهنگ ، نهادها و نگرشی تحت عنوان جامعه مدنی و ارایه ی  تعریف و اقدام به ترویج حقوق شهروندی می باشد که حاصل تلاش اندیشمندان در سالهای متمادی است .

جامعه مدنی که حقوق بشر و ارزش های دموکراسی را محترم شمرده و مدعی حمایت از حقوق انسان بماهو انسان فارغ از زبان و نژاد و طایفه و ایل و تبار اوست .
وی به ترویج قواعد و اصول دموکراسی می پردازد و رفتارش همانند پندارش حتمأ می بایست  دموکراتیک ، شفاف و مطابق ارزش های حقوق بشری باشد، و جالب و

حائز اهمیت و قابل توجه اینکه در جامعه ی مااین ویژگی ها  به ارزش های الهی نیز مزین است .
اما ، از جمله علل و عواملی که موجب پیشگیری و عدم توفیق یا کندی حصول توفیق برای یک فعال مدنی و نهاد مدنی جهت کسب اعتماد جامعه و اصلاح شرایط و تشویق و ترغیب دیگران به همراهی می شود می تواند عبارت باشد از :

۱- به ظاهر ودر شعار مدنی و دموکراتیک و در پندار و محتوی سنتی و قبیله ای اندیشیدن .
امام صادق (ع)می فرماید: کونوا دعاه الناس باعمالکم و لا تکونوا بالسنتکم .
یعنی مردم را با عمل خود و نه با زبان خود دعوت کنید .
این فرمایش یاد آور  ضرب المثلی است که : خرما خورده منع رطب نمی تواند بکند .

نمی شود به زبان و در نوشته ها و مقالات از دموکراسی و برابری حقوق انسان ها و دفاع از شهروند سخن گفت اما در تساوی حقوق انسان ها هنگام توزیع داشته ها تشکیک کرد و سیاه و سفید و این قوم و آن قوم و این منطقه و آن منطقه رادر حقوق انسانی ونعمات خدادادی ، اعم از مادی و معنوی  با هم متفاوت دانست .

مگر نه اینکه خداوند می فرماید:
•••یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر وانثی وجعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفواان اکرمکم عند الله اتقیکم ان الله علیم خبیر•••
مگر نه این است که ملاک کرامت تقوی است و مگر در احراز مسؤلیت و مدیریت شایستگی ملاک نیست ؟ پس اگر به قاعده و قانون عنایت و عمل  شود توفیق و توسعه را درپی خواهد داشت . نمی توان قانون را که به حکم عقل و خردجمعی میثاق زندگی اجتماعی است با احساس نادیده گرفت.

۲- شعار شفافیت و قانون گرایی دادن و وارونه عمل کردن: وقتی سخن از دموکراسی و رعایت حقوق شهروندی و عدالت و انصاف برزبان رانده می شود طبعأ استبداد رأی ، قبیله گرایی ، تبعیض ، نابرابری جنسیتی ، نابرابری قومیتی و امثال ذالک از عرصه ی حیات اجتماعی رخت برمی بندد و همه ی انسان ها فارغ از رنگ پوست ، نژاد ، زبان ، قوم ، قبیله ، محل زندگی و….. محترم شمرده  خواهند شد و ملاک ارزیابی  شایسته گی ها و ارزش های اخلاقی خواهد بود .

۳- فعالیت های شعاری :
از دیگر مشکلات برای یک فعال مدنی و علاوه بر آن نهاد های مدنی شعار زدگی و عدم اعتقاد قلبی به آنچه اظهار می کند است .
خداوند متعال می فرماید :
*لم تقولون مالاتفعلون *
چرا عامل به چیزی که می گویید نیستید ؟
واعظان کین جلوه بر محراب ومنبر می کنند
چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند.

۴- تعارض جامعه مدنی و قوم گرایی : نمی توان هم یک فعال مدنی بود و هم به تبعض نژادی اعتقاد داشت .

از چالش های عمده برای استقرار و تحکیم دموکراسی ، قوم گرایی و گرایش های قومی در جامعه است.البته قوم گرایی متفاوت است از قومیت. قومیت یک ظرفیت و یک ارزش است و قوم گرایی همانند باندبازی یک انحراف بشمار می رود ، انحراف از معیار و قاعده .  وقتی درون جمعی صاحب اندیشه انحراف از اصول پذیرفته شده اتفاق افتد باید منتظر تفرقه و جدایی درآن مجموعه بود.

خداوند حکیم می فرماید :
* واعتصموا بحبل الله و لاتفرقوا *
تفرقه و عدم هماهنگی نمی تواند هیچ جمعی را رهنمون به موفقیت کند .

متأسفانه هنگامی که این ویروس خانمانسوز (قوم گرایی که نگاهی بدوی و ضد توسعه ای است) به بدنه ی مجموعه ، سازمان و جامعه ای رخنه کند ، درمان آن بلاشک مشکل و احیانأ ناممکن جلوه خواهد کرد .

فعال مدنی برای استقرار جامعه ای مدنی که حقوق شهروندی رعایت شود نیازمند اصلاح خود و نگاهی فراتر از غوطه ور شدن در حصارهای محدود می باشد .

حصارهایی که تا شکسته نشوند بی گمان حصول توفیق در استقرار نگاه و جامعه ی مدنی و اعمال قانون امری بس دشوار خواهد بود .نمونه های شکستن این حصار را که منتج به موفقیت بسیار شده است می توان در دنیا به وفور ملاحظه و مشاهده کرد .
حتمأ استقرار قانون راه را بر  بی قانونی و فرار از مسؤلیت می بندد .
امیدواریم منادیان فرهنگ ، پیشقراولان شکستن این حصار تصنعی ، انحرافی و خودساخته باشند .

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  • متاسفانه از دیرباز دراستان مباحث قومیتی مطرح بوده است.اما درهیچ زمانی به اندازه حال اختلاف فاحش قومیتی در استان مطرح نبوده است.بطور مثال در گذشته احزاب سعی در موفقیت حزب خود داشته اند اما امروزمی خوانیم که حتی انتخابات یک حزب تحت تاثیر مسائل قومیتی قرار می گیرد.از سوی دیگر وقتی مطالب سایت های بومی استان را مطالعه می کنیم می بینیم که گفتمان اول بسیاری از مقاله ها همین مسئله است و کل کل های قومیتی از کوچه بازار به سطح شورای شهر وبالاتر رسیده است.دامن زدن به مسایل قومیتی از طریق بها دادن به افرادخاص آتش فتنه ای را در استان روشن می کند که دامن همه مردم را خواهد گرفت و برخلاف مصالح ملی کشور با توجه به اهمیت و جایگاه منطقه ای استان می باشد.تا دیر نشده می بایست مسئولان استان نگاهی دوباره به عملکرد خودداشته باشند و بررسی کنند چقدر در انتصابات و مسائل فرهنگی جانب حق را رعایت کرده اند.

  • دوست من اگر اقای رضایی به شهری سفر می کند نشانه نشانه قوم گرایی نیست اتفاقا امثال آقای محسن رضایی شمخانی و…نقطه قوت استان هستند عقب افتادگی خوزستان حاصل قوم گرایی نیست بلکه معلول یک سری فاکتورها و عوامل دیگریست مثلا یکی از عوامل عقب افتادگی خوزستان را در نبود رسانه های قوی دانست برای نمونه صدا و سیمای خوزستان که برای نشان دادن مشکلات و نارسایی ها باید عمل کند (منظور مسایل صنفی و خدمات شهری و…) گویا برای کتمان حقیقت امده انقدر بی مزه و مشمئز کننده کار می کند که ادم سر گیجه می گیرد بطبع ان دیگر رسانه ها که بیشتر شکل مترسکی به خود گرفتند. متاسفانه انقدر در استان مسایل را امنیتی کردند که شهروندان حتی در مورد مسایل ساده و خدمات شهری گویا توان بازگو کردن نظرات را ندارند و بدین وسیله مدیران نالایق براحتی در استان در حال….هستند مثلا رییس متروی اهواز بعد از ۸ سال کار و لاف زدن در صدا و سیمای خوزستان مشخص شد که مترو در اهواز فقط ۲۶ درست پیشرفت داشت از اب هم تکان نمی خورد! ایا ایشان نباید استعفا دهند؟ نباید مطبوعات ما پیگیری کنند نباید صدا و سیما ایشان را به صلابه بکشد؟؟؟؟؟ یا در مورد شهرداریها و شورای شهر و شهرداران ……………………..
    مشکل دیگر ما خود مردمند که نه چیزی را به جد مطالبه می کنند ونه می خواهند و نه اقدام عملی می کنند و انتظار دارند تا کسانی از کرات دیگر بیایند تا معجزه کنند حقیقتا بسیاری از ما فقط اسم شهروند را یدک می کشیم شوربختانه اهواز هنوز یک دهات بزرگ است و بس. تا زمانی که ما مردم خود را به کنار ی می کشیم و وظایف شهروندی خود را به جا نمی اوریم با این نگرشها،افکار و فرهنگ زندگی می کنیم اتفاق خاصی نخواهد افتاد. ما باید ضمن توجه به یکپارچگی کشور عزیزمان ایران و ضمن توجه به خطوط قرمز سیاسی کشور می بایست همه با هم صدایمان را در مسایل صنفی و اقتصادی و…بالا ببریم ما باید انتقاد کنیم ما باید از رییس صدا و سیمای خوزستان بخواهیم که استعفا دهد ما از مطبوعات و رسانه ها بخواهیم که به وظایف رسانه ای خود در استان صادقانه عمل کنند و الت دست دیگران نشوند. ما باید به مدیران نالایق استان اعتراض کنیم و از انها بخواهیم که به جای دیگری کوچ کنند ما باید بخواهیم
    به باور من نه قومیت ها باعث عقب افتادگی خوزستان شده نه گرما نه ….بلکه عامل اصلی عقب افتادگی خوزستان خود مردم خوزستان هستند که هنوز یاد نگرفتند مطالبات خود به جد پی گیری کنند …

  • استان خوزستان نمادی از رواج افکار زشت و غیرانسانی قومیت گرایی مخصوصا توسط مسئولین گردیده که زندگی را بر مردم استان مخصوصا افراد روشنفکر و فهمیده مشکل ساخته است؟؟؟؟!!
    ملاک استخدام در استان قومیت گردیده، صداوسیما دربست در اختیار یک قوم و شاید دو قوم است،جلسات دولتی در استانداری با حضور افرادی با لباس محلی و تفنگ بر دوش برگزار میگردد، تاریخ در دانشگاه ها توسط افراد بیخرد تحریف میشود، خدمت رسانی به شهرها و مناطق بر اساس قومیت فرق میکند و صدها مورد دیگر؟؟؟؟!!!!!
    براستی این نشان از چیست؟؟؟؟!!! وقتی اقای رضایی به استان سفر میکند و فقط بر خدمت رسانی بر شهرهای به گفته خود قلمرو یک قومیت خاص تأکید میکند و قریب ۶ قومیت دیگر استان را مترسک تلقی میکند؟؟!!!!!!