باغملک و توسعه شهری

خورنا باغملک شهری است با خواستگاه کشاورزی و از نظر شهریت و امکانات شهرنشینی بسیار جوان تلقی می شود.

حمید نورانی/ کارشناس شهرسازی

مهمترین عامل ایجاد شهر را بایستی در مازاد تولید محصولات کشاورزی، توسعه شبکه راهها و تمایل بشر به ایجاد یک زندگی در کنار یکدیگر جستجو کرد.شهر را می توان یک واحد اجتماعی و سیاسی، یک واحد فعالیتی ، فیزیکی و جمعیتی دانست.

اساساً شهرسازی علمی است که می توان گفت اخیراً بوجود آمده است. شهرسازی امروزه دامنه بسیار گسترده ای دارد.

در این رهگذر، کشور ما نیز به عنوان یک کشور در حال توسعه (ولی با پیشینه غنی فرهنگی و علمی و تاریخی که جداکننده این کشور از بسیاری از کشورهای در حال توسعه است.)

توجه به توسعه فیزیکی شهری پایدار، یک ضرورت اساسی در برنامه های توسعه شهری ، حاکی از اهمیت این موضوع در تقویت جبهه های فرهنگی،اجتماعی و کالبدی شهر دارد. در ایران یکی از موارد مهم فرآیند شهرنشینی، گسترش سریع فیزیکی شهرهای آن است.

افزایش بی رویه شهرها و رشد ناموزون آن ها به دلیل مهاجرت های بی رویه و افزایش جمعیت ، یکی از مشکلات اساسی شبکه شهری کشور است. اکنون هم یکی از مسایل تمام شهرها ،رشد شهرنشینی و به تبع آن گسترش شاخک های خزنده شهری بر اراضی پیرا شهری است که پیامدهایی چون حاشیه نشینی ،نابودی اراضی کشاورزی،افزایش جمعیت شهرها،عدم امکان پاسخگویی برخی از خدمات و کاربری ها در شهر ،گسستگی بافت های غیرفیریکی،مشکلات زیست محیطی خصوصاً آلودگی و نابسامانی سیمای شهری داشته است.

عوامل توسعه شهری میتواند در عوامل طبیعی نظیر،عوامل اقتصادی،عوامل اجتماعی و عوامل سیاسی باشد.

باغملک شهری است با خواستگاه کشاورزی و از نظر شهریت و امکانات شهرنشینی بسیار جوان تلقی می شود. که طی سه دهه اخیر با توسعه افقی بوسیله تبدیل اراضی زراعی و باغات به ساخت وسازهای اداری، مسکونی،وتجاری رشد نموده است. گاهاً این رشد و توسعه به حدی بوده است که فرم اولیه و اصلی شهر را که عجین با مراتع وباغات بوده را به هم زده است.

تحولاتی که ازاین شهر به خود دیده است را می توان به چند دسته مهم تقسیم کرد،مهم ترین آن در سال۱۳۶۲با تاسیس شهرداری و سپس در سال ۱۳۶۹بر اساس تقسیمات سیاسی رشدآن از بخش به شهرستان بوده است این تقسیم بندی و تبدیل به مرکزشهرستان نقطه عطف قابل توجهی می باشد چرا که استقرار نهادهای عمومی،دولتی،مراکزخدماتی و اداری و آموزشی و درمانی در حیطه شهر کلید خورد. از این رو با توجه به موقعیت طبیعی شهر که از تمام جهات و طرفین محدود به عوارض طبیعی مانند باغ،زمین کشاورزی،رودخانه و مسیل های فصلی می گردید با چالش های بسیار جدی مواجه گردید. مضاف براینکه رشد جمعیت، مهاجرت از روستا به شهر و افزایش روند شهرنشینی در این نوع از توسعه بسیار موثر بوده است.

بررسی آمارهای دهه های مختلف ازسال۱۳۴۵تاکنون خود موید و مصدق این سخن است به نحوی که در حال حاضر (۱۳۹۴)شهرباغملک بنا به گفته مرکز آمار ایران قریب به ۲۵۰۰۰ نفرجمعیت دارد. حال با توجه به پراکندگی محلات در شهر باغملک از محله ابراهیمی و شنگ گرفته تا محله منجنیق علیا و سفلی،از محله آلخورشیدو رستم آباد گرفته تا محله قلعه خمیسی، مرکزشهرو درویشان نحوه توسعه از نظر کمی و کیفی و نوع گسترش آن اهمیت دو چندانی پیدا می کند. مهم ترین رئوس و عملکردهایی که از نظر نگارنده در توسعه شهر باغملک می بایستی رعایت گردد بدین شرح است:

۱- حفظ کلیه حرایم در مسیر رودخانه هاو مسیل های فصلی.

۲- جلوگیری از تخریب بیش از پیش باغات،مراتع و اراضی کشاورزی درون شهر.

۳- جلوگیری از رشد بی رویه ساخت و سازهای غیرمجازدر دامنه ارتفاعات منتهی به کوه های درویشان و منجنیق که عمدتاً به شکل ناموزون و غیر استاندارد می باشد.

۴- تشویق شهروندان به گرایش به تراکم در احداث ساخت و سازها بوسیله ارائه تسهیلات به سازندگان و مجریان ساخت و ساز از طریق شهرداری.

۵- جلوگیری از تفکیک غیرمجازو غیراصولی اراضی و زمین های خام توسط درشت مالکین،زارعین و دارندگان نسق های زراعی و نیز جلوگیری از واگذاری آنها توسط سودجویان و دلالان زمین و مسکن.

۶- تسریع در طراحی و تصویب طرح تفصیلی شهر باغملک.

به هر روی ادامه این نوع از رشدو توسعه علی رغم پتانسیل های کم نظیراجتماعی،اقتصادی و طبیعی در شهر باغملک پیامدهای جبران ناپذیری به بار خواهد آورد.

وجود معابر ارگانیک از طرفی توسعه بی ضابطه معابر در مناطق رشد و توسعه که عمدتاً بدون در نظر گرفتن مسائل ترافیکی و داشتن سلسله مراتب شبکه دسترسی رشد پیدا کرده اند از طرفی دیگر ،تهدید کننده نظم و فرم شهری می باشد و گاهاً الگویی مشابه الگوی روستایی تبعیت می کندتا فرم شهری در حدود و اندازه و قواعد یک مرکز شهرستان.

از دیگر اصول اولیه توسعه خصوصاً در توسعه های کمی با شکل و فرم افقی ایجاد تناسب بین سرانه مسکونی و سرانه های خدماتی نظیر (فضای سبز،امکانات آموزشی ،تسهیلات رفاهی،اماکن مذهبی و ورزشی)می باشد. این فرآیند تقریباً در محلات در حال رشدو توسعه شهر باغملک(همانطورکه قبلا اشاره شد عمدتاً به شکل افقی می باشد )عمدتا اتفاق نمی افتد و مالکین تنها به فکر انتفاغ حداکثر از طریق واگذاری اراضی خام به شکل پلاک های مسکونی می باشد.

تقسیم بندی که صرفنظر از تناسب قطعات،فرم،ساختار و حد نصاب های تفکیک خروجی مناسبی نخواهد داشت و خالق محلاتی بی روح،یکنواخت،و فاقد هرگونه خدمات جانمایی می باشد و خود محلات نیز در تامین زیر ساخت ها ، دفع فاضلاب و بهره گیری از شبکه آبرسانی شهری محروم خواهند بود.

و در انتها پیشنهادات علمی عملی و اجرایی نگارنده جهت رفع موانع توسعه کالبدی بهینه در شهر باغملک:

۱-اجرای ماده ۱۰۱ قانون شهرداری ها در خصوص تفکیک اراضی و الحاق آن به محدوده شهر.

۲-توجه به توسعه بطئی و درون افزا با مداخله بهسازی و باززنده سازی در محلات قدیمی شهرکه دارای استخوان بندی و انسجام اجنماعی می باشد.

۳-تشدیدبرخورد با تخلفات ساختمانی در کمیسیون ها و مراجع مربوطه از جمله کمیسیون ماده صد.

۴-استفاده از ظرفیت های علمی حوزه شهرسازی و تکنیک های روز دنیا در توسعه پایدار شهر.

۵-صیانت از منابع تجدید ناپذیر به خصوص ارتفاعات و روددره های و مسیل های شهری که به انحاء مختلف در حال زوال و نابودی می باشد.

۶-توجه به افق های توسعه،برنامه های عمرانی پنج ساله و ده ساله حوزه های نفوذ و و ذی نفوذ در سطح منطقه ای و ملی با نگرش ظرفیت های محلی.

۷-تحقق مدیریت یکپارچه شهری با نظارت دقیق نهادهای حاکمیتی در شهر.

۸-اجرای طرح های زیرساختی و مطالعاتی نظیر طرح ممیزی املاک و راه اندازی سیستم یکپارچه شهرسازی.

۹- هماهنگی دستگاههای متولی توسعه شهر از جمله راه وشهرسازی، شهرداری و فرمانداری.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.