یادداشت سردبیر همدلی خوزستان پیرامون مطالبات جوانان و زنان

سهم خواهی، مستمسکی برای حذف جوانان و زنان

سید عبدالهادی آرامی، سردبیر ویژه نامه استان خوزستان روزنامه همدلی در یادداشتی که در شماره 757 روزنامه همدلی به چاپ رسیده نوشته است:

فردای روزی که بیش از ۴۰ میلیون نفر در انتخابات شرکت کردند و مهر تایید دوباره ای بر مردم سالاری در نظام جمهوری اسلامی زدند، زمزمه ها شروع شد. هنوز عرق «پاشنه ورکشیده ها» خشک نشده بود که عده ای، فریاد سر دادند که «برخی برای سهم خواهی آمدند» و آن برخیِ از همه جا بی خبر برای اینکه «صداقت سیاسی» خود را به زعم خودشان نشان رقیب دهند همه جا پاسخ دادند که اصولا ما برای سهم خواهی نیامدیم و سهم خواهی خواهی چیست؟ چنان قافیه را باختند که به طرفه العینی کابینه چینش شد و روحانی «خواست اما نشد» که سهمی را به کسانی بدهد که بیشترین تاثیر را در به قدرت رسیدن وی داشتند.
میخواهم در اینجا به واژه «سهم خواهی» به صورت گسترده تری بپردازیم. اصولا در جوامع دمکراتیک (که کشور ما نیز نمونه ای از جوامع دمکراتیک است) سهم خواهی و چینش کابینه توسط احزاب پیروز انتخابات مسئله ای عادی و پیش پا افتاده است. بسیاری از احزاب به میزان «تاثیرگذاری» خود در انتخابات دارای سهم درصدی از کابینه می شوند. گاهی کار تا آنجا پیش می رود که-حتی قبل از انتخابات- بین احزابی که ائتلاف کرده اند، تعداد وزارتخانه ها و اسم آنها به عنوان «سهم» هر حزب و گروه مشخص است.
در چنین شرایطی و با توجه به اینکه بسیاری از سیاستمداران ما نوع حکومت ما را مردم بر مردم یا همان دموکراسی می دانند به نظر می رسد، سهم خواهی از ارکان قدرت نه تنها مذموم و ناپسند نیست بلکه می تواند به تقسیم مسئولیت ها بر اساس شایستگی ها بینجامد و از تمرکز قدرت بر یک جناح یا حزب بکاهد و اینگونه زمینه برای فساد اداری نیز کمتر خواهد شد.
جوانان به عنوان بازوان اصلی ستادهای انتخاباتی دو طیف در انتخابات گذشته خوش درخشیدند و بخش عمده ای از تهییج بخشیدن به مردم را بر عهده داشتند. در این انتخابات، کار از تهییج صرف فراتر رفت و جوانان به میان مردم رفتند. در ایام انتخاب، هر گوشه ای را که می دیدی، چند جوان، دختر یا پسر، دانشجو یا غیردانشجو در حال صحبت رودررو با مردم بودند. فرقی نمی کرد طرفدار چپ باشند یا راست. جوانان و زنان بسیار بیشتر از دیگر مردم به صحنه آمدند و دیگران را نیز به صحنه کشاندند.
باری، ایام انتخابات سپری شد و برای ۲۴ میلیون نفر امید آورد و برای ۱۶ میلیون نفر، صبر. کارگروه های پیدا و پنهان برای بستن کابینه شروع به کار کردند و گعده ها در حال رایزنی بودند و کم کم جوانان و زنان و قومیت ها نادیده گرفته شدند. در حالی که بسیاری از وزیران کابینه روحانی در ایام انتخابات وی را همراهی نکرده بودند اما حکم ابقا گرفتند و کابیته پیرتر از آنچه که در دوره قبل بود شد. زمزمه ها دیگر تبدیل به اظهار نگرانی های جدی شد و حتی کابینه تا خطر سقوط ۵ وزیر پیش رفت و البته فقط کار تشکیلاتی و منظم نمایندگان خوزستان با همراهی رسانه های استان توانست تنها یک وزیر را اصطلاحا بیاندازد.
به هر جهت کابینه فقط یک جوان را به خود دید و هیچ سهمی برای زنان در نظر گرفته نشد. هرچه روحانی گفت که «خواستم اما نشد» ولی افکار عمومی قانع نشد.

اکنون به نظر می رسد افزایش نقش آفرینی جوانان در دولت، که یکی از وعده های پرطمطراق و امید آفرین روحانی بوده ، با دستان خسته واعظی و نوبخت و دیگر حلقه نزدیکان روحانی، به دست فراموشی سپرده شده است. طرح «دستیار جوان» نیز در بسیاری از استان ها از جمله خوزستان مسکوت گذاشته و معلوم نیست قرار است شکاف نسلی مدیران نسل اول و جوانان نسل سوم انقلاب چگونه پر شود؟ تا همیشه که نمی توان به این مدیرانی که اکنون دارند برای نوه های جوانانشان تدارک پست و منصب می بینند اعتماد کرد. باید بالاخره به جوانان واقعی و «پاشنه ورکشیده ها» میدان داد و «سهم» آنان را از مناصب مدیریتی ، اجرایی و مشورتی پرداخت. چرا که در همواره بر یک پاشنه نخواهد چرخید و روزی خواهدآمد که نه از مدیران نسل اول خبری هست و نه از جوانان تجربه دیده. آنچه باقی می ماند نسلی از کارمندان دون پایه ای است که مشق مدیریت نکردند. آن روز دیر نخواهد بود.

آقای روحانی و آقای شریعتی نوبت شماست. بجنبید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.