درباره تلویزیون خصوصی و انحصار صدا و سیما

خورنا: یکی از مشخصه های دنیای کنونی را می توان قدرت تاثیر گذاری رسانه ها بر مردم دانست. امروزه رسانه ها می توانند اعتقادات، فرهنگ، خواسته ها و امیال آدمیان را شکل داده و حتی برای آنها ایجاد نیاز کنند. تاثیر گذاری وسیع و غیر قابل انکار رسانه ها به گونه ای است که کنترل رسانه ای جهت کنترل افکار عمومی به یکی از دلمشغولی های حکومتهای ملی تبدیل شده است. حاکمیتی که بتواند مردم خود و یا مردم دیگر کشورها را به سوی رسانه های خود جذب کند، خواهد توانست افکار و خواسته های آنها را رهبری نموده و بر روی زندگی آنها در جهت منافع خود اثر بگذارد و از طرفی از اثر گذاری دیگر حاکمیتها و خصوصا دشمنانش جلوگیری نماید. کمتر کشوری است که رسانه ای برون مرزی و برای دیگران نداشته باشد. نوشتار پیش رو در پی نشان دادن راهکاری جهت جذب حداکثری مخاطبان ایرانی و خارجی به سوی رسانه هایی است که حاکمیت ایران شکل دهنده آنهاست. در این نوشتار بر شبکه های خصوصی به عنوان یک راهکار قدرتمند در جذب توده ها پرداخته می شود.

ضرورتهای ایجاد شبکه های تلویزیونی خصوصی

۱- جذب توده ها
بر خلاف انتظار و تخمینهایی که مقامات جمهوری اسلامی نسبت به شبکه های خصوصی دارند، ایجاد شبکه های خصوصی موجب جذب بیشتر مردم به سوی اهداف و روشهای حاکمیت خواهد شد. در صورتی که شبکه های خصوصی ملزم به اجرای قوانین جمهوری اسلامی باشند و بدانند با تخطی از آن دچار زحمت و تعطیلی خواهند شد آنگاه همانند روزنامه های منتشر شده به گونه ای عمل خواهند کرد که با استاندارد های موجود و البته خلاقیت ناشی از رقابت درونی برنامه هایی جذاب را تحویل مخاطب دهند. به هر حال وجود صدها شبکه خصوصی بهتر از حدود ۱۶ شبکه داخلی دولتی می تواند مردم را به خود جذب نماید.در مورد مشابه باید دید سهم روزنامه های دولتی و حکومتی در تیراژ نشریات با تمام رانتها و قدرت اقتصادیشان به چه میزان می باشد؟ همین جذب بیشتر از طریق شبکه های خصوصی نیز در زمینه تلویزون می توان اتفاق افتاده و به همین نسبت مردم کمتر از شبکه های خارجی که قوانین جمهوری اسلامی را رعایت نمی کنند استفاده خواهند کرد.

۲- افزایش کیفیت شبکه ها در نتیجه همکاری و رقابت درونی
وضعیت فعلی شبکه های صدا سیما به وضعیت انحصاری در صنعتی می ماند که تنها یک بازیگر در حال حاکمیت بوده و در بهترین حالت توانسته چندین کارخانه مختلف برای خود ایجاد کند. چطور است در هیچ صنعت دیگری چنین انحصاری جواب نداده و نمی دهد اما در صنعت رسانه این اتفاق می افتد و باید بیفتد؟ با انتشار شبکه های خصوصی رقابت ایجاد شده بین آنها و شبکه های دولتی قطعا موجب بهبود کیفیت برنامه ه در تمامی زمینه ها شده و این کیفیت مناسب تر جذب مشتریان بیشتری را به همراه داشته و در نهایت با ثابت بودن زمان تماشای تلویزیون مردم وقت کمتری برای مشاهده برنامه سایر شبکه ها را داشته و کمتر از دیگران تاثیر خواهند پذیرفت.

مشکلات ظاهری اجرای طرح
مخالفان ایجاد شبکه های خصوصی دلایلی را مطرح می کنند که می توان آنها را در دو بخش خلاصه نمود. اولین بخش دلایل ظاهری هستند که بر زبان مخالفان جاری است. دلایل دسته دوم دلایلی هستند که بر زبان جاری نمی شوند ولی در نهاد و درون مخالفان این موضع جاری هستند.

۱- عدم وجود قابلیت برای شبکه های خصوصی
این دلیل بیش از این طرفداران زیادی داشت ولی در حال حاضر اساس خود را از دست داده است.در این دلیل بیان می شود که قابلیتی برای ایجاد شبکه های خصوصی وجود نداشته و این کار به خاطر هزینه های بسیار بالا تنها یک راه را پیش روی بخش خصوصی قرار می دهد و آن استفاده از ماهواره و کرایه کردن فضای آن است. در این استدلال بیان می شد که با صدور مجوز برای شبکه های خصوصی ایرانی و با قوانین داخلی به مردم این پیام را داده ایم که می توانید از ماهواره استفاده کرده تا این شبکه ها را ببینید و این یعنی حواله دادن مشتری به سمت رقیب چون مردم در این حالت از سایر شبکه ها نیز توفیق اجباری کسب خواهند کرد. چنین دلیلی بر فرض درست بودن هدف به دو علت فاقد منطق شده است.

الف) این دلیل تنها برای مردمی مناسب است که به هیچ وجه نمی خواهند ماهواره داشته باشند ولی برای افرادی که ماهواره دارند و از آن استفاده می کنند فرقی ندارد که شما شبکه های خصوصی را مجوز بدهید یا ندهید چون به اصطلاح آب از سر آنها گذشته و ماهواره را خریده اند و یا بدون اجازه حکومت خواهند خرید. بر عکس برای این افراد این نفع وجود دارد که ممکن است جذب این شبکه های خصوصی شوند.

ب) سیستم دیجیتال صداسیما چنین موردی را برای کسانی که ماهواره ندارند فراهم ساخته. چنین شبکه های خصوصی می توانند به جای کرایه فضا از ماهواره ها از صدا و سیما فضای دیجیتال کرایه کنند . با این کار هم برای صدا سیما ایجاد درآمد می شود و هم مردم تشویق به استفاده از ماهواره نخواهند شد. با این روش می توان مانند تنوع رسانه هیا مکتوب صدها شبکه خصوصی تلویزیونی در سیستم دیجیتال ارائه داد.

۲- مشکل آفرینیهای احتمالی شبکه های خصوصی
دلیل دیگری هم که برای عدم مجوز ذکر می شود این است که گفته می شود شبکه های خصوصی ممکن است برنامه های خلاف و یا اخبار خلاف بدهند. چنین نگرانی ای نمی تواند جدی باشد چون در این حالت با وضع قانون برای شبکه های خصوصی می توان همانند نشریات آنها را نیز کنترل کرد. آیا نشریه ای می تواند هر عکسی را بخواهد چاپ کند ؟ بنابراین با سازو کار قانونی می توان کاری کرد تا هر برنامه خلاف اخلاق و مصالح از شبکه ها پخش نشود.

مشکلات نهانی
این مشکلات بر زبان مخالفان جاری نمی شوند اما در درون برخی از مخالفان قرار دارند و دلیل مخالفت انها می باشند.

۱- انحصار قدرت رسانه ای
به نظر می رسد یکی از دلایل مخالفان حس لذت بخش ایجاد انحصار قدرت می باشد. مخالفان اگر بتوانند تمام فضای رسانه ای را در قدرت خود محدود سازند چرا باید آن را با این کیک خوش طعم قدرت را با دیگران تقسیم کنند؟ این استدلال از این امر غافل می ماند که با ایجاد این انحصار کیفیت برنامه ها و اخبار پایین آمده و رضایت مردم روز به روز کاهش می یابد. چنین رویکردی در آینده صاحبان این انحصار را صاحب شبکه هایی با بینندگان کم نموده و در واقع ایشان به انحصارگران قدرتی ضعیف محدود می شوند. اتفاقا باید به این افراد نوید داد که با ایجاد شبکه های خصوصی و دادن نظارت آنها به صدا و سیما و حکومت قدرت بیشتری در اختیار آنها خواهد بود . قدرتی که از اعمال مستقیم به غیر مستقیم تبدیل شده است.

۲- عدم توانایی رقابت و به زحمت افتادن
یکی از دلایل نهانی این است که با ایجاد شبکه های خصوصی صدا و سیمای دولتی نخواهد توانست هر چه را می خواهد به خورد مردم دهد. در این حالت در همان فضای یکسان دیجیتالی مردم از آن رویگردان شده و به سوی دیگران رهنمون می شوند. چنین عاملی یعنی اینکه در آن حالت صدا و سیما باید زحمت بیشتری کشیده، خرج بیشتری انجام داده و در جذب آگهی نیز به مشکل بخورد. این یعنی فرار از کوشش و تلاش برای ادامه بقا با انحصار و راحت طلبی. البته صدا سیما با اجاره فضا به شبکه ها می تواند برای خود درآمد جدیدی نیز ایجاد کند.

۳- مشکلات قانونی
برخی بیان می کنند که نحوه اداره صداو سیما و انحصار ان در دل قوانینی همچون قانون اساسی وجود دارد و اجازه چنین کاری را نمی دهد. خوشبختانه با نظر رهبری در مورد تغییر قوانین بزرگی همچون ریاست جمهوری و پارلمانی سازی آن می توان امید داشت که این مشکل نیز قابلت حل خواهد داشت.

نتیجه
ضرورت جذب مردم به سوی رسانه های داخلی از یک سو و پاسخ به دلیایل مخالفان تلویزیون خصوصی از سوی دیگر ضرورت ایجاد تلویزون خصوصی را گوشزد می کند. بر خلاف تحلیلها با تلویزون خصوصی می توان افکار عمومی را بیشتر از قبل تحت کنترل درآورده و کسب درآمد بیشتری برای صدا و سیما ایجاد نمود. مجوز رهبری برای تغییر قوانین قانون اساسی همچون ریاست جمهوری می تواند مجوزی برای مشکلات قانون اساسی در این زمینه باشد.