تیراندازی در مراسم فاتحه و عروسی ، رسم است یا بدعت ؟ !

🖋️صالح ساری پور
خوزستان ، تو را چه شده است ؟ چرا این چنین با آتش و خون بازی می کنی ؟ !
این همه تیراندازی هوایی ، کدام یک از زخم هایت را درمان کرده است ؟ !
به کدام یک از داشته هایت مغروری ؟ !
به پرآبی و ساحل سرسبز کارون و بهمنشیرت ؟ یا به درصد بالای بیکاری جوانانت ؟ یا به آمار بیماران کرونائیت عشوه و ناز می آیی ؟ !
نکند به اندک درختان نخل های تشنه ات ؟ ! یا به آمار فرزندان مهاجر و جویای کارت ؟ ! یا به ورزش و فوتبال بی رونق و مقروضت ؟ ! یا به تالاب های خشکیده و ریز گردهایت فخر فروشی می کنی ؟ ! و از فرط خوشحالی در یزله هایت شعرهای حماسی می سرایی ؟ ! و رگبار آتش به آسمان هدیه و حواله می دهی ! ! !
خوزستان تو سرآمد خوبان بودی ، تو منبع خیرات و نعماتی ، ولی اکنون صدایی جز صدای تیر و گلوله و شکسته شدن استخوان هایت از تو نمی شنوم ! ! !
خوزستان تو را چه شده است ؟ !چرا در عروسی هایت ، صدای تیراندازی های گوش خراش بلند است ؟ !
خوزستان ، از تو سؤال دارم ؟ بر اثر تیر اندازی ، چند عروسی به ماتم و فاتحه تبدیل شده است ؟ چند نفر باید فدا شوند و خونشان ریخته شود تا تو ، به خود آیی و بیدار شوی ؟ !
ده نفر ، صدنفر ، آیا هزار نفر تو را کفایت می کند ؟ !
خوزستان، من فرزند توام ، من تو را دوست دارم ، مانند دیگران تو را شماتت نمی کنم ، بلکه بیداریت را می خواهم .
خوزستان ، بیدار شو ، بیدار شو ، و فرزندانت را در فاتحه و عروسی ها ، به کمین این کرونای غدّار نسپار ! ! !
خوزستان ، به جای این همه تیراندازی های هوایی در مراسم هایت که چهره ایی قانون گریز و بی منطق ، در سطح کشور و حتی جهان به تو داده است ، قلم ها را بتراش و به فرزندانت اهدا کن .
خوزستان ، راست می گویی ، بزرگان ما مستحق تجلیل و احترام اند و نباید رسم و عادات عشایری و انسانی خود را فراموش کنیم . ولی چشم ، گوش ، عقل و منطقت را باز کن ، بسیاری از رسم ها با افراط و تفریط فرزندان مان ، بدعت شده اند ! ! !
خوزستان ، تو بهترین بودی من باز هم تو را بهترین می خواهم . . .
“ آبادان بیدار است ، خوزستان بیدار است“