مشکلشان نه فقط با دکتر قیصری ماهشهری که با حافظ شیرازی است!

دکتر عباس امام، نویسنده، مترجم، خوزستان پژوه در یادداشتی اختصاصی برای خورنا نوشت: می دانیم که به دلایل گوناگونی چه در ایران و چه در سطح جهان ، حضرت “حافظ” را نمودگار فرهنگ ایران می دانند ، و از نظر شناخته شدگی نیز از میان صدها شاعر فارسی گوی گذشته و حال ایران باز هم حضرت “حافظ” از همه دیگر شعرای ما شناخته شده تر است؛ چه نزد خواص و چه نزد عوام. این، البته به هیچ وجه به معنای کم ارزش انگاشتن فراورده های شعری دیگر شاعران فارسی زبان و ایرانی نیست بلکه فقط و فقط بیان یک واقعیت تاریخی – ادبی است. به همین دلیل بوده است که  به عنوان مثال در یک صد سال گذشته، ده ها ادیب و پژوهشگر نام آور ادبیات فارسی به حوزه ای موسوم به “حافظ پزوهی” پرداخته اند ؛ استادانی مانند محمد معین، سعید نفیسی، قاسم غنی، محمد قزوینی، عبدالحسین زرین کوب،احمد شاملو، منوچهر مرتضوی،بهاالدین خرمشاهی،عباس زریاب خویی، منوچهر مرتضوی، انجوی شیرازی،خلیل خطیب رهبر،محمد علی اسلامی ندوشن،محمد امین ریاحی، داریوش آشوری، و بسیاری دیگر. علت این دلمشغولی اعاظم و اکابر ادب فارسی به واکاوی مداوم شعر حضرت حافظ  این بوده و هست  که گنجینه ادبی – کلامی حضرت حافظ هنوز پس از قرن ها دستاوردهای بسیاری برای ارایه به ایرانی و انیرانی دارد .

در میان این همه نام آوران سترگ زبان وادب فارسی که بخشی مهم از زندگانی خود را وقف حافظ پژوهی و حافظ شناسی کرده اند، استان خوزستان نیز این افتخار را داشته و دارد که یکی از استادان ادب شناس اش یک عمر زندگی و هستی خود را در شناخت و شناساندن حضرت حافظ سپری کرده است ؛ استاد دکتر ابراهیم قیصری( زاده  چهارم مهرماه ۱۳۱۵ خورشیدی) اهل شهرستان ماهشهر . استاد دکتر ابراهیم قیصری( استاد بازنشسته گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید چمران اهواز) تا کنون چندین کتاب و ده ها مقاله در باره اندیشه و شعر حضرت حافظ به رشته تحریر درآورده است ( صرف نظر از پایان نامه های دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری که زیر نظر ایشان تهیه و تدوین شده اند) . فهرست کتاب های استاد قیصری در زمینه حافظ پژوهی به شرح زیر است :

  1. دیوان حافظ ( همراه با بررسی اختلاف نسخ و تعلیقات واژه های کلیدی)( ۱۳۸۹). تهران: انتشارات جوانه رشد( در ۷۱۰ صفحه)
  2. یک نکته از این معنی( شرح قیصری بر غزل های حافظ) ( در ۲ جلد)( ۱۳۹۳) . تهران : انتشارات جامی ( در ۱۸۵۳ صفحه)
  3. ابیات بحث انگیز حافظ (۱۳۷۹) . تهران : انتشارات توس (در ۹۲۰ صفحه)
  4. پرده گلریز ( تکرار مضمون در دیوان حافظ) (۱۳۸۰) . تهران : انتشارات توس (در ۳۶۸ صفحه)
  5. حافظ عاشق و رند ( شرح غزلیات حافظ به زبان ساده ) ( ۱۳۹۴). تهران : انتشارات مازیار ( در ۵۹۲ صفحه)
  6. دو سرو سایه گستر شیراز ( سعدی و حافظ)(۱۳۹۷). تهران : انتشارات سرزمین ( در ۴۱۷ صفحه)

 

شایان ذکر است که  تالیفات استاد دکتر قیصری در زمینه زبان و ادب فارسی محدود به حضرت حافظ  نبوده و نیست ، و ایشان ده ها مقاله درباره دیگر مضامین ادبی و فرهنگی نوشته اند که در ۵۰ سال گذشته در نشریات گوناگون دانشگاهی و غیر دانشگاهی کشور منتشر شده اند، همچنانکه کتاب های معظم له نیز محدود به حوزه حافظ پژوهی نیست. اما ، کارنامه گرانسنگ استاد درزمینه حضرت حافظ به طور قطع و یقین در ایران کم نظیر است ، اگر نگوییم  از لحاظ کثرت عددی  کتاب ها و شمار صفحات آثار پیشگفته بی نظیر. راستش، وقتی جناب استاد دکتر قیصری را با حافظ پژوهان تراز اول کشور از جنبه های دیگر نیز مقایسه می کنم  ( با همه تکریم و شایستگی های والای آنان) ایشان را یک سرو گردن بالاتر هم می بینم ! چرا؟! زیرا تا آنجا که من با زندگی حافظ شناسان تراز اول کشور ( فهرست استادان نامبرده بالا) آشنا هستم نوعا این بزرگان از طبقات اجتماعی بالای جامعه بوده اند که در شرایط زندگانی نسبتا مرفه و راحتی آثار حافظ پژوهانه خود را تالیف کرده اند ، اما استاد قیصری مردی است از پایین ترین طبقات ماهشهر قدیم که سال ها در روستاها و شهر های کوچک کشور تدریس کرده و در دانشگاه نیز در راه گسترش مکتب حافظ مرارت های بی شماری را به جان خریده است . من که بیش از ۴۰ سال است با دکتر قیصری و آثار وی آشنا هستم ، خود به چشم خویش شاهد بوده ام که در دهه  های۱۳۶۰  و ۱۳۷۰ که کمتر کسی را انگیزه ای برای ترویج مکتب زاهد ستیزانه و بیگانه با ریاکاری حافظ بود چگونه در کلاس های حافظ ایشان در دانشکده ادبیات ده ها دانشجو از رشته های مختلف به صورت مستمع آزاد شرکت می کردند ؛ روی زمین می نشستند و شیفته تفسیر جاندار حافظ به زبان قیصری می شدند. ابیات و غزلیات برگزیده استاد از حضرت حافظ نوعا همان هایی بود که در طول تاریخ باعث واکنش منفی سنت گرایان و زهد فروشان شده است، و طبعا همین گزیده اشعار حضرت حافظ و استقبال کم نظیر نسل جوان و نیز ادب شناسان، حریفان را به چاره جویی های خلاف انصاف و شرع سوق می دهد چرا که ستیز آنان با آموزه های حضرت حافظ پیشینه ای بلند به درازای چند قرن دارد. مشکل جناب استاد دکتر ابراهیم قیصری در همین ترویج مکتب حافظ است و استقبال مردمان از او که گفته اند ” دشمن طاووس آمد پر او “:

 

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند / چون به خلوت می روند، آن کار دیگر می کنند

üصوفی نهاد دام و سرحقه باز کرد / بنیاد مکر با فلک حقه باز کرد

üگرچه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود/ تا ریا ورزد و سالوس مسلمان نشود

üمباش در پی آزار و هرچه خواهی کن /  که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست

üفرض ایزد بگذاریم و به کس بد نکنیم/ وآنچه گویند روا نیست،بگوییم رواست

üباده نوشی که در او روی و ریایی نبود/ بهتر از زهد فروشی که در او روی و ریاست

üنقد صوفی نه همه صافی بی غش باشد / ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد

üعنان به میکده خواهیم تافت زین مجلس/ که وعظ بی عملان واجب است نشنیدن

üحافظ مکن ملامت رندان که در ازل / ما را خدا ز زهد ریا بی نیاز کرد

üترسم که روز حشر عنان بر عنان رود/ تسبیح شیخ و خرقه رند شرابخوار

üزاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست / در حق ما هرچه گوید جای هیچ اکراه نیست

üمکن به چشم حقارت نگاه در من مست / که نیست معصیت و زهد بی مشیت او

 

حال ، با این تفاصیل در حالی که قاعدتا “شورای فرهنگ عمومی ماهشهر” باید از این چهره برجسته فرهنگی شهر به عنوان نمادی از فرهیختگی منطقه عمومی ماهشهر استفاده کند ، ظاهرا خود دست به کار شده و خواستار تغییر نام فرهنگستان دکتر ابراهیم قیصری در این شهر شده است !!؟؟ و شگفتا که در این مانده ام که آیا در این شورای فرهنگ عمومی اصولا شخصیت های فرهنگی هم حضور دارند یا افرادی هستند وابسته به جریانات مخالف با فرهنگ ، ادب، هنر ، موسیقی، سینما، تیاتر ؟؟!! حتی بر فرض (محال) که همه اعضای این شورای محترم شخصیت های فرهنگی باشند ، به صرف همین عنوان و صفت فرهنگی بودن آنان ، از ایشان انتظار می رود تا به صورت همگانی و علنی علت اتخاذ چنین تصمیمی را بیان کنند ، نه اینکه با سوء استفاده از نام شهدای محبوب ملت نام دکتر ابراهیم قیصری ماهشهری را از تابلوی فرهنگسرایی که سال هاست به نام ایشان مزین شده ، بردارند  و نام دیگری را جایگزین کنند تا کسی اخلاقا اجازه مخالفت با نام آن شهید والامقام را به خود ندهد. در هر حال، در صورت تحقق این امر ، این اقدام نشاندهنده کج سلیقگی و سو استفاده از ارزش های متعالی مذهبی و انقلابی است.

در پایان ، بی مناسبت نمی بینم شعری با عنوان ” همکیش و همنفس حافظ”  از یکی از دانشجویان استاد دکتر ابراهیم قیصری در دهه ۱۳۶۰( در گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات دانشگاه شهید چمران) را به شما تقدیم کنم : جناب آقای محمود خیاط ، دبیر باز نشسته زبان و ادبیات  فارسی در شهرهای دزفول و شوش .

 

همکیش و همنفس حافظ

 

استاده استوار، افتاده خاکسار

کوهی است سربلند، دشتی است لاله زار

هم رهرو طریق ،هم پیر دردنوش

هم هوشیار عقل ،هم مست بی قرار

آزاده ای رها از بند مصلحت

دلداده ای اسیر در زلف آن نگار

منصور عهد خویش ،در سینه اش نهان

شطح خرافه سوز ،اسرار بی شمار

در موج حادثه ،پیوسته غوطه ور

از لجه ریا، همواره برکنار

درسینه اش دلی نرم است چون حریر

درکام او زبان، بران چو ذوالفقار

رندی است خرقه سوز ،شمعی است شب فروز

روی اش به روی روز، خندان چو نوبهار

همکیش و همنفس با حافظ بزرگ

همراه و رهسپر با خلق روزگار

از دست کی نهد دیوان خواجه را

نیرنگ اگر کنند دیوان نابکار؟

می ریزد از لب اش گلواژه غزل

عشق از کلام او می گیرد اعتبار

در راه معرفت ،عمری است گرم رو

فیاض و پرتپش جوشان چو چشمه سار

برخوان دانشش ، هستند ریزه خوار

صاحبدلان شهر ،آحاد این دیار

هرگوشه سه گوش (ساختمان دانشکده ادبیات دانشگاه شهیدچمران) ،می آیدش به یاد

آن شور بی بدیل ،آوای ماندگار

قیصر نهاده سر بر پای قیصری

عزت ندارد این سنگینی و وقار

از جان و از تن اش دور آفت زمان

شادان و دوستکام ،مانا و بی قرار

 

 

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.