نیم نگاهی به کارنامه قلمی دکتر محمدعلی (همایون) کاتوزیان

جسم درآکسفورد ، جان در ایران

دکتر کاتوزیان تا کنون بیش از 30 کتاب(و ده ها مقاله ، سخنرانی، و نیز مصاحبه ) راجع به مسائل مختلف ایران منتشر کرده ، و می توان گفت 85 یا 90 درصد این کتاب ها توسط مترجمان صاحب نظر ایرانی به فارسی ترجمه شده است ، و برخی از این کتاب ها در ایران به چاپ های 20 یا 30 ام رسیده است.

۱. مقدمه

ازآنجا که بحث من در مورد شخصیتی است که ۶۰ سال است در غرب زندگی می کند و در کشور بریتانیا ، اجازه می خواهم یکی دو جمله به پیشینه ی ارتباط ایرانی ها با غرب اشاره کنم . اولین رابطه ی گسترده ی ایرانی ها با غربی ها در دوره ی هخامنشیان صورت گرفت( جنگ های بین ایرانیان و یونانیان ). بعد از آن ، دوره ی ساسانیان بود( جنگ های بین ایرانیان و رومی ها). مرحله ی سوم در دوره ی جنگ های صلیبی است که پرتو های آن به ایران هم می خورد ، هرچند خیلی ارتباطی با ایرانی ها ندارد، و مرحله ی چهارم از دوره ی صفویه که ما وارد یک مقطع جدیدی از ارتباط ایرانی ها با غربی ها می شویم. از دوره ی صفویه است که ارتباط ما دوباره آغاز و گسترش پیدا می کند ؛ به تدریج ارتباطات ایران با فرانسه ، انگلیس ، روسیه ، هلند ، اسپانیا ، و آلمان گسترش پیدا می کند تا دوره ی افشاریه ، زندیه ، قاجاریه ، و پهلوی ها. از دوره ی قاجاریه هست که ارتباط ما با غربی ها اوج می گیرد و نفوذ غربی ها در جامعه ایران زیاد تر می شود.
در این روند ، از نظر علم ، سواد آموزی و فرهنگ تغییراتی در جامعه ی ایران صورت می گیرد. به عنوان مثال، نخستین مدارس ما یعنی مدرسه ی دارالفنون به تقلید از پلی تکنیک های غرب در ایران ایجاد می شود ، و یا در دوره ی ناصرالدین شاه در کنار وزارت خارجه وقت یک دانشکده ایجاد می شود و گروه هایی به عنوان دیپلمات تحصیل می کنند. در این دوران است که تعداد زیادی از ایرانی هایی که عمدتا فرزندان اشراف و اعیان هستند ، به پشتوانه مالی خانواده های خود راهی کشور های مختلف غربی می شوند و در کشور های مختلف غربی مستقر می شوند . در ادامه ، بخش بسیار بسیار اندکی از این ها وارد جرگه مدرسان و محققان محیط های دانشگاهی می شوند ، یعنی جذب دانشگاه ها یا مراکز تحقیقات آموزش عالی در کل جامعه غرب می شوند . این روند، ادامه پیدا می کند، در دوره ی رضا شاه پهلوی گسترش می یابد، و در دوره ی محمدرضا شاه پهلوی باز هم گسترش فوق العاده زیادی پیدا می کند.
تصور می شود در ۸۰-۹۰ سال گذشته که ایرانی های مهاجر تحصیل کرده یا شاغل در جامعه ی غرب حضور داشته اند، تعداد فوق العاده زیادی در قاره آمریکا ، کشور های اروپایی ، همین طور استرالیا ، و نیوزیلند بیش از چند ده هزار استاد دانشگاه ایرانی داشته و داریم که در آنجا مشغول به کار هستند. این تعداد ، طبیعتا دارای توانایی های مختلفی هستند ، در رشته های مختلفی تدریس می کنند و از نظر ارتباط با جامعه ی نیاکانی به درجات متفاوتی در ارتباط هستند ؛ بعضی از آن ها رشته ی تحصیلی شان ارتباطی با ایران ندارد ، و برخی از آن ها هم دلمشغولی های دیگری دارند. به هر حال ، این ها یک طیف بسیار گسترده هستند. به هر روی ، در این چند ده هزار نفر تعداد معدودی هستند که بیشتر وقت خود را صرف “فکر کردن درباره ی مسایل ایران و کمک به حل برخی مسائل جامعه ی نیاکانی خود” می کنند. در میان این تعداد ، آقای دکتر محمد علی (همایون) کاتوزیان که در حال حاضر “استاد تمام” ، “برجسته” و “بازنشسته” ی دانشگاه آکسفورد هستند، اکنون حدود ۶۰ سال است که در انگلیس زندگی می کند و در این ۶۰ سالی که ایشان در انگلستان زندگی کرده اند ، تمام آثاری را که نوشته و منتشر کرده اند، تقریبا بطور مطلق همه ی آن ها راجع به ایران بوده است.
۲. گستره و عمق آثار دکتر کاتوزیان
دکتر کاتوزیان تا کنون بیش از ۳۰ کتاب(و ده ها مقاله ، سخنرانی، و نیز مصاحبه ) راجع به مسائل مختلف ایران منتشر کرده ، و می توان گفت ۸۵ یا ۹۰ درصد این کتاب ها توسط مترجمان صاحب نظر ایرانی به فارسی ترجمه شده است ، و برخی از این کتاب ها در ایران به چاپ های ۲۰ یا ۳۰ ام رسیده است. آنچه جالب بوده این است که ایشان علی رغم اینکه ۶۰ سال است در انگلستان زندگی می کند و تمام تحصیلاتش را در آنجا گذرانده، ولی تمام فکر و ذکر خود را به بررسی مسائل مختلف تاریخ ، فرهنگ ، تمدن ، سیاست و ادبیات ایران معطوف کرده اند. سنتی که آقای دکتر کاتوزیان در آن سنت کارهای پژوهشی خود را انجام می دهد ، چهار چوب رشته ای است که از آن به عنوان “ایران شناسی” اسم می بریم ؛ یعنی ،مطالعات سامانمند ،آکادمیک، دقیق ،مستنند، و مستدل به گونه ای که در مجامع علمی قابل دفاع و قابل طرح باشد . و طبعا، به دلیل جایگاه علمی و برجسته ی خاصی که داشته اند سال ها سردبیر مجله ی بسیار معتبر و باسابقه Iranian Studies بوده اند. اگر بخواهم به دو نکته از ویژگی های برجسته ی کارهای فکری دکتر کاتوزیان اشاره کنم این است که از نکات برجسته آثار دکتر کاتوزیان اطلاعات گسترده دانشنامه ای ایشان است( اطلاعات بسیار گسترده و در عین حال عمیق) در مورد تاریخ ایران، فرهنگ ایران، سیاست ایران، ادبیات ایران . دوم، تنوع زمینه هایی که به آن پرداخته یعنی آنچه که امروز معروف است به مطالعات میان رشته ای یا interdisciplinary . ایشان در چهار زمینه واقعا صاحب نظر هستند ، و از تلفیق این چهار زمینه است که کارهای خود را انجام می دهد. اولین زمینه ای که ایشان استاد این رشته هستند ، علم اقتصاد است. دوم ، وی استاد تاریخ است . نکته ی بعدی تخصص ایشان راجع به مسائل فرهنگی ایران است ، و چهارم نظریه پردازی در مورد ادبیات فارسی .
۳. دسته بندی چهارگانه آثار
کارهای دکتر کاتوزیان را می توان به چهار دسته ، تقسیم بندی کرد(هرچند برخی آثار بناچار در بیش از یک دسته قرار می گیرند):
۱. شش جلد آثار اقتصادی؛ مانند “تجارت بین الملل” ( نشر دانشگاه تهران ، ۱۳۵۳)، “آدام اسمیت و ثروت ملل” ( انتشارات امیرکبیر، ۱۳۵۸)، “نه مقاله درباره ی جامعه شناسی تاریخ ایران: نفت و توسعه اقتصادی”، ترجمه ع. ر. طیب (نشر مرکز،۱۳۷۴) ، ” اقتصاد سیاسی ایران از مشروطیت تا پایان سلسله پهلوی” ، ترجمه م. ر. نفیسی و ک. عزیزی(نشرمرکز ، ۱۳۷۲)، “ایدیولوژی و روش در اقتصاد” ( نشرمرکز،۱۳۷۴)” .
۲. ده جلد آثار تاریخی – سیاسی ؛ مانند “خاطرات سیاسی خلیل ملکی”(انتشارات رواق ،۱۳۶۰) ، “مقالاتی درباره خاطرات خلیل ملکی”(شرکت انتشار،۱۳۷۰) ، ” اقتصادسیاسی ایران : از مشروطیت تا سلسله پهلوی”، ترجمه م. ر. نفیسی و ک. عزیزی (نشرمرکز ،۱۳۷۲)، “استبداد، دموکراسی و نهضت ملی(نشرمرکز،۱۳۷۲) . ” مصدق و مبارزه برای قدرت در ایران” ،ترجمه ف. طاهری(نشرمرکز ،۱۳۷۳) ، ” برخورد عقاید و آرای ملکی”(با همکاری امیر پیشداد)(نشرمرکز،۱۳۷۴)، “نه مقاله در جامعه شناسی تاریخی ایران”(نشرمرکز،۱۳۷۷) ، ” دولت و جامعه در ایران: سقوط قاجار و استقرار پهلوی” (نشرمرکز، ۱۳۷۹) ، تضاد دولت و ملت:ظریه دولت و سیاست در ایران”،ترجمه م. طیب(نشرنی،۱۳۸۱) ، “نامه های خلیل ملکی”(نشرمرکز،۱۳۸۲) .
۳. شش جلد آثار فرهنگی ؛ مانند “آموزش عالی ودانشگاه های امروز” ( انتشارات دانشگاه شیرار،۱۳۵۲)، گفتگو درباره عقلانیت و نوگرایی”(نشر پایان،۱۳۸۸)، نوسازی ناتمام(نشر پایان،۱۳۸۳)، جستارهایی درباره تئوری توطئه در ایران،ترجمه م. ا. فتاحی(نشر نی،۱۳۹۳) ، “ایران ، جامعه کوتاه مدت و سه مقاله دیگر” ترجمه عبدالله کوثری(نشر نی ،۱۳۹۰)، “فرهنگ،تاریخ،سیاست: مقالات و گفتگوها(به کوشش محمد صادقی)(شرکت سهامی انتشار ،۱۳۹۶) .
۴. شش جلد در زمینه ادبیات / نقد ادبی ؛مانند”صادق هدایت و مرگ نویسنده” ترجمه ف. مهاجر(نشرمرکز،۱۳۷۲) ، ” نقدی بر بوف کور هدایت ” (نشرمرکز،۱۳۷۳) ، “چهارده مقاله در ادبیات،اجتماع،فلسفه،واقتصاد”(نشرمرکز،۱۳۷۴)،”هشت مقاله درتاریخ و ادب معاصر(نشرمرکز،۱۳۸۰) ، ” جمالزاده و ادبیات او” (نشرشهاب،۱۳۸۲) ، ” سعدی: شاعر عشق و زندگی” (نشرمرکز، ۱۳۸۵) . البته، درکنار مقالاتی درباره ایرج میرزا و فروغ فرخزاد و دیگران، از ادبای کهن سرا تا نوگرا.
۴. نظریات پنجگانه دکتر کاتوزیان
در این مجموعه کارها ، ایشان توانسته هم “نظر” های زیادی را مطرح کند و هم “نظریات” خاصی را سامان بندی وعرضه کند . وقتی می گوییم “نظرهای” مختلفی داده ؛ نظر است ، دیدگاه است ،مانند مورد های خاص، اما وقتی می گوییم “نظریه هایی” که ایشان پردازش کرده (درباره تاریخ ایران ، از نظر سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی ، یا ادبی) در واقع ایشان یک سری الگو ها را دیده و این الگو ها را در قالب یک نظریه تدوین کرده اند به گونه ی که این نظریه ها تا به امروز به اسم ایشان در جامعه ی صاحب اندیشه شناخته می شود . اما، یک نکته قطعی است و آن اینکه نظریه هایی که ایشان مطرح کرده، در واقع در چارچوب “آسیب شناسی توسعه ایران ” است . ایشان سعی کرده ببیند موانع توسعه متوازن و پایدار اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی، و فرهنگی ایران چه بوده اند؟ چه عواملی در طول تاریخ ایران وجود داشته که ما تا کنون موفق نشده ایم آن چنان که باید و شاید به این توسعه متوازن و پایدار برسیم؟!
طبعا، نظریه های ایشان با توجه به جایگاه خاص ایشان ، با توجه به اعتبار علمی نظراتشان و حجیت دیدگاهایشان تعداد زیادی طرفدار دارد ؛ از جمله اساتید زیادی ، دانشجویان زیادی ، جامعه شناسان زیادی ، مورخان زیادی که در ایران و غرب مبلغ نظرات ایشان هستند . در عین حال ، ایشان البته منتقدانی هم دارند چه در مورد نظرات و چه در مورد نظریه هایشان. اگر بخواهم نظریات معروف ایشان اشاره کنم ، می توانم از موارد زیر نام ببرم :
۱. نظریه “جامعه ی کوتاه مدت” یا “جامعه کلنگی”
این نظریه، یک نوع رویکرد تحلیلی – انتقادی تاریخ ایران ، یا دقیق تر بگویم تاریخ ایران معاصر ایران است. دکتر کاتوزیان معتقد است جامعه ی غربی قبل از این که به این حد از سرمایه داری فعلی صنعتی برسد ، یک سری مراحل رشد طبیعی سرمایه داری را طی کرده است. چون این تاریخ را طی کرده نهایتا به مرحله ی فعلی انباشت ثروت هنگفت رسیده ، اما معتقدندجامعه ی ایران ما همیشه یک جامعه ی کوتاه مدت بوده به علل مختلف ( یا جغرافیایی که در منطقه گرم و خشک بوده و آب نداشته یا کم داشته ، یا به دلیل استبداد سیاسی ، یا مسائل فرهنگی – اقتصادی و مسائل دیگر) به گونه ای بوده که دستخوش تغییر و تحولات زیادی شده و این تغییر و تحولات تداوم داشته یا به او اجازه نداده تداوم مطلوبی داشته باشد. طبیعی است وقتی جامعه ای به این صورت یک جامعه ی کوتاه مدت باشد ، دیگر نمی تواند پیش بینی آینده را بکند و نمی تواند برای آینده ی خودش برنامه ریزی کند و چون نمی تواند برنامه ریزی کند ، در نتیجه برای مردم یک نوع حالت بلاتکلیفی، یک نوع حالت احساس عدم امنیت بوجود می آید. جامعه ای که تداوم ندارد پایدار نیست . مثال هایش، دوره ی امیرکبیر، دوره ی مشروطیت ، دوره ی مصدق، حتی دوره ی انقلاب سفید محمدرضا شاه پهلوی ، و باز یک دوره دیگر بعد از انقلاب دوره ی هاشمی رفسنجانی که معروف شد به دوره ی سازندگی، یا مثلا دوره ی خاتمی که معروف شد به دوره ی اصلاحات. به هر حال ، این دوره ها در چارچوب نظریات آقای دکتر کاتوزیان اسمشان می شود “جامعه کوتاه مدت” ی که نمی تواند برنامه ریزی دراز مدت را عملی کند.
۲. نظریه “چرخه استبداد – هرج و مرج ”
این نظریه درتشریح یا تبیین رابطه بین دولت و ملت طراحی شده است. ایشان معتقد است تاریخ ایران، از یک نظر تاریخ تکرار “چرخه استبداد و هرج و مرج ” بوده است؛ بارها و بارها این قضیه در طول تاریخ اتفاق افتاده است. علت؟ استبداد زمامداران از یک سو( عدم پایبندی مستبدین یا زمامداران به شرط و شروط زمامداری )، و متقابلا عدم پذیرش مشروعیت آنها توسط مردم . همین باعث شده ما نتوانسته ایم به صورت پیاپی یا پیوسته به اهداف مثبت خود دست یابیم، و همیشه شاهد بروز ناآرامی، جنبش های اجتماعی ، سیاسی، شورش ها و انقلابات باشیم.این به صورت یک الگوی رفتار ملی قابل مشاهده در طول تاریخ ایران است. نمونه هایش؟ مشروطیت و استبداد بعدی رضاشاهی. دوره استبداد رضا شاه و هرج و مرج دهه ۲۰ ، یا استبداد شاه و انقلاب ایران. یا بعد از انقلاب ایران که هرج و مرج هایی در سال های ۵۸ و ۵۹ در گرفت . پس ، این نظریه در تبیین و توضیح ماجراهایی است که بر ملت ایران گذشته وایشان به این نظریه دست پیدا کرده است.
۳. نظریه “نبود طبقات اجتماعی همسان غرب در تاریخ ایران”
کاتوزیان معتقدند ما در تاریخ ایران، دوره های تاریخی معنادارمثلا برده داری ، یا فئودالیسم ( ارباب- رعیتی) و بورژوازی نداشته ایم، حداقل مشابه غرب نداشته ایم. این دیدگاه دکتر کاتوزیان در واقع نقدی‌ست بر دیدگاه مارکسیست ها در زمینه جبرتاریخ، و در زمینه سرشت تحولات جوامع بشری. از نظر مارکسیست ها ، روند تغییر و تحولات اجتماعی جوامع بشری درکل طول تاریخ فرمول ثابتی داشته که مارکس آن را کشف کرده است. به این معنا که جوامع بشری همیشه وهمه جا ابتدا به صورت جوامع اشتراکی اولیه زندگی می کرده اند (یعنی ابزار تولید مشترک بوده)، بعد این جامعه اشتراکی اولیه تبدیل به جامعه برده داری می شود ، بعد از جامعه برده داری، جامعه فئودالی یا نوعی ارباب – رعیتی بیرون می آید. بعد جامعه بورژوازی یا سرمایه داری ، و بعد از بورژوازی نیزاوج آن جامعه امپریالیسم( بالاترین سطح رشد کاپیتالیسم یا سرمایه داری). مارکس معتقد بود درون این جامعه سرمایه داری، دو نیروی متخاصم وجود دارند ؛ یکی سرمایه دارها( کاپیتالیست ها)، و دیگری پرولتاریا (طبقه ای که فقط کار بدنی انجام می دهد و هیچ ابزار تولیدی در دست ندارد). با پیروزی طبقه کارگر بر سرمایه دار، جامعه آرمانی بشریت رو به شکل گیری و تکامل می گذارد.
به هر حال ، این نظریه در ایران هفتاد -هشتاد سال گذشته طرفدارهای بسیار زیادی داشته ، بین گروه های مارکسیستی، روشن فکرهای چپ گرا ، فعالان تشکیلاتی سیاسی مارکسیستی و حتی مسلمان ها . مثلا ، درزمان شاه برخی مسلمان ها طرفدار این نظر بوده ، حتی برخی روحانیون،با استفاده از قرآن ، احادیث، اخبار، و روایات ، از جمله مرحوم آیت الله طالقانی که از مبارزین بسیار بسیار برجسته بودند . حال ، اینها را وقتی می گذاریم کنار همدیگر، کاتوزیان با رد این نظریه به شکل سنتی اش می گوید : نه! ما در طول تاریخ ایران طبقات اجتماعی گوناگون را داشته ایم، نه اینکه نداشتیم. اما ،همسان غرب نبوده اند. یعنی برخلاف جوامع طبقاتی غرب این طبقاتی که در ایران وجود داشته هیچکدام حق و حقوق مستقل از دولت یا حاکمیت نداشتند. به چه معنا؟ منظورشان این است که از نظر ایشان در تاریخ اروپا ، پادشاهان یا زمامداران مطلق مثل ایران وجود نداشته است. پادشاه بوده ، زمامدار بوده ، اما مثل پادشاهان ما دارای اراده مطلق نبوده اند که خودشان را سایه خدا روی زمین بدانند . ایشان معتقدند شاهان اروپایی با شاهان ایرانی از نظر قدرت و اقتدار یکی نبوده اند. یعنی چه؟ یعنی پادشاهان یا زمامداران اروپایی یک مقداری از قدرت خود را ناچار بودند با زمامداران محلی تقسیم کنند، با بازرگانان قدرتمند زمان، با فئودال ها، با بعضی روحانیون تقسیم کنند. در نتیجه ، آن ها در قدرت شریک می شدند ، نه اینکه همه مطیع محض پادشاه باشند. کاتوزیان معتقدند ما این وضعیت را در ایران نداشته ایم. در تاریخ ایران، پادشاهان قدرت مطلقه بودند و همه باید از آن ها اطاعت می کردند. چیزهای بسیار بسیار عجیب و غریبی در تاریخ ما اتفاق افتاده ؛ برادر کشی ، پسرکشی ، پدر کشی، کور کردن نزدیکان ، مقطوع النسل کردن، سوزاندن. همه اینها نشان می دهد که این روندهایی که در ایران وجود داشته، جامعه ما را مقداری با جامعه غربی متفاوت می کند. نتیجه؟ نتیجه ی این نبود طبقات اجتماعی همسان غرب در ایران ، این است که روند دموکراتیزه شدن جوامع در غربی راحت تر بوده تا در ایران. جوامع غربی راحت تر از ما به یک جامعه دموکرات تر رسیدند.

۴. نظریه ” رد نظریه توطئه”
می دانیم که به دلیل دخالت دولت های قدرتمند غربی در تاریخ معاصر کشور ما، مثل انگلیس، آمریکا ، روسیه ، فرانسه ، اسپانیا ، پرتغال، این ذهنیت در میان روشن فکرها ، درباریان ، سیاست مداران ، احزاب، روحانیون ، و کلا مردم شکل گرفته که همه مسائل کشور تحت سلطه غربی ها است. به خصوص، دسیسه ها و توطئه های آن ها بسیار مورد اشاره قرار می گیرد؛ یا می گویند زیرسرفرانسوی هاست ، یا زیر سر آمریکایی هاست ، یا زیر سر انگلیسی هاست ، یا آلمانی ها و غیره و غیره . طبیعتا، با توجه به تحولاتی که صورت گرفته بخشی از این سخن درست است ، چون دولت های مرکزی ما ضعیف بوده اند، قدرت اقتصادی هم نداشته ایم ، آگاهی مردم نیز کم بوده، سواد نبوده ، تحصیلات نبوده، همه این ها می تواند دامن بزند به گسترش نظریه توطئه. اما، واقعیت این است که هم نفوذ وجود داشته ، هم خیلی بیش از اندازه به آن پر و بال داده ایم، و این از نظر آسیب شناسی خیلی مهم است که بدانیم بخشی ازاین دیدگاه درست است ولی اغراق هم زیاد کرده ایم و می کنیم، و این باعث بعضی توجیهات و برخی خودفریبی ها شده است. این ذهنیت توطئه اندیش درهمه طبقات وهمه سطوح مشاهده می شود. محمدرضا شاه هم که همه مخالفان می گفتند مزدور انگلیس و آمریکا است ، در خاطراتش می گوید : عامل سقوط من انگلیس و آمریکا بودند. می گوید عامل سقوط من رادیو بی بی سی بود ، یا انگلیس ، آمریکا ، و آلمان بودند، یا به قول خودش: ارتجاع سرخ و سیاه ؛ یعنی کمونیست ها و آمریکایی ها. اکنون نیز که باز می بینیم تماما صحبت از “دشمن” و “کار دشمن” و این گونه تعابیر زیاد است. به هر حال ، این ذهنیت بخشی از قدرت تحلیلی ما رو از بین برده است.
دکتر کاتوزیان معتقدند این رویکرد رهزن عقل است، تحلیل خردگرایانه را از بین می برد، و زیان بار و گمراه کننده است. درهمین راستا، ایشان دو مقاله ارزشمند در چهارچوب رد نظریه تئوری توطئه نوشته اند. با استفاده از این نظریه، دو دیدگاه را که درایران بسیاررایج بوده و هست با سند و مدرک رد کرده اند. یکی از این دو ذهنیت در مورد رضا شاه ‌است که نوعا برآمدن رضا شاه، کودتای سوم اسفند رضا شاه را همیشه کار دولت انگلیس دانسته ایم. دکتر کاتوزیان با استفاده از اسناد و مدارک وزارت خارجه انگلیس و نیز سفارت انگلیس درتهران و بسیاری اسناد و مدارک دیگر معتقدند این نظریه، نظریه ای است نادرست ، یا در واقع ناکامل . ایشان می گوید نمی توانیم ثابت کنیم رضا شاه را “دولت انگلیس” سرکار آورده ، بلکه مجموعه ای از عوامل بود اند که ازجمله آن ها افسران قدرتمند انگلیسی بوده اند که در ایران حضور داشته اند ، و این افسران قدرتمند انگلیسی بدون ارتباط ارگانیک با دولت بریتانیا در این امر مشارکت داشته اند . این گونه نبوده که هرکاری در پشتیبانی از او صورت گرفته به صورت لحظه ای با رهنمودهای دولت انگلیس بوده باشد. بنابراین ، کاتوزیان از این دیدگاه تئوری توطئه را به صورت جدی مورد نقد قرار داده اند. مورد بعدی این که زیاد شنیده ایم این که قرارداد ۱۹۱۹ وثوق الدوله، ایران را تحت الحمایه انگلیس کرده بوده است. همیشه این گفته شده حتی هم اکنون نیز گفته می شود، ولی دکتر کاتوزیان با سند و مدرک می گوید نه! قرارداد ۱۹۱۹ وثوق الدوله ، قرارداد تحت الحمایگی ایران نبوده است . ایشان معتقد است در این مورد نیز خیلی بیش از اندازه سیاه نمایی شده ؛ اگرچه وثوق الدوله رشوه گرفته بوده ، فرد نسبتا فاسدی بوده ولی به هر حال اینکه از این طریق انگلیسی ها خواسته اند ما را تحت الحمایه ی خود قرار دهند ، سخن درستی نیست.
۵. نظریه “رد رویکرد انقلابی آرمان گرایانه ” .
نظر آقای دکتر کاتوزیان درباره حل مشکلات ایران این است که ایشان معتقدند ما به دلایل مختلفی نتونسته ایم به توسعه متوازن برسیم . یکی از راه حل های نخبگان جامعه ( چه روحانیون ،چه روشن فکران مخالف روحانیت، و چه ملی گراها ) برای حل این مشکل ، روی آوردن به “رویکرد انقلابی آرمان گرایانه” بوده است. رویکرد انقلابی گری یعنی رویکردی که می خواهد هرچیزی از نظام قبل وجود داشته کاملا از بین ببرد. این دیدگاه یک قسمت دیگر هم دارد که در واقع آرمانگرایی است و چون آرمانگرا است فکر می کند همه چیزرا آرمان گرایانه می توا نیم یک شبه به بهترین وضع مطلوب برسانیم. دکتر کاتوزیان معتقدند (البته،تا حدودی تحت تاثیر دیدگاه های خلیل ملکی که از مرشدان فکری کاتوزیان محسوب می شود) ما به دلیل این رویکرد انقلابی گری آرمان گرایانه نتوانسته ایم به توسعه متوازن اقتصادی اجتماعی برسیم ، و بایستی بپذیریم که فرایند توسعه فراگیر و متوازن ، فرایندی است آهسته و پیوسته. یک شبه نمی توان همه چیز را تغیر داد. به همین دلیل است که ایشان پیگیری پروژه های سیاسی انقلابی گرایانه و آرمان گرایانه را منفی ارزیابی می کند.
مطالبی که گفته شد همه برگرفته از آن دسته کتاب ها و ومقالات دکتر کاتوزیان هستند که بیشتر رو به گذشته تاریخ ایران دارند ، اما دکتر کاتوزیان یک کتاب نیز درباره آینده ایران منتشر کرده اند با عنوان Iran in the 21st Century (ایران در قرن ۲۱ ) که مجموعه پانزده مقاله از صاحب نظران خارجی و ایرانی مسائل آینده ایران است . در این کتاب که متاسفانه هنوز به فارسی ترجمه نشده به جنبه های مختلف آینده ایران پرداخته شده است ؛ مسائل مربوط به حقوق بشر، فمینیسم، آزادی ها ، انرژی هسته ای، نفت و انرژی ، محیط زیست ، ارتباط با اسرائیل، و بسیاری نکات دیگر ، و امیدوارم هرچه زودتر ترجمه فارسی این اثر ایشان نیز در دسترس فارسی زبانان قرار گیرد.
من ضمن آرزوی تندرستی و سرفرازی برای این دانشی مرد ایرانی ، امیدوار جامعه ما همچنان از دستاوردهای اندیشگی جناب دکتر محمدعلی (همایون) کاتوزیان بهره مند گردد.

 

دکتر عباس امام
(گروه زبان و ادبیات انگلیسی – دانشگاه شهید چمران اهواز)