جستارهایی از تاریخ اندیشه در تاریخ معاصر ایران، روشنفکر مسلح، پژوهشی انتقادی در آرا واندیشه های دکتر علی شریعتی

زهد انقلابی علیه بورژوازی پلید، جنگ فقر وغنا

بخش سوم

عطاالله آموزیان، دکتری تاریخ معاصر، پژوهشگر

مانیفست دکتر علی شریعتی، یعنی بهترین متن در معرفی شخصیت واندیشه آن مرحوم نامه ای است که به پدرش استاد محمدتقی شریعتی می‌نویسد : به پدر استاد ومردم، من اسلامم، وتشیعم، ودردم وعشقم وارمانم، اسلام وتشیع ودرد وعشق وارمان ابوذر است ” اوج مانیفست شریعتی آنجاست که می‌نویسد :جنگ بین فقیر وغنی”(۱)
شریعتی به این معنا نه فقط سوسیالیست که ناخودآگاه شبیه مارکسیست‌ها می‌شود، یعنی به لحاظ تحلیل طبقاتی شبیه یک مارکسیست تمام عیار است. هرچند خود می‌گوید :
روشن است که به چه معنایی ما مارکسیست نیستیم وبه چه معنایی سوسیالیسم، مارکس بعنوان یک اصل علمی وکلی، اقتصاد را زیربنای انسان می‌گیرد وما برعکس به همین دلیل با سرمایه داری دشمنیم واز انسان بورژوازی نفرت داریم وبزرگترین امیدی که به سوسیالیسم داریم این است که درآن انسان، ایمان واندیشه وارزشهای اخلاقی انسان دیگر روبنا نیست (۲)
تفسیر شریعتی از سوسیالیسم تفسیری عرفانی است وشاید بتوان اورا با”فرانسیس اسیزی” کشیش وراهب زاهد مسیحی وبنیانگذار فرقه فرانسیسکن ها مقایسه کرد که ثروت را ابلیس می‌دانست وفقر را راهی بسوی رستگاری وگمان می‌کرد که در آن از درون فقراگاهی سر برمی‌آورد،
برای شریعتی نیز سوسیالیسم نه فقط یک ایده اقتصادی که اندیشه اجتماعی بود،مخالفت او با پروژه‌ هایی فکری چون مارکسیسم و لیبرالیسم در این باور ریشه داشت که این دو را رقیبان ایدئولوژیک نیرومندی می‌دانست، گذشته از این نگاه ابزار انگارانه او به نقش مذهب در سیاست ورها کردن فزاینده مفاهیم متا فیزیکی از سوی او، تاکیدش برعقل عملی بجای مکاشفه وشهود، به او کمک کرد تا فاصله میان نیروهای چپ وجوانان مسلمانی که از آموزه های او پیروی می‌کردند کمتر شود. تلاش جدی شریعتی برای بازسازی ورادیکال کردن اسلام نه گروه تهیدستان که جوانان شهری طبقه متوسط را نشانه می‌گرفت،(۳)
از سوی دیگر سوسیالیسم تخیلی شریعتی عبارت بود از :
آول، تقدیس زهد انقلابی، شریعتی مردی عارف پیشه بود، این ویژگی از خلال کویریات او آشکار است، اما عرفان شریعتی یک عرفان سیاسی بود، حرکتی انقلابی از موضع زهد، او رنج را به جان میخرید تا خشم را در خود پرورش دهد، خشمی مقدس که دراندیشه او عین مهر بود، که نتیجه عملی این مهر ورزی قهر بود.
قهر فقرا علیه اغنیا چنانکه ابوذر بود، یا بقول خود وی :زهدی که حضرت امیر ع بران تکیه می‌کند، یک زهد صوفیانه نیست بلکه به معنای زهد امروزی وانقلابی است،
دوم-نفرت از بورژوازی،
شریعتی خود عضوی از طبقه متوسط بود وبورژوازی در اصطلاح جامعه شناسی همان طبقه متوسط ومرفه جامعه در برابر طبقه محروم است، اما مارکسیسم به همان اندازه که بورژوازی را درنبرد با اشرافیت وفیودالیسم مترقی می‌داند، در نبرد نهایی با طبقه کارگر یا همان پرولتاریا متحجر می‌شمارد، شریعتی نیز به همین سرمشق از بورژوازی نفرت داشت، (۴)
دلیل این امر هم می‌تواند جامعه شناسی دیالکتیکی” ژرژگورویچ، اگزیستانسیالیسم ژان پل سارتر، قرائت لویی ماسینیون از عرفان اسلامی در قرون میانه اسلام، ورهیافت روانکاوانه فرانتس فانون نویسنده کتاب دوزخیان روی زمین به جنبش‌های انقلابی جهان سوم باشد که برای شریعتی جاذبه بسیار نیرومندی داشت. (۵)
بخشی از ضدیت شریعتی با بورژوازی البته ریشه در نوستالژی دهقانی او از زندگی اجتماعی دارد، شریعتی زاده روستای کاهک سبزوار است، کاهک زادگاه نهضت روستایی وجنبش سربداران به رهبری شیخ خلیفه وشخ حسن جوری در قرن ۷ ق بود که میان سبک زندگی دهقانی، عقاید صوفی، ومبارزه علیه ایلخانان مغول نوعی پیوند ایجاد کرده بود، آرمانشهر شریعتی نیز نه شهر، که جامعه بی طبقه بود که سوسیالیسم می‌ساخت ودر آن سد طبقاتی سرمایه داری را میشکست.
شریعتی حتی با سرمایه داری تعدیل شده موافق نیست، به همین علت است که وی مبانی ومبادی اقتصادی واجتماعی مارکسیسم را می‌پذیرد.
شریعتی به شیوه جلال آل احمد نه بخود زحمت داد که به ایرانیان مسلمان و مسائلشان بپردازد ونه به انواع پژوهش‌های میدانی دست یازید واوتنها یک راه حل نیرومند را برای برون رفت جامعه و زمانه خویش ارائه داد که آنهم بازگشت به هویت اصیل اسلامی بود. (۶)

کتابشناسی:
۱-شریعتی، علی، ابوذر، مجموعه آثار۳، تهران، نشر الهام، ۱۳۷۵،ص۲۷
۲-شریعتی،علی،جهت گیری طبقاتی اسلام، مجموعه آثار۱۰، دفتر تدوین وتنظیم آثار معلم شهید، ۱۳۵۹،ص۷۹

۳-بروجردی، مهرزاد، روشنفکران ایرانی وغرب، تهران، نشر فرزان، ۱۳۸۴،ص ۱۷۴
۴-ماهنامه تخصصی فرهنگ واندیشه، سال ۸،ش ۵۲، ۱۳۹۶،ص۳۴

۵-بروجردی، مهرزاد، پیشین، صص ۱۶۶-۱۶۵
۶-میر سپاسی، علی، روشنفکران ایران، ت، عباس مخبر، تهران، نشر توسعه، چ ۳،
۱۳۸۶،ص ۵۶