حکایت یک خصوصی سازی/ ضربه خصوصی سازی بر تاریخ و فرهنگ اندیمشک

خورنا_ دکترعباس امام(مورخ تاریخ اندیمشک و خوزستان پژوه): شهر اندیمشک ، پیدایش خود را مدیون پیدایش پدیده ای مدرن به نام “راه آهن سراسری ایران” می باشد، درست به همان گونه که شهرهای مسجدسلیمان، آبادان، هفتگل، ماهشهر، و اهواز نیز رشد و توسعه امروزین خود را در گرو پیدایش پدیده ی مدرن دیگری به نام ” صنعت نفت” می دانند.

با عبور خط آهن راه آهن سراسری ایران در سال 1307 (اوایل تجدد گرایی رضاشاه پهلوی) از بیابانی برهوت به نام صالح آباد با اندکی عشایر سیاه چادر نشین بود که این بیغوله با سرعتی شگرف و همراه و همگام با پیشرفت اممور ساخت ایستگاه راه آهن آن دیار به شهری با معیارهای پذیرفته شده زندگی شهری تبدیل شد ، و درسال 1316 از نیمچه – روستای صالح اباد به اندیمشک تغییر نام یافت .

شگرفی این سرعت تغییر و تحول چنان بود که فقط در عرض 15 سال چندین هزار نفر از اقوام سرتاسر ایران با شوق اشتغال در راه آهن اندیمشک به این شهر نوبنیاد کوچ کردند و هر کدام به عمران و آبادانی گوشه ای از این شهر پرداختند ؛ کوچندگانی از سیاه چادرهای اطراف شهر بگیرید تا مهاجرانی از دزفول، شوش، اهواز، آبادان، مسجدسلیمان، خرم آباد، بروجرد، اراک ، اصفهان ، بوشهر، یزد، آذربایجان، رشت ، و حتی از کشورهایی مانند انگلیس(یکی از خاندان های انگلیسی تبار اندیمشک فعلی از ستون های اصلی رشد و توسعه تاریخی شهر محسوب می شوند) و یونان(که فرزندان این خانواده های یونانی تا سال های پس از جنگ هشت ساله نیز در اندیمشک ساکن بودند) .

با این ساختار متنوع و متکثر قومی ،همزیستی مسالمت آمیز چند صد خانواه مثال زدنی بود ؛ از مسلمان تا ارمنی، از یهودی تا آشوری و زرتشتی. به عوان مثال، جالب است بدانید که در عرض دو دهه یکی از بزرگترین جمعیت های خادم گسترش و عمران و آبادی اندیمشگ خانواده های پر تعداد ترک آذری شهر بودند؛ خانواده هایی مانند صلحدوست، قراگوزلو،اجوری، سپانلو ، نوبرتبریزی، ذکاوت ، صادقی سرابی، کنعانی زاده، باشلو، لیوارجانی، اکبرپورخامنه، کوثری همدانی، قاسمی همدانی،پرستار نمین، موسوی تره بارفروش، محب الهی، شرکتی، ابوالپور و غیره .

در هر صورت ، همزمان با گسترش وسیع خدمات راه آهن، این نهاد اصلی شکل گیری شهر اقدام به ارایه خدمات گوناگون به کارکنان راه آهن و نیز عموم مردم اندیمشک کرد.

من به عنوان نمونه فقط به 10 مورد از خدمات اجتماعی راه آهن اندیمشک به توسعه شهر اشاره می می کنم که اکنون متاسفانه تقریبا همه آن ها در سال های بعد از جنگ 8 ساله و اجرای سیاست باصطلاح خصوصی سازییا کاملا از بین رفته اند و یا شدیدا اسیب دیده اند:

1. منازل سازمانی مدرن کارکنان در چند تیپ ؛ منازل مدیران ارشد( به نام بنگله)، منازل مدیران میانی( 9 فامیلی)، کارمندان( 60 فامیلی)، کارگران(6 فامیلی، 5 فامیلی، درزین خونه)

2. بیمارستان و درمانگاه راه آهن (قدیمی ترین بیمارستان اندیمشک، دزفول، شوش، و شوشتر)

3. باشگاه تفریحات و سینمای راه آهن

4. باشگاه ورزشی راه اهن

5. استخر راه آهن

6. فروشگاه تعاونی مصرف راه اهن

7. زمین بازی فوتبال راه آهن

8. مدارس راه آهن

9. نانوایی ، کارخانه یخ ، و حمام راه آهن

10. خدمات رسانی گسترده به سایر ادارات و سازمان های شهر

با گسترش روند خصوصی سازی در کشور در سال های پس از پایان جنگ ، که قرار بود در یک بازه زمانی معقول معایب اقتصاد دولتی حذف و محاسن خصوصی سازی به جامعه نشان داده شود متاسفانه قصه پرغصه ای آغاز شد که همگان به شکل های گوناگون زخم های آن را بر تن و جان خود لمس کرده و می کنند. اما ، در این میان به نظر می رسد در اندیمشک با توجه به نقش محوری و اساسی راه اهن در پیدایش و توسعه شهر ، روند خصوصی سازی بدترین ضربه را به راه آهن اندیمشک زده است

.آیا مسوولان راه اهن کل کشور، مدیران راه آهن اندیمشک، و اصولا سایر نهادهای ذیربط توسعه- محور مانند سازمان مدیریت برنامه و بودجه خوزستان می توانند با ارایه شاخص های آماری خلاف ادعاهای اینجانب را ثابت کنند؟! آیا براستی سینما راه آهن اندیمشک، باشگاه تفریحات راه آهن اندیمشک، استخر راه آهن اندیمشک(همگی در مرکز شهر) ارزش کاربردی ندارند؟حتی ، ارزش نگاهداری شایسته به عنوان بخشی از میراث فرهنگی شهر را ندارند؟ برای بهسازی ده ها واحد از
منازل و بنگله های تاریخی 60 فامیلی و 9 فامیلی چه اقداماتی کرده داند؟

درپایان ، شاید بی مناسبت نباشد تا با بیان یک مثال عینی درماندگی مالی راه آهن اندیمشک فعلی را به شما نشان دهم. دو سال پیش ، یکی از پیشگامان جبهه و جنگ در راه آهن اندیمشک به نام جناب اقای پرویز سرمست برای نخستین بار با تلاش های فردی موفق شد تا کتابی با عنوان “راه اهن اندیمشک در دفاع مقدس”( انتشارات دارالمومنین دزفول ، 1397 ) نوشته و منتشر کند ، آن هم فقط و فقط با هزینه شخصی و از جیب خود.

بنده نیز افتخار داشتم تا کتاب را ویرایش کنم و مقدمه ای نیز بر ان بنگارم.کتاب همچنانکه از عنوان آن پیدا است در شرح رشادت ها و فداکاری های کلیه کارکنان ، رزمندگان ، و شهدا و خانواده های شهید داده راه آهن اندیمشک بود . اما ، وقتی کتاب منتشر شد ( که اصولا راه آهن اندیمشک باید متکفل تهیه و تدوین ان می شد) ، پس از ماه ها دوندگی و مکاتبات مولف محترم با مسوولان راه اهن شهر و کشور ان ها حتی نتوانستند چند نسخه از این کتاب ارزشمند را خریداری کرده و لا اقل به یاد شهدای راه اهن اندیمشک به خانواده های آنان تقدیم کنند !! آیا براستی 20 سال پس از آغاز فرآیند خصوصی سازی (مثلا ، در صنعن راه آهن کشور) قرار بود به این نقطه تاسف بار برسیم ؟!

انتهای پیام/