دغدغه پرسنل پالايشگاه بیدبلند خلیج فارس و انتظار چاره انديشی از مديران شهرستان بهبهان

خبرگزاری خورنا | در روزهایی که کل کشور درگیر بلای مهیب کرونا و وحشت ناشی از آن شده است، پالایشگاه گاز بیدبلند خلیج فارس نیز از این موج وحشت بی‌نصیب نمانده است.

روزی نیست که شایعه‌ای در این باره پخش نشود که یکی از پرسنل مبتلا شده. هیچ کدام هم نه تایید می‌شوند و نه تکذیب، و امکان صحت‌سنجی برای رهایی از این برزخ نیز وجود ندارد.

شایعات هرروزه‌ی این‌چنینی روح و روان پرسنل پرشمار این ابرپروژه‌ی ملی را مشوش و مغشوش کرده که صد البته بی سبب هم نیست؛

فرض کنید فقط یکی از آن‌ها واقعیت داشته باشد؛ مثلاً شخصی ناقل این ویروس باشد و حداقل ۳ روز و حداکثر ۱۴ روز زمان ببرد تا علائم بیماری در او بروز پیدا کند؛ در این ۳ تا ۱۴ روز او می‌تواند ده‌ها نفر از پرسنل شرکت را مبتلا کند بی‌آنکه روح کسی خبردار شود و تازه پس از بروز علائم و تایید تست کرونا آشکار خواهد شد که ده‌ها نفر دیگر نیز مبتلا شده‌اند. خود این نفرات نیز در طول این مدت می‌توانند بیماری را در شرکت و سطح شهرستان انتقال دهند.

در واقع طی فقط ۳ روز ما با یک زنجیره‌ی غیر قابل کنترل شیوع که رشد نمایی هم دارد مواجه خواهیم شد، زنجیره‌ای که در کمتر از چند هفته می‌تواند کل پالایشگاه و شهرستان را درگیر کند.

در این شرایط بحرانی طبق شنیده ها واحد HSE پالایشگاه به تقسیم تعدادی ماسک و بسته‌های مواد ضدعفونی‌کننده میان نیروها و گندزدائی بخش هایی از شرکت بسنده کرده؛ ولی واقعیت این است که برای پیشگیری، غربالگری و همچنین مقابله با سناریویی که در بالا تشریح شد هیچ برنامه‌ی مدون و منسجمی مشاهده نشده است.

اولین مورد مثبت کرونا در پالایشگاه، با این حجم از نیرو و مراودات میان‌شان، می‌تواند منجر به یک آشفتگی غیرقابل کنترل در شرکت بشود و بعد به کل شهرستان سرایت کند.

مضاف بر این‌ها از یاد نبریم که در این پالایشگاه نیروهای زیادی از سرتاسر ایران مشغول به کارهستند که احتمال بازگشت آن ها با پایان تعطیلات وجود دارد و این بازگشت جمعی قطعاً می‌تواند نقطه‌ی آغاز یک شیوع گسترده در پالایشگاه بنحوی که در سناریوی بالا تشریح شد را خواهد داشت.

بی‌گمان همه‌ی عزیزانی که برای این ابرپروژه‌ی ملی زحمت کشیده و می‌کشند افتتاح هرچه زودتر آن را روزشماری می‌کنند، ولی در روزهایی که به علت شیوع گسترده‌ی این بلای صعب و سخت رهبر انقلاب سفر سالانه‌ی خود را به مشهد لغو کرده، رئیس‌جمهور جلساتش را به شکل ویدیو کنفرانس برگزار می‌کند، مجلس خبرگان اجلاسیه‌ی اسفندماه‌ش را به تعویق انداخته و مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس شورای اسلامی جلسات‌شان را تعطیل کرده‌اند، اصرار بر ادامه کار پالایشگاهی که هنوز به تولید نرسیده و حتی بر فرضِ رسیدن به شرایط تولید هنوز خوراک آن مهیا نشده، آن هم با این حجم از خطری که ادامه‌ی این روند می‌تواند برای کل شهرستان و استان داشته باشد، منطقی به نظر نمی رسد.

این پالایشگاه سال‌ها برای افتتاح صبر کرده، چند ماه دیگر هم می تواند صبر کند.