من هم می خواهم استاندار شوم

هوشنگ نوبخت

خورنا – بعد از ماه‌ها و سالها حاشیه و دروغ و شیطنت های رسانه ای، ظاهرا استاندار خوزستان عزم سفر به پایتخت کرده است.
اول اینکه خوشحالم که یک مدیر نسبتا جوان خوزستانی توانست یک جایگاه ملی را به دست بیاورد، روندی که سالهای سال، خیلی از مدیران لایق اما غیر سیاسی لرهای بختیاری و عرب های خوزستان نتوانستند بدان دست یابند اما یک بهبهانی زیرک و البته پرتلاش توانست تابو شکنی کند و راه نفوذ خوزستانی ها را در رجل سیاسی پایتخت باز کند.

بعد از خبر سرپرستی دکتر شریعتی برای جمعیت هلال احمر کشور، هر کس برای خودش یک گزینه را مطرح و رسانه ای کرده است.
گزینه هایی که همه بارها و سال ها سکان هدایت قسمت اعظمی از جغرافیای خوزستان را هم به دست داشتند و چندان گلی به سر خودشان و استان شان نزدند.
در این هیاهوی رسانه ای به این فکر افتادم، حال که همه یک گزینه را روی میز گذاشته اند، چرا من گزینه ام را مطرح نکنم؟

مگر کسی روزی فکر می کرد که شریعتی سکان هدایت استان را به دست بگیرد؟
لذا پس از کلنجار با خودم به این نتیجه رسیدم که خودم را به رئیس جمهور معرفی کنم تا شاید زمینه و مقدمات مدیر سال های بعد جمعیت هلال احمر نیز بتواند در بحران های خوزستان آبدیده و پخته شود.

آقای رئیس جمهور، لطفن مرا نیز به گزینه های متعدد مطرح شده برای سکان هدایت کشتی به گل نشسته ی خوزستان اضافه کن.

از گزینه هایت چه می خواهی، لطفن از من هم بخواه. از آزمون های علمی گرفته تا مسابقه ی پیاده روی با چکمه در سیلاب و تایم نخوابیدن های متوالی در شب و آزمون تخصصی برگزاری جلسات متعدد تا ارائه راهکارهای فراوان برای فاضلاب و هر آنچه در خوزستان به عنوان پایلوت مدیریتی نیاز است.

جناب آقای روحانی، اگر قرار نیست که یک نیروی توانمند در حد یک وزیر کارکشته را برای استانداری خوزستان در نظر بگیری، لطفن مرا نیز جز گزینه های خودت قرار بده.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.