تبار شناسی تغییرات اتوبوسی در صنعت نفت جنوب

خورنا- نازنین مهرابی سردبیر خبرگزاری خورنا نوشت: چند صباحی است که شاهد تغییراتی اتوبوسی در شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب هستیم. در نگاه اول آنچه از شرایط به نظر می رسد آن است که با منع به کارگیری بازنشستگان و رفتن بیژن عالیپور از مدیریت بزرگترین تولید کننده نفت ایران و سپرده شدن سکان هدایت این سازمان به مدیری جوان و کم سابقه ، جزیره ی ثبات تولید نفت ایران دستخوش طوفان سو مدیریت شده است.
حال و روز نابسامان امور در مناطق نفت خیز جنوب ، تجربه ی تلخی است که چندی پیش هم در شرکت ملی حفاری ایران تکرار شد. با آمدن سپهری، چرخ حفاری چنان به لنگ زدن افتاد که پرداخت حقوق پرسنل نیز به دشواری و با تاخیر صورت می گرفت. آش سو مدیریت آنقدر شور شد که مدیر چپانده شده به سیستم ، بارها استعفای خود را به حامیان تهران نشینش اعلام و نهایتا بار و بنه خود را جمع و به مرکز نقل مکان کرد.
سرنوشتی که از قرار معلوم می باید برای تمامی مدیرانی که با حمایتهای مرکز نشینان و برای تحمیل منویاتی که اغلب جز تحمیل هزینه ی بی حاصل بر سازمان، فایده دیگری ندارند متصور بود.ماموریت سپهری به نقل از نامدار زنگنه، بهمنی زدایی از شرکت ملی حفاری ایران بود. زدودنی که لازمه خصولتی سازی شرکت ملی حفاری است. تجربه نشان داده این مدیران با ماموریتی مشخص از مرکز، به سازمان تحمیل می شوند و پس از انجام آن امور(شما بخوانید از میان برداشتن مخالفان استخوان دار) و به دنبال ایجاد نارضایتی در سازمان و متشنج کردن فضا ، بار و بنه خود را جمع کرده و به تهران می روند.
با دیدن موج تغییرات در شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب باید این سوال را از خود بپرسید که دوباره شاهد تکرار تجربه تلخ گذشته هستیم؟ این جنس مدیران برای تحمیل نظراتی که از مرکز به آنها ابلاغ می شود می باید در اطراف خود تعدادی مدیر ارشد ضعیف قرار دهند و از این رو مدیران سابق را حذف و به جای ایشان افرادی کم سابقه و بله قربان گو را قرار می دهند. چنین رویه ای در نهایت سازمان را تهی از مغز نموده و نتیجه ای جز هدر رفتن سرمایه های کشور نخواهد داشت.
با ذکر مثالی ذکر مصیبت کرده و کلام را تمام کنیم. سالها پیش همین وزیر که در دفتر کارش پوز پیدا شده است ، برای زدن پوز مدیران شرکت نفت مناطق خشکی ، شخصی را با ماموریت تغییر ساختار به جنوب فرستاد. این فرد وظیفه داشت مدیرانی را که مخالف چنین تغییر ساختاری هستند از سر راه بردارد. پس از انجام ماموریت، سازمان نفت در جنوب به صورت شرکت-شرکت در آمد و سالها با هزینه های ستادی چند برابر، فعالیت نمود. چند صباحی هست که همین آقای وزیر فهمیده که شرکت-شرکت سازی مناطق اشتباه بود و تا امروز شاهد حذف و ادغام شرکتهایی مثل خدمات رفاهی نفت ، پیراحفاری و توربین در سازمان ستاد هستیم.
اگر در این مملکت مدعی العموم منصفی داشته باشیم باید ایشان را برای تحمیل هزینه ی چند هزار میلیاردی این تغییرات در سالهای گذشته ماخذه و بازخواست کند. تیم زنگنه باید پاسخ دهند که آیا این آشوب عمدی در جنوب، زمینه سازی برای واگذاری شرکتهای بهره بردار به یاران غار نیست؟ آیا خصولتی سازی این شرکتها در نهایت به زیان کارکنان کارخانجات و منافع کشور منجر نخواهد شد؟