آنسالیدهایِ مجازی استاندار را بیش‌تر بشناسیم!

خورنا | سرویس سیاسی:

آنسالید! در نگاه اول شاید کمی غریب به نظر برسد. برای بینندگان سریال مشهور “بازی تاج و تخت” اما آنسالید واژه‌ی نام‌آشنایی است و به سربازان برده‌ی مستقر در شهر آستاپور واقع در حاشیه خلیج برده‌داران اطلاق می‌شود که از سوی فرمانروایان خریداری شده و در جنگ‌ها مورد استفاده قرار می‌گرفتند. با این حال، بهتر است قبل از ورود به مباحث مربوط به استان، از ویژگی‌های سربازان آنسالید بگوییم.

آنسالیدها ‌برده‌هایی هستند که بدون داشتن کم‌ترین احساس، اختیار و خلاقیتی، از جانب فرمانروایان اجیر می‌شوند. ربات‌هایی در لباس انسان که بدون داشتن حق انتخاب، از سوی حاکمان برنامه‌ریزی شده و به جنگ می‌روند. در یک کلام، آنسالیدها برای برآوردن نظر صاحبان خود، حاضر به انجام هر کاری هستند.

حال و با این اوصاف، می‌توان تا حدود زیادی آنسالیدهای مجازی استاندار را بهتر از گذشته شناخت. لشکری از فعالان مجازیِ اجیر شده که به انحاء مختلف به استخدامِ رسمی و یا غیررسمیِ دولت محلی درآمده‌اند. در این میان، ماموریت ویژه‌ی آنسالیدهای مجازی به طور مشخص در یک عبارت خلاصه می‌شود: پنهان ساختن ضعف‌ها و خطاهای شریعتی و ناکارآمدی‌های دولت محلی و البته پررنگ کردن اغراق‌آمیز و غیرواقعیِ نقاط قوّت استاندار!

روزانه مطالب متنابهی در خروجی سایت‌ها و کانال‌های آنسالیدها قرار می‌گیرد که مخرج مشترک تمامی آن‌ها اقدامات سازنده و پرشماری است که به برکت حضور دکتر شریعتی در استان در حال انجام است. در این رسانه‌ها، تصویری که از استاندار به مخاطب ارائه می‌شود، مدیری مردمی و خستگی‌ناپذیر است که یک‌تنه چرخ توسعه استان را به حرکت درآورده و غیبتش استان را به خاک سیاه می‌نشانَد. خوزستان را چنان گلستان جلوه می‌دهند که آدمی گاه می‌پندارد شاید در پهنه‌ی این کره خاکی، خوزستانی دیگر هم باشد. خوزستانی آباد!

از دیگر کارویژه‌های آنسالیدها می‌توان به تلاش در جهت ترسیم هاله‌ی مظلومیت پیرامون شریعتی اشاره کرد که گاه حتی نزدیک‌ترین یاران استاندار را نیز به عکس‌العمل منفی وامی‌دارد. در رسانه‌های مذکور، از شریعتی به عنوان مدیری مظلوم و البته بی‌دفاع یاد می‌شود که آرزویِ توسعه همه‌جانبه منطقه را در سر دارد اما از هر سو مورد حملات گسترده و بی‌محابایِ دشمنان قرار گرفته است. مرثیه‌هایی که در این رسانه‌ها در رثای مظلومیت استاندار سروده می‌شود، خود به تنهایی حدیث مفصلی است که مقالی مجزّا می‌طلبد.

ماموریت مهم دیگری که بر عهده‌ی آنسالیدها نهاده شده، جنجال‌آفرینی به وقتِ حساب‌کشی رسانه‌های مستقل و افکار عمومی از دکتر شریعتی است. به محض این‌که یک مطالبه‌ی مردمیِ بحق از استاندار شکل می‌گیرد، سربازان مجازی وی وارد صحنه شده و با پررنگ ساختن مسائل حاشیه‌ای و کم‌اهمیت و دامن زدن به جنجال‌های سیاسی، در راستای خارج کردن موضوع اصلی از مرکز توجه افکار عمومی گام برمی‌دارند.

نحوه مواجهه آنسالیدها با منتقدان نیز در نوع خود جالب توجه و شایانِ بررسی است. به دلیل ساختار ذهنیِ به غایت فرمان‌پذیر و ربات‌گونه‌، اصولاً این سربازان فضای مجازی در پیِ تشخیص انتقاد بجا از بی‌جا نیستند. برای آنان فرقی نمی‌کند که با نقد عالمانه و مشفقانه مواجه شوند یا تخریب هدفمند! حتی این‌که چه کسی با چه گرایش‌های سیاسی کارنامه‌ی دکتر شریعتی را نقّادی کند هم برای این جماعت محلی از اعراب ندارد.

به محض مشاهده انتقاد از استاندار – و نه هیچ یک از دیگر مقامات استانداری – ، حملات هماهنگی که از یک اتاق فکر مشخص سازماندهی می‌شوند، آغاز می‌گردد. حملاتِ اغلب توهین‌آمیز، ناجوان‌مردانه‌ و نادرستی که به ویژه پیشکسوتان دلسوزِ سپهر سیاست استان را هدف قرار می‌دهد، عملی نیست که از چشم تیزبین مردم خوزستان پنهان بماند. در این رابطه، برای شعبان جعفری‌هایی که امروز به جای چماق، قلم به دست گرفته‌اند، چندان مهم نیست که برای مشروع جلوه دادن ادعاهای خود، به دروغ و بهتان آویخته و با آبروی افراد بازی کنند.

ابتذال رسانه‌ای، رهاورد شومی است که فعالیت آنسالیدهای استاندار در فضای مجازی به همراه آورده است. در نبودِ بن‌مایه‌ی فکری و سیاسیِ قابل اعتنا، آن‌چه که از سوی آنسالیدها در فضای مجازی عرضه می‌شود، بسیار سطحی و فاقد ابتدایی‌ترین منطق‌هاست. در این رابطه، هیاهویِ رسانه‌ای آنسالیدها سبب شده تا صدای آن دسته از معدود مدافعان استاندار که در پیِ نام و نان نبوده و با دلیل و برهان به دفاع از شریعتی برخاسته‌اند نیز شنیده نشود. به راستی مگر می‌توان از سربازی که وفاداری‌اش دارای اصالت نبوده و مهم‌تر از آن، قابل خریداری است، انتظاری بیش از این داشت؟

شوربختانه باید پذیرفت ‌که بی‌تردید دکتر شریعتی نه تنها از آن‌چه که آنسالیدها انجام می‌دهند، آگاه است که یقیناً لشکر مجازی خود را در این راه تشویق و ترغیب هم می‌کند. این در حالیست که تلاش در جهت بستن همان اندک دریچه‌های نقد منصفانه، شاید فضای یکدستِ دلخواهِ شریعتی را تا حدودی فراهم آورد اما بی‌شک دودِ نادیده گرفتن منتقدین دلسوز و بستن فضای نقّادی، بیش و پیش از همه به چشم شخص استاندار خواهد رفت.

آیا شریعتی آنسالیدهایش را از دنیای مجازی خارج خواهد کرد؟ آیا برده سربازانِ استاندار که به جای تلاش در راستای نیل به انسجام و اتّحاد، برای کوبیدن بر طبل تفرقه و انشقاق آموزش دیده‌اند، جای خود را به مدافعان منطق‌مدار و عقل‌محورِ وی خواهند داد؟ باید منتظر ماند و دید…

رضا بهرامی؛ فعال سیاسی

۹

 

پاسخ به شریف الدین لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  • موافقم مقاله خوبی بودهمچنین یکی از اقدامات استاندار محترم بکارگیری همشهریان خود در مقام فرماندار بسی جای تاسف دارد که با احترام به مقام شامخ معلمی ,یک معلم را به فرماندار شهرستان معرفی می کند که دانش و تجربه کافی در این زمینه را نداردلذا امام جعفر صادق فرمودند تنها چیزی که بنی امیه را ازبین برد بکار گرفتن اشخاصی در مقامی که تخصص ان را نداشتن
    وسلام.