جایگاه زنان جوان در اشتغال کشور

 

اشتغال، یکی از مهمترین بخشهای سیاستگذاری در هر جامعه است. نوع کار، میزان درآمد و محلی که افراد در آن مشغول به کار هستند، در تعیین هویت آنان نقشی اساس ایفا میکند. به بیان روشن، کار و اشتغال، رفاه افراد را به شدت تحت تاثیر قرار میدهد. لذا نوع سیاستگذاری در امر اشتغال از سوی دولتمردان میتواند نقش گسترده ای در رفاه و بهزیستی اقشار مختلف جامعه به خصوص جوانان، که به واقع سرمایه های یک کشور میباشند، ایفا نماید. در کشور ما ایران، طی دو دهه اخیر شاهد پیشی گرفتن تعداد دانشجویان دختر نسبت به دانشجویان پسر در دانشگاه ها بوده ایم.به طوری که طبق آخرین آمار بیش از ۵۶ درصد از ورودی های قبولی کنکور دولتی دختران بوده اند. این حجم از افزایش دانشجویان دختر و سپس فارغ التحصیل شدن این نیروی جوان، پتانسیل ویژهای در اختیار جامعه قرار میدهد. زنان جوانی که طی چند سال گذشته به دانشگاه وارد شده، تحصیل کرده، دارای مهارت و توانمندی های متعددی شده اند میتوانند نیروی مناسبی برای به گردش در آوردن موتور توسعه در کشور باشند. از سویی کشور برای آموزش و تحصیل این قشر از جامعه که اتفاقا دارای توانایی های بسیاری نیز میباشند متحمل هزینههایی شده است، لذا به خدمت نگرفتن این نیروی جوان حتی از لحاظ اقتصادی نیز به نفع کشور نمیباشد. جمعیتی که روز به روز بر تعداد آنها افزوده می شود و متاسفانه علیرغم شعارها و وعدههای انتخاباتی و … به حد لازم در به خدمت گرفتن آنها کوشش نشده است و نه تنها در سطوح بالای مدیریتی بلکه در سطوح پایین تر نیز شاهد بی عدالتی گسترده ای در این زمینه هستیم. همانگونه که پاملا آبوت معتقد است از گذشته های بسیار دور مردان، زنان را تهدیدی برای شغل و وجهه خود می دیدند و همچنین زنان را سبب پایین آمدن سطح دستمزدها میدانستند. علاوه براین، در سطوح بالاتر علیرغم توانایی ها و مهارتهای زنان بخصوص زنان جوان، سقف شیشهای مانع رسیدن آنها به سطوح بالاتر مدیریتی میگردد. در واقع زنان بدون هیچ دلیل روشنی از دست یابی به آنچه شایستگی آن را دارند باز میمانند. اصطلاح سقف شیشه ای «Glass Celing» برای نخستین بار در روزنامه وال استریت در سال ۱۹۸۶ عنوان شد و پس از آن به عنوان یک نظریه دانشگاهی در تحلیل اشتغال زنان به کار برده شد. ایده پشت این اصطلاح این است که یک مانع شفاف، سقف شیشه ای، آنها را از رسیدن به مقام های بالای سازمانی باز میدارد. این سقف شیشه ای است، چرا که معمولا یک مانع مرئی و دیده شدنی نیست و زنان از وجود آن آگاه نیستند تا زمانی که به این مانع برخورد کنند.
در سالهای گذشته، به دلیل عدم توجه دولتمردان و کارگزاران در امر اشتغال کشور خصوصا اشتغال زنان، جمعیت زنان جوان تحصیلکرده روز به روز افزونتر شده و عدم وجود فرصت های شغلی مناسب برای این قشر عظیم باعث شده که تعداد زیادی از این زنان وارد سن میانسالی شده بدون اینکه از نیرو، پتانسیل و جوانی آنها بهره مند شویم. این امر چه در سطح خرد و فردی و چه در سطح کلان، آسیبهای عمده ای را برای دختران جوان این سرزمین و برای رشد و توسعه کشور به همراه داشته و خواهد داشت.
نگاهی اجمالی به آمار اشتغال زنان در کشورهای توسعه یافته نشان از میزان بالای مشارکت و اشتغال زنان جوان دارد. به طوریکه هر چه از کشورهای توسعه یافته فاصله گرفته و به سمت کشورهای کمتر توسعه یافته عبور کنیم میزان اشتغال زنان جوان کاهش می یابد. لذا تجربه کشورهای دیگر نیز بر اشتغال زنان جوان صحه می گذارد.
در نهایت آنچه در این مجال اندک قابل تاکید است، این است که سهیم کردن زنان جوان در اشتغال کشور میتواند از جوانب بسیاری از جمله اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حتی اخلاقاً قابل توجیه باشد. پیشگیری و حل بسیاری از آسیبهای اجتماعی و اخلاقی، جلوگیری از هدر رفت تخصص و مهارت بخش عمده ای از جمعیت، کاهش هزینه های دستیابی به توسعه، کاهش زمان رسیدن به توسعه مطلوب، ارتقا رفاه و بهزیستی جمعیت، ایجاد نشاط و جلوگیری از روحیه سرخوردگی و یاس در خانواده های ایرانی و بسیاری دیگر … از جمله مزایای سهیم کردن زنان جوان کشور در بخش اشتغال است.

فاطمه پارسی کارشناس ارشد برنامه ریزی رفاه اجتماعی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.