مرز بین ادب و تربیت مجازی، نگاه به توسعه اندیمشک، امید یا نا امیدی؟

چندی پیش بود که سخنان نماینده مردم اندیمشک در مجلس شورای اسلامی در فضای مجازی واکنش های مختلفی را به دنبال داشت، وی با بیان این که، امروز عده ای در شهرستان به دنبال ترویج نا امیدی و بی تربیتی هستند، خواستار تقویت روحیه امید و نشاط اجتماعی در شهرستان شد و توسعه و عمران اندیمشک در تمامی حوزه ها را، یک مسیر و راهکار مهم برای تامین رضایت شهروندان دانست.

این سخن شاید در ابتدا مقوله های بی پاسخ و مبهم و دور از انتظار متعددی را در ذهن مخاطب جلوه گر کند، تا مرز بین انتقاد و تخریب در دو واژه امید و نا امیدی، به عنوان بک علامت سوال بزرگ طنین انداز شود، اما شاید خط تمایز این تفکر، گفتار مقام معظم رهبری و توجه به نیازهای جامعه و شهرستان، باشد.

مقام معظم رهبری در ارتباط با نقد و تمایز آن با تخریب، خاطر نشان کرده اند: چون انتقاد به معناى تضعیف نیست، انتقاد اگر دلسوزانه و منصفانه باشد، کمک هم می ‏کند، ایشان در دیگر سخنان خود، تاکید می کنند: انتقاد صحیح و دلسوزانه ضررى ندارد؛ اما این انتقاد بایستى به تخریب نینجامد، بعضی ها طورى انتقاد می ‏کنند که تخریب است؛ این مصلحت نیست، کسى که مسؤولیت سنگینى در کشور بر دوشش هست و از او توقّع داریم که فلان کار را بکند – اقتصاد را درست کند و… – اگر ما او را تقویت نکنیم؛ اگر یک وقت ضعفى هم پیدا شد، آن را نپوشانیم؛ آیا می ‏توانیم چنین توقّعى داشته باشیم؟ باز هم می ‏توانیم امیدوار باشیم که آنچه که ما می ‏خواهیم، انجام خواهد گرفت و آنچه که وظیفه اوست، انجام می ‏گیرد؟»

حال باید از خود بپرسیم: حاکمیت اخلاق و نیازهای شهروندان در مسیر نقد و تمایز نقد و تخریب در گفتار ما چیست؟ امروز کسی منکر محرومیت و مشکلات اندیمشک نیست، خانواده ای نیست که از رنج بیکاری جوان خود، دل آزرده نباشد، ولی حال باید چه کرد؟ مشکلات شهری را یک درد باید دانست که درمان شود یا آن را یک خط بی انتها در تصویر شهروندان به یادگار کشید؟ ایا ما نیز نباید به گفتار مقام معظم رهبری توحه و در وسیر وحدت و سازندگی شهرستان قدم برداریم؟ آیا ما باید سد راه توسعه اندیمشک باشیم یا پشتوانه این مسیر و دست در دستان هم برای شتاب بخشی به این مسیر تلاش و کوشش کنیم؟

نماینده مردم اندیمشک نیز در ادامه سخنان خود به نکات قابل توجه دیگری اشاره می کند، وی با بیان این که اشتغال و توسعه مسیر و محور اندیمشک در آینده و حرکت پر شتاب خود است، نا امیدی را یک راهکار زشت برای تصاحب موقعیت سیاسی دانست! اما این واژه به چه معناست؟ امروز همه ما بر اهمیت و حضور سرمایه گذاران و معرفی شهرستان به عنوان یک راهکار مهم و ضروری آگاهی داریم و بر اولویت آن، مطلع هستیم! اما اگر شهر بر مدار زشتی و نا امیدی بچرخد و تصویر زشت از یک شهر را در کشور و جامعه، مخابره شود، خود سلاح محرومیت را برای آینده فرزندان خود، به یاد گار نگذاشته ایم؟ آیا سرمایه گذار برای حضور در شهر و سرمایه گذاری در اندیمشک ترغیب می شود؟ آیا اشتغال جوانان با این راهکار، رفع می شود؟ ایا اندیمشک و مسیر توسعه آن سخت و نا ممکن نمی شود؟ ایا بهتر نیست برای حتی الگو، به شهرهای مجاور خود نگاهی بیندازیم و مسیر اتحاد و توسعه آن ها با مسیر سخت و پر خروشان خود، مقایسه کنیم و اگر عیب ایرادای است، ابتدا آن را در نگاه و تفکر خود، رفع کنیم؟

امروز نه می توان منکر محرومیت های اندیمشک شد و نه سازندگی و عمران شهری را نادیده گرفت، امروز اگر صدها طرح عمرانی در الوار گرمسیری و در حوزه آب رسانی و گاز رسانی و برق و آب و مخابرات مناطق روستایی اندیمشک در حال اجرا است، پاسخی به رنج محرومیت اندیمشک است، امروز اگر تنها بیش از ۲۰ طرح بزرگ حوزه اشتغال در شهرستان اندیمشک حال اجرا است، این خدمت، تمرین نجوای توسعه برای آینده شهرستان است، امروز اگر واژه نیروگاه سیکل ترکیبی و بندر خشک در نگاه به آینده اندیمشک ، تمرین و تکرار می شود، نجوای توسعه برای آینده اندیمشک است، امروز اگر فدک ،چراغ گردشگری اندیمشک را روشن کرده است، نجوای توسعه برای آینده اندیمشک است، امروز اگر استاندار اندیمشک را خانه خود می داند، امروز اگر وزیران اندیمشک را محور را سازندگی دانسته اند، امروز اگر پارک چهارم آذر، لبخند رضایت خانواده ها را بر چهره آن ها به یادگار گذاشته است، همه نجوای توسعه اندیمشک است، نجوایی که امروز دیگر نه وهم است و نه خیال، فریادی است، که تجلی بخش سازندگی و نگاهی است که توسعه را در قامت برنامه و وحدت، برای آینده اندیمشک، مطالبه و هدف گذاری کرده است.

ما باید بدانیم، سلاح بی تربیتی، ابزار عده ای است که در مرز بین نقد و تخریب، وارونه و مبهم مانده اند، یک روز فریاد محرومیت الوار را سر می دهند و از تشنگی الوار می نالند ولی طرح جامع آب رسانی شهری و روستایی را نمی بینند، ختی طرح بزرگ فاضلاب شهری، خم به ابروی آن ها نمی آورد! یک روز دیگر از مشکلات مخابراتی الوار به خود و آسمان فریاد می زنند ولی هرگز حضور وزیر مخابرات را در دورترین روستای الوار را نمی بینند! نمی دانند و نمی بینند که در روزگاری نه چندان دور، شعارهایشان تنها در افتتاح چندباره طرح های عمرانی و ده ها طرح نیمه تمام، خلاصه و محدود بود! رنجی که همانند نارجستان تالاسمی خشک و همانند زرق و برق دیواره های پل زیر گذر بر آینده جوانان اندیمشک، فرو ریخت …. اما امروز همین الوار و مردم شریفش، تجلی سازندگی و توسعه نه تنها در شهرستان بلکه در استان و حتی کشور هستند، امروز صدای الوار با توسعه خدمات اینترنتی و مخابراتی در دور دست ترین نقاط نیز تجلی یک مسیر بزرگ و. تلاشی منسجم و بزرگ است.

در پایان باید گفت، همان گونه که مقام معظم رهبری تاکید دارند، باید مرز بین نقد و تخریب را دانست، زیبایی نقد را نباید با زشتی تخریب، زائل کرد، نقد یک نیاز است که آمیخته با طرح و برنامه برای ایجاد و زمینه توسعه است، نقد مرز بین توهین، بی آبرویی و برچسب زنی به شهروندان است، نقد طعم آبادانی را در تصویر آینده شهر امید و تلاش را به تصویر می کشد اما تخریب، وارونگی و بی عدالتی است، تخریب زائل کننده امید و عدالت است، تخریب آمیخته کینه توزی است و سد توسعه اندیمشک! مقام معظم رهبری درسخنی که شاید مرتبط با گفتار ما باشد، می فرمایند: من می ‏دانم که در بسیارى از این مطبوعات، آدمهاى خوب و مؤمنى مشغول کارند – چه کسانى که قلم می زنند، چه کسانى که اداره می ‏کنند – اما در لابلاى همین ها اثرِ انگشت «عبداللَّه‏بن‏ابى‏ها» را می ‏بینم: تفرقه ‏افکنیها، اختلاف‏افکنی ها، تشنج آفرینی ها، تشویش افکار عمومى، نا امید کردن ها، یأس پراکنی ها، چهره‏ سازى عناصر وابسته و مرید دشمن، از نظر انداختن عناصر مفید و مؤمن و مخلص و دلسوز! البته این کارها به جایى هم نخواهد رسید؛ خداى متعال رسوا می ‏کند.» و شاید این درسی باشد که امروز نیاز ما برای آینده است، ما باید مرز بین تخریب و نقد را بدانیم و قلم را در مسیر زشتی، نچرخانیم تا دشمن اندیمشک در مسیر توسعه نباشیم و جز تفکر سازندگی و وحدت، بر مسیر که تجلی گر محرومیت و تفرقه باشد، حرکت نکنیم.

انتهای پیام/

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.