گردن مزنش که این روا نیست…/حکایت عده ای، حکایت بنی اسرائیل است

در اینکه اداره فرمانداری کلانشهر اهواز در یک بازه زمانی طولانی، از طریق سرپرستی، کار صحیحی نیست؛ شکی نیست.به قلمی یا قدمی باید این اعتراض را به گوش معاون سیاسی استاندار هم رساند و البته علت امر را نیز جویا شد
.
این بدیهیات را نوشتم، تا مخاطب بداند که از کجا ایستاده ام و روی سخن را به کجا نشانه می روم.

فرماندار اهواز از مدیران با سابقه و هزینه داده اصلاح طلب است.‌ در حسن سابقه ایشان برای راقم سطور هیچ شکی نیست. اخیرا نامه ای از فرمانداری اهواز منتشر شده است، که طی آن، مدیر کل شیلات خوزستان(دکتر خون میرزایی‌) به سرپرست فرمانداری اهواز(دکتر خون میرزایی) نامه ای را کتابت کرده و در پی آن، خواسته تا اعتباراتی را برای افزایش سرانه مصرف آبزیان، تعمیر و تجهیز ساختمان اداره کل شیلات و نیز تخصیص اعتبار، برای افزایش تولید شیلات دیده می شد.

آدرس غلطی که در این میان داده می شود این است که نام مخاطب و نگارنده، یکسان است! و البته نامه امضای سیستمی دارد و از کانال امور اداری نگاشته شده است و در نگارش عنوان بالای نامه کم سلیقگی به خرج داده شده بود و مربوط به اوایل حضور دکتر خونمیرزایی در سرپرستی فرمانداری اهواز است ، این در حالیست که محتوی نامه مهمتر از نام یکسانی است که در صدر و ذیل نامه درج شده است. مدیر کل متخصص شیلات، فرآیند گردش کار اداری را به خوبی می داند ( قبلا فرماندار لالی بوده)و برای تامین اعتبارات، به فرماندار نامه نگاری می کند.

این در حالیست که در ضعف نظارتی موجود می توانست با استفاده از اختیارات فرمانداری، نیازهای شیلات را تامین کند. مکاتبه موجود از این رو، می تواند سندی بر پاکدستی، درستکاری و البته تسلط بر فرآیندهای بروکراتیک قلمداد شود.

دقیقا مشخص نیست که غوعاسالاران آپورچونیست و کانفورمیست های رقصنده در چشم باد! برای چه بلوا کرده اند؛ مگر آقای مدیر کل از آقای فرماندار، چیزی جز کمک برای افزایش تولید ملی و به تبع آن ایجاد شغل، تلاش برای افزایش ضریب سلامت عمومی از طریق افزایش سرانه مصرف آبزیان و نیز تجهیز و مرمت ساختمان یک اداره کل را خواسته بود! آیا اینها شایسته موج سواری و استهزاء است؟ اگر صیادان و تولید کنندگان آبزیان، با کاهش درآمد و یا خدای ناکرده از دست دادن شغل خود مواجه شوند، همین آقایان غوغاسالار، صدایشان گوش سنگین آسمان غبار گرفته را کر نمی کند که وااشتغالا! وامدیریتا!؟

آیا اگر ساختمان اداره کل شیلات، خدای ناکرده دچار حادثه ای مشابه سانحه پلاسکو شود، همین همقطاران همیشه سهم‌خواه، فریاد وامصیبتا سر نمی دهند؟ حکایت این جماعت، حکایت بنی اسرائیل است که پس از فرود آمدن مائده آسمانی، گله کردند که پس سیر و عدسش کجاست؟

در میان قوم موسی چند کس بی ادب گفتند کو سیر و عدس
منقطع شد نان و خوان از آسمان
ماند رنج زرع و بیل و داسمان

بماند که چگونه به یک مکاتبه اداری در این سطح دسترسی پیدا کردید و بماند که آیا کسی که میل به نفوذ به اسناد، آرشیوسازی شخصی و انتشار اسناد دارد، تا چه حد از صلاحیت برخوردار است؛ ولی آگاه باشید که اگر دیوار باربر را خراب کنید، سقف روی سر خود شما خراب خواهد شد. به فرض که شخص مورد نظر شما فرماندار هم شد، آیا کسی می تواند در دوران امارت شما، نسبت به امنیت اسناد و مکاتبات، خاطرجمع باشد؟ بعید می دانم، ولی مانند تمام کسانی که به شما تبریک گفتند، به شما تبریک می گویم!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *