اخلاق مداری در فرهنگ شهری

خورنا –  ایرانیان از دیر باز صاحب فرهنگ و تمدنی با شاخصه های مهم و مشخص در سطح جهان بوده که شاید پررنگ ترین آن اخلاق مداری و احترام است. مردمی که با مهر و احترام از دیرباز در کنار هم زندگی میکردند و فارغ از هر نژاد و رنگ و قبیله ای در چارچوب قوانین مشخص و مدون در حفظ و نگهداری جامعه ی خود کوشا بودند. اگر تاریخ تمدن ایران را تورقی کنیم جای جای آن نشان از همدلی و اتحاد و احترام به جمع و حفظ طبیعت محل زندگی به چشم میخورد. بهترین اثبات آن هم رسیدن تمام این مشخصه ها از ابتدا تا به امروز به نسل ماست. اما ظاهرا ما میراث داران خوبی برای نسل های پیش از خود نیستیم . علاوه بر اینکه نسبت به مساٸل و معضلات جامعه ی خود بی تفاوتیم ، گاهی خود نیز تعمدا بر بار این مشکلات می افزاییم و اِبایی هم از انتقال این بینش به نسل های بعد از خود نداریم. برپایه نظرسنجی موسسه گالوپ، مردم ایران در کنار عراقی‌ها «عصبانی‌ترین» مردم جهان معرفی شده اند . در نظرسنجی موسسه آمریکایی  که نتایج آن شهریور سال گذشته در نشریه ایندیپندنت منتشر شده آمده است:

مردم عراق، ایران و کامبوج بالا‌ترین میزان تجربه‌های منفی روزانه در جهان را دارند.

پرسش‌گران بر اساس سوالاتی که در میان می‌گذارند به این نتیجه دست می‌یابند و دلیل معرفی ایرانیان و عراقی‌ها به عنوان عصبانی‌ترین مردم جهان این بوده که ۴۹ درصد پاسخ‌دهندگان در دو کشور گفته‌اند به تازگی عصبانی شده بودند.

حتما پیش آمده که برای یک تلفن ضروری به باجه ی تلفن مراجعه کرده باشید و ببینید کسی قبل از شما سیم تلفن را کنده باشد ، یا به پارکی رفته باشید و متوجه بشوید نمیکتهای پارک را شکسته باشند یا گلهای بلوار خیابان را کنده باشند ، یا لامپ های کوچه را شکسته باشند یا…..  . تخریب اموال عمومی و بیت المال بخشی از خدشه دار کردن فرهنگ شهرنشینی ست. بُعد اجتماعی آن بسی خطرناک تر و دردناکتر است . دعوای دو راننده در خیابان برای یک اتفاق  ساده که به فحاشی و درگیری فیزیکی می انجامد ، اعترض همراه با خشونت و فحاشی نسبت به تاخیر در انجام امور اداری یا پزشکی ، نظرات زشت و قبیح کاربران اینترنتی در صفحه های اشخاص معروف ، تعمیم دادن کم کاری یا کم سوادی یک کارمند یا پزشک به تمام مسولین و ادارات و پزشکان ، صف های طویل راهروهای دادگستری برای پرونده های تعرض ، توهین ، آلودگی های صوتی ، درگیری لفظی یا فیزیکی و…… . اینها و هزاران مثال دیگر همه نشان میدهند ما چقدر در حفظ شٲن خود و جامعه مان کوتاهی کرده ایم . در تعارفات روزمره چنان مودب و مهربان رفتار میکنیم که مخاطبمان شرمنده میشود ولی در خیابان ، پشت فرمان یا بازار به همان اندازه بی ادب و نامهربان میشویم . در و دیوار منزلمان از تمیزی برق میزند ولی کوچکترین توجهی به نظافت کوچه یا آپارتمانمان نداریم.هیچ اندیشیده اید چرا تمام در و دیوارهای شهر و مدارس و مساجد و ادارتمان پُر از احادیث معصومین و ایات قرانی درباره اخلاق و شهروند مداری و مهربانی به هم نوع است ولی کوچکترین پیشرفتی در همدلی و سعه ی صدرمان دیده نمیشود؟ نصف پیام هایمان در فضای مجازی  جملات قصار و روایات و داستانهای آموزنده است اما نه چیزی می آموزیم نه میگزاریم دیگران بیاموزند . تمام شهر را اگر با خاک یکسان کنند کَکِمان نمیگزد تا خانه مان در اَمان است. هزاران لیوان پلاستیکی برای توزیع شربت نذری کنار خیابان تهیه میکنیم ولی دریغ از یک کیسه زباله برای جمع آوریشان . سوار خودروهای گران قیمت میشویم اما باز هم زباله را از شیشه توی خیابان وِل  میدهیم . هیچ تعهدی به جامعه نداریم . این بی تعهدی  و لاقیدی راهم با افتخار به فرزندانمان منتقل میکنیم . سرانه ی مطالعه زیر خط فقر است ، استقبال از اماکن و رویداد های فرهنگی مثل سینما ، موسیقی ،موزه  و تٲتر ضعیف است ، از طبیعت فقط خوش گزرانی را فرا گرفته ایم ،کتابخانه ها خالی و قلیان کده ها وفست فودهایمان پُر است. جالب این جاست که مردمان شهرهای بالا و کشورهای دیگر را ستایش میکنیم و از بی توجهی بی فرهنگی خود غافلیم .عامل تمام این بی فرهنگی و کج سلیقگی را دولت و هرکسی جز خودمان میدانیم .همیشه منتظریم دیگری آستین بالا بزند و جامعه را بارعایت اصول اولیه و ساده ، بسازد. شعار “شهرماخانه ی ما” ،جز حس تمسخر چیزی را درما تحریک نمیکند.انگار مجوزی ست برای تخریب و کج اخلاقی و کج اندیشی نسبت به جامعه ای که در آن زندگی میکنیم . فراموش کرده ایم که هر شعله ی آتشی در شهر نهایتا دودش به چشم خودمان میرود. هر نقصی در جامعه دیر یازود گریبان خودمان را میگیرد.هنوز فرا نگرفته ایم تا جامعه مان را با اخلاق و تمکین به قانون اداره نکنیم ، منزلمان هم با اخلاق کنترل نمیشود . بدانیم که مهمتر از خودِ کودک ، تربیت اوست.تربیت  و آموزش نسل بعد ودیعه ای ست که پدرانمان بدرستی بر دوش ما نهاده اند ، ما چقدر توانسته ایم این ودیعه را به همان نیکی و صحت بدست میراث خورانمان بسپاریم؟

قطعا دستگاها و متولیان این امر باید بیش از پیش در ترویج فرهنگ شهری و مسولیت پذیری شهروندان نسبت به جامعه ی خود تشریک مساعی کنند. صدا و سیما ،آموزش و پرورش ،سازمان شهرداری ها ، وزارت ارشاد ، سازمان تبلیغات ، ورزش و جوانان و هر دایره ای که به نحوی میتواند این تصور را در فرد فردِ جامعه زنده کند که نسبت به فعالیت یا عدم فعالیتش در جامعه مسٶل است باید باتشکیل برنامه ای مدون و قابل اجرا این مهم رابه انجام برسانند.اگر این تفکر را در جامعه نهادینه کنیم که هرکس فقط و فقط مسول باجه تلفن محله ی خودش ،گلهای بلوار محل سکونتش ، نیمکت های پارک منطقه ی خودش است میتوانیم ادعا کنیم  وارثان خوبی برای تمدن ایرانی اسلامی بوده وهستیم چندی پیش شهرداری یکی از شهرهای کشور طی اطلاعیه ای از مردم خواست برای جلوگیری از افسردگی و آزردگی خاطر شهروندان ، خانواده هایی که مجالس ختم و ترحیم دارند از نصب بنر و اطلاعیه در سطح شهر خود داری کنند. این حرکت هرچند کوچک روزنه ی امیدی ست برای جلب نظر شهروندان در حمایت از حقوق و فرهنگ شهروندی  و همشهری مداری. از این دست هزاران راهکار خلاقانه ی دیگر میتوان اریه داد تا مردم را با جامعه و شهرشان آشتی دهیم . قطعا در آن صورت خودمان از این فضای زیبا لذت خواهیم برد. پس هموطن گرامی ، همشهری متعهد ، از امروز نسبت به اتفاقات پشت درب خانه ات کمی مهربان تر و مسٶل تر باش . فقط کمی

بقلم عباس مدحجی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.