اصالت انتخابات

خورنا – افشین آریائی: هر از چند گاهی کلید واژه انتخابات در فضای نزدیک به این رویداد مهم پخش میشود.واژه انتخابات از نوادر کلماتی است که در عرش کردگار نماد و نمودی داشته است .اما چرا این کلمه آنقدر برای اموری سخت است و برای افرادی در حکم از دست دادن آمال و آرزوها. سیستم حکومتی کشورهای جهان بر پایه یکی از اصول حکومت داری شامل دموکراسی ،دیکتاتوری و مردم سالاری دینی پایه گذاری شده است.این حکومتها برای دستیابی به چنین سیستمی هر کدام راهی را انتخاب میکنند.بطور مثال انتخابات در دموکراسی منجر به تغییر هیات حاکمه و جابجایی قدرت میشود که این جابجایی منجر به تغییر و تحول در سیاستها و روشهای حکومتی میگردد. خود انتخابات به دو روش تقسیم میشود :انتخابات ایدئولوژیک و انتخابات استراتژیک.

در سال ۱۳۵۸ انتخابات ایران بعد از انقلاب (رفراندوم تعیین نوع حکومت)، از نوع انتخابات ایدئولوژیک برای تغییر ماهیت حکومت بود اما بعد از آن کلیه انتخاباتها استراتژیک بوده است و در هر دوره ای مردم خواسته هایی را برای بهتر زندگی کردن ابراز میکردند این موضوع در حالیست که در کشورهای دنیا اکثر انتخاباتها استراتژیک هستند بعبارتی کلیه دستورالعملهای حکومت داری از قبل تعیین شده اند و کشورها طبق یک برنامه ریزی طولانی مدت مسیر توسعه و پیشرفت را می پیمایند.

بنابراین هر انتخاباتی به دنبال اهدافی چون تحول در اقتصاد ،حل بحران مشارکت سیاسی، افزایش قدرت حکومت ،دگردیسی آرام و بی سرو صدا در نوع نگاه دولت مردان و رویا پردازی برای آینده است قاعدتا با این محورها باید به دنبال انتخاباتی بود که بتواند از جمع نخبگان سیاسی، اقتصادی ،اجتماعی و فرهنگی بهترین و موثرترین فرد یا افراد را به صدارت برساند.در ایران، انتخاب یک گزینه (جهت انتخاب ریاست جمهوری از بین کاندیداهای مطرح) یا گزینه هایی ازبین افراد سیاسی ،اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی(انتخاب یک یا چند نفر از یک شهرستان برای نمایندگی مجلس) توسط جامعه، نوع نگاه و چارچوب برنامه ریزی کشور را نشان میدهد بعبارتی برای کشورداری برنامه ریزی اصولی نداریم چرا که هر فرد و یا افرادی که منتخب هستند براساس نوع نگاهی که منجر به پیروزیشان شده برای کشورداری تصمیم گیری میکنند.

از سوی دیگر برای تغییر اساسی و دگردیسی در کلیه جوانب نیاز به ملزومات و الزاماتی است. یعنی باید مجموعه حکومت آمادگی خود را برای تغییرات داشته باشد.چنانچه به هر علتی حکومت مانعی در این راه بوجود آورد در دراز مدت طبقه اجتماعی جدیدی ظهور میکند که با نوسازی که در اجتماع و جامعه بوجود می آورد بازی با حکومت را بهم میزند و این حوادث منجر به ظهور حکومتی مطلقه و دیکتاتوری میشود این جنگ و جدل از یک سو کشور را بسوی بحرانهای اقتصادی، سیاسی، شکاف در درون هیات حاکمه، نارضایتی روشنفکران ،فشار مالی بر مردم سوق میدهدو از سوی دیگر یک نوع رخوت و بی انگیزگی سیاسی بوجود می آیدکه حاصل این کشمکش ها شکل گیری ایدئولوژی جدیدی میباشد.

با این تفاسیر که عنوان شد باید پذیرفت که انرژی خاموش در آتشفشان مردم را آرام آرام تخلیه نمود تا منجر به فوران آتش و گدازه های حاصله نشود و ورود تفکرات از هر نوع حزب و جناحی که در کنار مردم و با مردم زندگی میکنند را تسهیل بلکه به استقبال این تفکرات رفته تا کشور از این مصیبت جانکاه نجات داد.

بنابراین باید دیدگاه خود را از خلاف نگری به مردم بسوی اعتمادنگری تغییر جهت داد و جریانات سیاسی را هدایت عالمانه نمود.آنچه در انتخابات معیار و پیمانه است نمیتواند فقط مشارکت مردم باشد چرا که میتوان با زور مردم را پای صندوق انتخابات کشاند آنچه ظرف سیاسی انتخابات را پر میکند همانا مشارکت سیاسی مردم بعد از انتخابات و پذیرش مشروعیت انتخابات است .این اصل زمانی خودنمایی میکند که عینک بدبینی را از دیدگان برداشت.به امید آن روز.

افشین آریائی
فعال سیاسی – دانشجوی دکترای مدیریت دولتی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.