نامه ای به رئیس جمهور؛

پدیده اتوبوسهای جمع آوری روزخواران و بدحجابان در ماه رمضان!

خورنا – رامین ناصح، اسلام پژوه و دبیرکل کانون آینده نگری ایران طی نامه ای سرگشاده به رئیس جمهور، به پدیده «اتوبوسهای جمع آوری روزه خواران و بدحجابان» واکنش نشان داد. متن این نامه که به دست خورنا رسیده، بدین شرح است:

حضرت حجه الاسلام و المسلمین دکتر حسن روحانی؛ رئیس جمهور محترم.

با سلام و تحیات و آرزوی قبولی طاعات و عبادات جنابعالی؛ به ویژه جهد و تلاش شما در خدمت به خلق خدا (که گفته اند: عبادت بجز خدمت خلق نیست / به تسبیح و سجاده و دلق نیست…)

آنچه بحضور انورتان معروض می دارم، بیان مجمل و مختصرِ دردی در سینه و بغضی در گلوست که با غور و بررسی در برخی مسائل اجتماعی و اعتقادی نیز مشاهدات عینی ام حاصل شده است.

به عنوان یک پژوهشگر اسلام شناسی و شاعر مداح اهل بیت و حامی شما در انتخابات ۹۲، این روزها در حال و هوای ملکوتی ماه مبارک رمضان، گاه با دیدن اتوبوسهای پرهینمه ای که طبق نوشتجاتی بر روی بدنه آنها مخصوص جمع آوری روزه خواران و بدحجابان روانه خیابانها شده اند، و برخوردی که نیروهای انتظامیِ مسئولِ این اتوبوسها (که جای “ون” در ماههای دیگر را گرفته اند!) با شهروندان دارند، دچار تأثر و تألم قلبی عمیقی می شوم، دلم می گیرد و اصلاح طلبانه، بغضم را فرومی خورم. علیرغم اینکه می دانم نیروی انتظامی کاملا زیر نظر دولت نیست، اما متأسف می شوم که در دوران دولت تدبیر و امید و اعتدال نیز، همچون گذشته، چنین برخوردهایی با شهروندان جامعه ما می شود.

کتاب آسمانی ما، قرآن مبین، با نصوصی چون «لا اکراه فی الدین» دینداری و دین ورزی را کاملا اختیاری معرفی کرده است، نه اجباری و تحمیلی. البته می پذیرم روزه خواری در ملاء‌عام در جامعه ای که اکثر مردم آن مسلمان هستند، می تواند موجبات احساس اهانت و ناخشنودی برخی افراد روزه دار را فراهم کند؛ و اخلاق انسانی و آداب معاشرت اقتضا می کند که بیماران و مسافران و نامعتقدان به احکام دینی، برای احترام به عقاید عمومی، از این عمل پرهیز کنند و رفع تشنگی و گرسنگی و کمبود نیکوتین (!) را در منازل خود و دور از انظار عمومی به انجام رسانند. منتهی تصور نمی کنم چنانچه کسانی، این آداب و اصولی اخلاقی را رعایت نکردند، کیفرشان، «جمع آوری» از خیابانها و «شلاق زدن» باشد.

اولا مگر انسانها، ولو خاطی، «زباله» هستند که «جمع آوری» ‌شوند؟! طبق آیه شریفه «و لقد کرمنا بنی آدم» و صدها آیه و حدیث دیگر، شخصیت انسان -که از روح خدا در او دمیده شده- در آیین ما حرمت و کرامت دارد. حتی اگر کافر و ملحد باشد؛ و حتی اگر مرده و میت باشد. پیامبر نازنینمان هنگامی که جنازه یک یهودی را از کوچه عبور می دهند، درس و سخن خود را قطع می کند و به احترام او می ایستد و هنگامی که با واکنش تعجب آمیز حضار روبرو می شود که «این مرده، یک یهودی است!»، می فرماید که «مگر او «انسان» نبوده است؟!» این تفکر متعالی، چقدر دور است از برخورد شخصیت شکن و تحقیرآمیزی که برخی مأمورین ما با -به اصطلاح- بدحجابان، و انسانهایی دارند که در یک کوچه ای و یک گوشه ای، از روی بیماری یا اضطرار، چیزی می خورند یا می نوشند یا دزدکی سیگار می کشند؟! طبیعتا اگر کسی با قصد خوار شمردن باورهای مسلمانان، علنا نیز به روزه خواری بپردازد، این مردم هستند که می باید او را نصیحت کنند و نادرستی این عمل را بدو یادآور شوند. نه اینکه چنین افرادی از خیابانها «جمع آوری» شوند و شلاق بخورند… مجازات شلاق در جوامع اسلامی قدیم، برای زناکاران و بهتان زنندگان به زنا، و شرابخواران اعمال می شده است؛ و البته همیشه برای من -هرچند هرگز ادعای فقاهت ندارم- جای سؤال بوده است که در حالی که بر اساس منابع کهن دینی، در دوران پیامبر اکرم شرابخواران هم شلاق زده نمی شدند، و این مجازات از ابداعاتِ برخی خلفایی بوده است که مورد انکار شیعه هستند، چگونه است که فقهای شیعه نیز این حکم را امضاء‌ نموده و مجازات شرب خمر را ۸۰ ضربه تازیانه می دانند، در حالی که در اکثریت قریب به اتفاق کشورهای اهل سنت نیز این حکم، منسوخ شده و اجرا نمی شود!! وانگهی اگر فلسفه تحریم شرابخواری -چنانکه از احادیث اهل بیت مستفاذ می شود- معطوف به ضررها و زیانهای جسمی آن برای فرد است، شلاق زدن که زیان جسمی بیشتر و وخیمتری برای آنان به همراه دارد!! حال، شلاق زدن روزه خواران که عمل آنان حداکثر غیر اخلاقی، و حکم آن نهایتا، اخم و نصحیت و اندرز است (و بطور مبرهن، معنای نهی از منکر هم همین است)، چه توجیهی می تواند داشته باشد؟!

دغدغه من از بیان این عرایض، هم اجتماعی و هم دینی است. با توجه به دو بُعد مادی و معنوی زندگی انسان، غیر از نگرانی برای حقوق بشر و ارزشهای انسانی، نسبت به معضل رواج دین گریزی و دین ستیزی نیز نگرانی وافر دارم و از رویه «دلواپسان» به شدت دلواپسم! متأسفانه عملکردهای نامناسب به نام دین (در بسیاری کشورهای اسلامی و در اغلب دوره های تاریخی) موجب سرخوردگی و بدبینی مردم و به ویژه نسل جوان نسبت به معنویت و گریزان شدن آنان از اعتقادات دینی، و درغلطیدن آنها به وادی پوچ گرایی و نیست انگاری و یا مکاتب ضد انسانی  شده است. تا جایی که در مورد کشور ما، آیت الله واعظ زاده خراسانی می‌گوید: «هیچ وقت وضع اینطور نبوده است. حتی همان تیپهای متجدّد هم از عواطف اسلامی برخوردار بودند، ولی الان حتی آن عواطف هم تدریجاً رو به کاهش است…» (فصلنامه هفت آسمان ش۹-۱۰/ص۳۳). مرحوم آقای مطهری چه زیبا گفته اند: «هر وقت و هر زمان که پیشوایان مذهبی مردم پوست پلنگ می‌پوشند و دندان ببر نشان می‌دهند و متوسل به تکفیر و تفسیق می‌شوند، بزرگ‌ترین ضربت بر پیکر دین و مذهب به سود مادیگری وارد می‌شود.» (علل گرایش به مادیگری، ص ۷۲)

ما آینده نگرهای دین باور معتقدیم آیینهای الهی از آنجا که با فطرت انسانی سازگارند، ذاتاً جاذبه دارند و تنها زمانی ممکن است موجب بروز تنافر گردند که اصول و ارزشها و تعالیم آن به صورت تحریف شده وارونه به نمایش گذارده شود. (مرحوم دکتر شریعتی می‌گوید: به روشنی پیداست که سخن از انحطاط و دگرگونی یک مذهب نیست. بلکه در اسلام آنچه روی داده است، «وارونگی» است. به طوری که مترقّی‌ترین ابعاد اعتقادی و عملی آن به صورت منحط‌ترین عوامل ضدّ اجتماعی درآمده است!) از طرفی می‌دانیم در بسیاری از قلمروهای زندگی آدمی که قانون در آن راهی ندارد، اعتقادات درونی انسانها می‌تواند مؤثّر و کارساز باشد. اعتقادات دینی پخته و بالغ اگر نهادینه شود، می‌تواند از بسیاری جنایات و مظالم و مفاسد جلوگیری کند و افراد جامعه را به سوی پاک زیستن، تهذیب اخلاق، رعایت حقوق سایرین، حتی ایثار و فداکاری، خدمت به همنوعان و نقش آفرینی مثبت در جامعه سوق دهد. به عقیده ساموئل کنیک در کتاب «جامعه شناسی» (ص۱۴۰): «مذهب پس از اقتباس اصول اخلاقی، آنها را تقویت می‌کند و به صورت پاکتر و درخشانتری درمی‌آورد.» با تأمّل در این مطلب و همچنین با مطالعه تاریخ ملل و اقوام مختلف، به طور قطع درمی‌یابیم که بودِ دین به مراتب بهتر از نبود آن است. و برای زنده کردن ارزشهای معنوی و جلوگیری از تشدید فرآیند حرکت به سوی پوچ گرایی و نیست انگاری و لاابالی­گری­های افسارگسیخته و افول اخلاق انسانی در جوامع و آسیبهای اجتماعی همچون اعتیاد، فحشا، خودکشی، آسیبهای روانی و… راهی جز این نیست که گرد خرافات و اوهام و تعصّبات و خشونتها و کج سلیقگی­های فردی و داعش مآبانه را از دین بزداییم و با تکیه بر قرائت اخلاقی – عرفانی – عقلانی – انسانی از دین، سیمای حقیقی و دلپذیر آن را به نمایش بگذاریم.

با توضیحات فوق، از حضرتعالی تقاضا دارم در ایام باقیمانده از ماه مهمانی خدای مهربان، نسبت به پدیده زشت و دل آزارِ «اتوبوسهای جمع آوری روزه خواران» که با روح دین حنیف اسلام بشدت مغایر است، نیز تأملی و توجهی داشته باشید و با ذهن روشن خود و اندیشه باتدبیری که بحمد الله از آن برخوردارید، بدان بنگرید و اقدامات مقتضی را در حد اختیارات خود مبذول فرمایید. قطعا ارائه سیمای صادق و اصیل دین آسمانی ما که تعارضی با اصول حقوق بشر، تنوع و تکثّر، رواداری، مدارا، عقلانیت، عشق، هنر و موسیقی و شادی و آزادی و… ندارد، می تواند جوانان را به عواطف دینی و باورهای معنوی علاقمندتر کند و از بی هویتی ها و سرگشتگی های نسل جوان در دوران کنونی جلوگیری نماید.

و من الله التوفیق

ارادتمند، رامین ناصح؛

اسلام پژوه و دبیرکل کانون آینده نگری ایران.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  • شما که احکام مسلم اسلام را متوجه نیستی واینکه در قرآن حکم روزه آمده وعمل خلاف آن چه حکمی خواهد داشت چگونه خود را اسلام شناس می دانید در زمان پهلوی ها هم ماه رمضان حرمت داشت ولی به یمن روشنفکرانی مثل شما الان راست راست تو خیابون روزه خواری می کنند و من به شخصه که تذکر می دهم با بی محلی از کنار اون رد میشن و احترام هم نمی گذارند .خود شما به چند نفر تذکر دادی؟وظیفه دولت اسلامی در برابر حلال و حرام خدا چیست؟

  • احسنتم

  • بنده بعنوان اسلام شناس میگویم:
    دهانت را ببند.
    فکر نکنید دین شناس شده اید و با چند مغلطه و حرف های گنده می شود کار را یکسره کرد.
    البته یک سوال: افراد می توانند روزه خواری در ملا عام و شرب خمر کنند؟ راه حلش چیست.؟

    • بی ادبی نکن برادر. راه حلش هرچه باشه شلاق نیست. اسلام دین رافته.