چرا جناب خان و مخاطبان اش “یه ایطـُور چیزایی” در خودشان دارند؟/ نگاهی به ظرفیت فرهنگی مردم خوزستان

کوروش ضیغمی- خورنا –

اپیزود اول.
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۵ در صفحه کودک و نوجوان روزنامه ایران، کاریکاتوری به صورت کمیک استریپ با عنوان “چه کنیم سوسک ها سوسک مان نکنند؟” منتشر می شود.
در این کمیک استریپ به زبان طنز در باره ی چگونگی مقابله با سوسک‌ ها در قالب دو شخصیت سوسک و یک پسر نوجوان پرداخته می شود. در تمامی تصاویرِ این کمیک، سوسک به زبان فارسی سخن می گوید؛ اما در یکی از بخش‌ ها در پاسخ به پسر نوجوان از کلمه ی ترکیِ “نَمَنَه” (به‌معنی “چی؟” یا “چه می‌گویی؟”) استفاده می‌کند.
در متنی که در کنار کاریکاتور و تحت عنوان “گفتمان” می آید، عینا نوشته شده: “… مشکل اینجاست که سوسک زبان آدم حالیش نمی شه. دستور زبان سوسکی هم آن قدر سخته که هشتاد درصد خود سوسکا هم بلد نیستن و ترجیح می دن به زبان های دیگه حرف بزنن. وقتی سوسکا زبون خودشونو نمی‌فهمن شما چه‌ جوری می‌ خواین بفهمین؟!…».
این کاریکاتور سبب تظاهرات‌ های گسترده در تبریز و بسیاری دیگر از مناطق ترک‌ نشین (یا آذری نشین) ایران می شود و متاسفانه باعث کشته و زخمی شدن عده‌ ای از معترضین در شهرهای نقده، ارومیه، تبریز، اردبیل و مشکین‌ شهر می گردد.

اپیزود دوم.
در شهریور ۱۳۸۹ و در پی پخش سریال (غیر کمدی) “در مسیر زاینده رود”، مردم اصفهان تنها با این دلیل و توجیه که بازیگران این سریال اصفهانی نیستند و ادای این گویش را در می آورند و آن را گاها درست به کار نمی برند، اسماعیل عفیفه، تهیه کننده این مجموعه تلویزیونی را مورد هجمه شدید انتقاد و توهین قرار می دهند. محمدتقی رهبر نماینده اصفهان در مجلس شورای اسلامی این مجموعه را توهین به مردم اصفهان قلمداد می کند. استاندار اصفهان نیز خواستار توقف پخش این مجموعه می شود.

اپیزود سوم.
در فروردین ۱۳۹۰ پخش مجموعه نوروزی و طنز “پایتخت” که سوژه داستانی آن خانواده ای است با لهجه مازندرانی موجب اعتراضات گسترده مردم و مسولین مازندرانی می شود. مقام‌ های استانداری، امامان جمعه و تشکل‌ های دانشجویی استان مازندران بیانیه صادر می کنند. هادی ابراهیمی، معاون امنیتی- سیاسی استاندار مازندران در گفت و گو با رسانه‌ ها اعلام می کند که در ایام نوروز مردم با تماس با استانداری به این فیلم اعتراض کرده‌اند. حجت‌ الاسلام لائینی، مسئول شورای نگهبان مازندران نیز ریاست صدا و سیما را برای پخش چیزهایی که به گفته ایشان “باعث خدشه دار کردن حرمت مازندرانی های غیور می شود” شماتت می کند.
اپیزود چهارم و پنجم و ششم و … را خودتان بگویید.

و اما جناب خان…
عروسکی که در نگاه اول نه آنچنان چهره جذابی دارد و نه پیشینه ای در ذهن مخاطب. با شخصیت پردازی ساده و با تکیه بر طنز نهفته در گویش و موسیقی و عادت های مردم جنوب ایران (عمدتا خوزستان) پا به صحنه می گذارد. قسمت های اول پخش می شود. مخاطب پیدا می کند. تکه کلام هایش بر زبان روزمره جامعه می نشیند. و از همان ابتدا نقطه عطف کار خود را بازی با آن چه -درست یا غلط- “رفتار معلوم مردم خوزستان” می نامند، قرار می دهد; “عینکِ ریبون” و “لاف زدن”. ادعا می کند پولدار شده، باشگاه پاریس سنت ژرمن را خریده، با بازیکنان معروف دنیا ارتباط دارد و در همه جای جامعه هم “مویرگی” آشنا دارد.
اما این مطلب نه در باب آسیب شناسی کاراکتر جناب خان و واکاوی آن بلکه در مقابل به بررسی رفتار مخاطبِ جناب خان می پردازد. مخاطبی که خود هم عمدتا از جنس و شخصیت خود او است.
جنوبی ها پای برنامه اش می نشینند. با شنیدن شوخی ها و تکه های همیشگی خود از دهان جناب خان، حرمت شان که خدشه دار نمی شود هیچ، کلی هم ذوق می کنند و می خندند. نه جایی را به آتش می کشند، نه بیانیه ای صادر می شود، نه کسی را متهم به سیاه نمایی می کنند.
اما تمایز کار در چیست؟ جناب خان چه کرده و چه نکرده که با پیشینیان تفاوت دارد؟ چه فرقی میان جناب خان و برنامه های دیگری است که مانورشان بر کمدی گویش است؟ شاید پر بیراه نباشد اگر بگوییم: هیچ!
تفاوت اصلی را شاید بهتر است در مخاطبان جست و جو کنیم. در آستانه تحملِ طنز. در خط بطلان این مطلب که “ما از همه برتریم” و “ما بر همه می خندیم و کس بر ما حق خنده ندارد”. شاید آنچه جنبه یِ بالایِ مخاطبانِ هم طیفِ جناب خان، با خودش می نامند چیزی نباشد جز همان طنز نهفته در گویش مردم خوزستان که در بالا ذکر شد. در خونِ گرم جنوب. خنده نشسته بر لب ها و ریتم تند موسیقی. بستر فرهنگی یک قوم، خواه و ناخودآگاه در بزنگاه های اجتماعی و رسانه ای خود را نشان می دهد.
عبید زاکانی جایی در رساله دلگشا می گوید: هرکه را خواهی بیشتر شناسی، تیزتر با او شوخی کن!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  • گل گفتی

  • خیلی عالی بود ,,,,,
    من معمولا سریالهای ایرانی رو نگاه نمی کنم اما کم و بیش تو خانواده اسم همین سریالهارو که تو لینک بود شنیدم و محسن تنابنده هنرپیشه ی فوق حرفه ای سریال پایتخت رو هم به خاطر دیدن شاه گوش میشناسم ,,, بگذریم ,,,
    به نظر من خیلی از تهیه کننده های این سریالها از بطن همون جامعه هایی آمده اند که سریالشو ساختند ,,,,,,,,
    اونها هیچ هدف بد و مسخره کننده ای ندارن ,,,,

    همینطور که تو این لینک نوشته شده موضوع و مشکل اصلی مردمند ,,,
    چرا که اگر همه ی سریالها و فیلمها و ترانه هارو فقط به زبان فارسی بسازند همین مردم اعتراض می کنند که پس زبان ما چی میشه ؟؟ زبان فورکلور داره از یاد میره وووو ,,,,,,
    حالا هم که از زندگی و مسائل شهرستانی های مختلف با گویش خودشون سریال و فیلم میسازند بازم اعتراض و بلواست ,,,,,,
    به نظر من جنوبیها بهترین کار و فرهنگی ترین روش رو بکار گرفتند و این نشون دهنده ی ظرفیت بالای اونهاست ,,,,
    امید که همه ی مردم به این فرهنگ و ظرفیت برسند…

  • خورنـــــــا… میام براتا :))