پیش داوری های غیرمنصفانه درباره یک شهردار

خورنا طی ماههای اخیر مباحث زیادی در خصوص احتمال استعفای سیدخلف موسوی شهردار اهواز و کاندیداتوری وی در دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در محافل سیاسی و رسانه ای شکل گرفت. برخی ها از همان ابتدای آغاز بکار وی درشهرداری، سعی کردند همه فعالیت ها و تلاش های وی برای توسعه و عمران شهری را به این موضوع گره بزنند و با نیت خوانی محض، هدف وی از فعالیت در مناطق محروم و حاشیه شهر را به انتخابات مرتبط می دانستند.

اواخر سال گذشته و زمانیکه وزیرکشور از فرصت مدیران وزارت کشوری که قصد کاندیداتوری دارند تا اول اسفند خبر داد برخی ها دوباره احتمال استعفای شهردار را دامن زدند بااین حال از استعفا خبری نشد. پس از آنکه اعلام شد شهرداران برای استعفا تا خردادماه فرصت دارند این بار همانها، از استعفای سیدخلف تا خرداد خبر دادند و باز تلاش ها و خدمات شهرداری را تحت الشعاع موضوع کاندیداتوری احتمالی قرار دادند!

جالبتر آنکه برخی اعضای شورا در هفته های اخیر خواستار استعفای سریعتر وی برای کاندیداتوری در انتخابات شده بودند!

اینکه بالاخره سیدخلف موسوی استعفا بدهد یا ندهد، کاندیدا بشود یا نشود دیگر خوراک خوبی برای بیان قضاوت های غیرمنصفانه علیه وی نخواهد بود. آنچه مسلم است این است که شهردار اهواز اگر آنگونه که برخی ها مدعی بودند از ابتدا به قصد نمایندگی مجلس-و نه خدمت به مردم- پا به شهرداری گذاشته بود تاحالا باید استعفا می داد و این همه تردید به خود راه نمی داد. آنچه مسلم است این است که سیدخلف موسوی هیچ تصمیم قبلی مبنی بر کاندیداتوری نداشته است چراکه اگر چنین بود این همه تردید و تاخیر بی دلیل می بود. این البته نافی حق شخصی وی بعنوات یک شهروند بهره مند از حقوق سیاسی و اجتماعی نیست چراکه وی بعنوان یک شهروند حق دارد برای سرنوشت سیاسی و اجتماعی خود تصمیم بگیرد ولی باید اذعان نمود حتی اگر وی تصمیم نهایی به استعفا و سپس کاندیداتوری می گرفت معنایش تصمیم قبلی وی و ورود به شهرداری به این نیت نبود چرا که لازمه باورپذیری چنین قضاوتی درباره وی، عزم و تصمیم جدی و بدون تردید و دودلی بود.

در این میان یک نکته مهم وجود دارد. مخالفان و منتقدان سیدخلف که زمانی دامنه مخالفت شان با وی را تا آنجا پیش بردند که با پیش داوری محض، خدمات و تلاش های وی بویژه در اجرای پروژه های مهم عمرانی و خدماتی و توسعه ای را به مسایل انتخاباتی ربط می دادند اینک می بایست به افکار عمومی پاسخگو باشند. اگر سیدخلف تصمیم و نیت قبلی برای کاندیداتوری داشت تاحالا تصمیمش را بی هیچ تردیدی و با اطمینان، رسمی و علنی می کرد  نه آنکه تا دوسه روز مانده به پایان مهلت استعفا، هنوز تصمیمی دراین خصوص نگرفته باشد و یا لااقل دراین زمینه مردد و یا دودل باشد و بر سر دوراهی ماندن یا رفتن در حال تامل باشد.

حالا یک انتظار اخلاقی از مخالفین او وجود دارد و آن اینکه بخاطر پیش داوری های غیرمنصفانه از او عذرخواهی کنند.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  • انتصاب عظیم شمخانی به عنوان مدیر عامل سازمان زیبا سازی شهرداری اهواز و حال به سمت سرپرست معاونت خدمات شهری شهرداری اهواز نمونه بارز انتصاب بر اساس رابطه و اعمال فشار از بالا است و گرنه چرا عظیم ۲۵ ساله و دیپلمه ، باید بدون هیچگونه سابقه مدیریتی و حتی کاری و صفر کیلومتر یک شبه مدیر شود .
    انتصاب عظیم شمخانی توسط شهردار اهواز را از چند منظر می توان بررسی کرد ، در اینکه این انتصاب انتخاباتی است شکی نیست ، سید خلف با اینکار دو هدف دارد ؛ اول اینکه کاندیدای دولت را بخرد و دوم اینکه ، با انتصاب یک عرب زبان و عزل یک بختیاری ، رأی اعراب را نیز به سبد خود بریزد .
    آقای سید خلف موسوی چه شایستگی در این فرد دیپمله و ۲۵ ساله دیده که اینگونه پست های مدیریتی شهرداری اهواز را در اختیار وی قرار می دهد که وی هم این جایگاه را مزه کند و هر کدام به کامش خوش نیومد طلب پست بالاتری کند و به لطف رابطه ، پست ها را به وی تقدیم کنند . از این گونه انتصابات سیاسی ، تنها مردم اند که ضرر می کنند و نه سید خلف و مابقی صاحب منصبان .