عید مبعثت بهار جاودانه جهان/ عبدالواحد عبادی

عبدالواحد عبادی ؛ خورنا – بهار یعنی برانگیختن طبیعت ازنو بهار یعنی شادابی یعنی اعتدال یعنی شور ونشاط، بهار یعنی پاکی صداقت صفا محبت ،بهار یعنی پیام نیک زیستن برای انسان است. حال اینکه بعثت پیامبر گرامی اسلام نیز چنین پیامی دارد. پیامبر گرامی اسلام در حالی به پیامبری مبعوث شد که جهان انسانی شاهد سقوط ارزش‌ها بود ارزشهای صداقت، عدالت، محبت، اخلاق، کرامت انسانی، معنویت، بخشش وگذشت رخت بر بسته بود ، کینه ،حسد تعدی به اموال یتیمان وضعیفان وتحقیر ناتوانان امری عادی بود. جنگ برای تسلط بر دیگران مشروع بود وجمع آوری مال وثروت غایت هدف انسانی، انسان‌ها نه بر اساس انسان بودن که براساس رنگ ونژاد وگروه وطبقه اهمیت داشتند.

قیصرهای روم وکسری¬های ایران مالک جان ومال وآدمیان بودند وابوجهل وابولهب وابوسفیان از دسترنج بردگان بهره می بردند.نظام طبقاتی خشک وبی روح امید پیشرفت وترقی را از انسان‌ها گرفته بود وفرهنگ تملق وچاپلوسی برای تقرب به حاکمان عمومیت یافته بود. بی عدالتی وتعظیم درمقابل همنوع مقتدر امری عادی ومطلوب وپسندیده بود. وانتقام سنتی جاری گشته بود وخون را تنها خون می¬شست و به تعبیر قرآن جاهلیت حاکم برجهان شده بود. وبه گفته علی بن ابی¬طالب(ع) این پرورش یافته خانه وحی « مردم در فتنه‌ها گرفتار شده و رشته‌های دین پاره شده بود… چراغ هدایت بی‌نور و کوردلی همگان را فرا گرفته بود. خدای رحمان معصیت می‌شد و شیطان یاری می‌گردید…

با دست مردم جاهل، نشانه‌های شیطان آشکار و پرچم او افراشته گردید. فتنه‌ها، مردم را لگدمال کرده و یا سم‌های محکم خود نابودشان کرده و پابرجا ایستاده بود. اما مردم حیران و سرگردان، بی‌خبر و فریب‌خورده، در کنار بهترین خانه (کعبه) و بدترین همسایگان (بت پرستان) زندگی می‌کردند.

خواب آن‌ها بیداری و سرمۀ چشم آن‌ها اشک بود، در سرزمینی که دانشمندان آن لب فروبسته و جاهل گرایی بود.» آری در زمانی که جهان انسانی بر لب پرتگاه سقوط ایستاده، ناگهان بارقه نوری از دل تاریکی غار حرا را مشاهده کرد که آغازین فرمان این نور خواندن بود «اقرا» اما خواندن نه به نام قیصر ونه به نام کسری ونه به نام ابوجهل وابولهب بلکه خواندن به نام الله تنها آفریدگار جهان هستی وپس از خواندن آموزش به قلم را یادور شد آموزش نادانستها به انسان. بله خداوند برای نجات بشر پیامبر برگزیده خود محمد بن عبدالله (ص)را برانگیخت اما نه فقط برای مکه ومکیان نه برای سرزمینی خاص بلکه برای همه جهانیان وهمیشه تاریخ «رحمه للعالمین» نه برای قریش وقوم عرب بلکه برای همه انسان‌ها «انی رسول الله الیکم جمیعا»(اعراف ۱۵۸ )این پیام همگانی بر محور توحید وپرستش خدای یگانه است ونفی خدایان از نوع انسان یا پرستش معبودان چوبین وگلین «قولوا لااله الا الله تفلحوا».

آری بهار انسانی آغاز شد اما این بهار بی پایان است وبرای همیشه تاریخ جاودانه است زیرا که ارزشهای آن منبع خدایی دارد وخدا به نیاز بشر در همه زمان‌ها ومکانها آگاه است، آری تاریخ خطّ سیر خود را عوض کرد؛ بت‌ها  در هم فرو ریخت، و بشر را بر کردار زشت و عبث خود شرمنده ساخت، و خرافات و اوهام را از میان برداشت.مبعث روزی است که محمد(ص) برانگیخته شد تا به انسان‌ها بگوید که در نگاه توحیدی، انسان از آن جهت که انسان است دارای کرامت وشایسته تکریم است «ولقد کرمنا بنی آدم»(اسرا۷۰ ). وظایف او را به او یادآورد و به سرنوشتش آشنا سازد تا در سایه تقوا و خشیت نسبت به درگاه الهی، سعادت دنیا و آخرت ره‌آوردش باشد.

ودر حالی که فلسفه خشک وبی روح یونانی جایگزین معنویت شده بود او مکتب خانه هفت اقلیم را بست و درس علم و حکمت و معنویت واخلاق را باهم تا سرحد کمال عقلی آدمیان به مردم آموخت، چنانچه بالاتر از آن ناممکن بود .. اوبرانگیخته شد تا به آدمیان بیاموزد که تعقل وتفکر واندیشه کلید گشودن درهای فولادین جهل ونادانی است « یعقلون، یتفکرون، یتدبرون» او برانگیخته شد تا به جنیان وانسیان راه نفوذ به اعماق زمین وپرواز به اوج آسمان‌ها را یاد دهد. «ان استطعتم ان تنفذوا من اقطار  السموات والارض فانفذوا لا تنفذون الا بسلطان»(رحمن ۳۳  )

درحقیقت در روزگاری که بشریّت دچار سهمگین‌ترین بحران‌ها بود و زندگی از ستم، اختلاف، قتل، غارت، تجاوز، حق کشی، بی‌ایمانی به سطوح آمده بود و جهان چون زورقی بی بادبان بر سر امواج خطرناک اقیانوس طوفانی از سویی به سویی دیگر می‌رفت واز گردابی برون می‌آمد و به گردابی دیگر فرو می‌رفت حضرت محمد (ص) مردم را به توحید و یکتاپرستی دعوت نمود. این بارچرخ تاریخ به مکه رسیده است تا شروعی دیگرگونه را رقم بزند؛ آغازی از نوعی دیگر در خاکی آفتاب سوخته، در خاکی تشنه، در خاک آکنده از آرزوها ودر آنجا ایستاده است تا بنویسد؛ تا پنجره‌ها را به خواندن فراخواند و کوچه‌ها را به شنیدن. ایستاده است تا در دل تاریکی، نور جاری کند. تاریخ در مکه است و ندایی از آسمان به زمین رسیده است. ومحمد(ص) با دستانی از نور آزادی، عشق و مهربانی را هدیه می‌کند.

تاریخ در مکه می‌ایستد تا شروعی نو را بنویسد، تا صدایی رسا، در گوش جهان طنین اندازد، تا به آرزوهای نهفته کرامت انسانی وآزادی وعدالت ومهربانی وگذشت جانی تازه بخشد وجاودانه شود. بهاری دیگرگونه را برای انسان، به ارمغان آورده است بهاری مملو از ارزش‌های ناب انسانی برای همیشه جهان.

آری حضرت محمد (ص) آمده بود تا با نشانه های آشکار مردم را به اقامه قسط وعدل فراخواند. «لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و أنزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط» (حدید ۲۵ )زیرا که عدالت محور قوام بخش جامعه انسانی ورمز تعادل جهان هستی است. او آمده بود تا ظلمت‌ها را بزداید وجامعه انسانی را به سوی دانایی وآگاهی ونور رهنمون سازد. «لتخرج الناس من الظلمات الی النور»(ابراهیم ۱ ) واین امکان پذیر نیست مگر در سایه آموزش «ویعلمهم الکتاب والحکمه»(بقره۱۵۱ ) اوآمد تا انسان‌ها را اززنجیر های جهل وخرافه ونادانی برهاند. «و یضع عنهم اصرهم و الاغلال التی کانت علیهم»( اعراف ۱۵۷ )واز چنگ طاغوت رهایی بخشد. «ولقد بعثنا فی کلِ امه رسولاٌ أن اعبدوا الله واجتنبوا الطاغوت»(نحل ۳۶ )

اصولا فلسفه بعثت یعنی کامل کردن سجایایی اخلاقی وایجاد جهانی عاری ازبدی است«إنّما بُعِثْتُ لِأُتِمَمَ مکارمَ الاخلاقِ» تا در پناه ایمان به خدا وعمل به دستورات وحی انسان راحت زندگی کند. «ما انزلنا هذا القرآن لتشقی»(طه ۲ ) والبته اوخود از پایبندترین افراد به اخلاق نیکو بود «وإنکَ لعلی خلق عظیم»(قلم ۴ )«لَقَدْ کان فی رسولِ اللهِ اسوه حسنه»(احزاب ۲۱ ) اوست که محور صفات عالی در کل تاریخ است  .

بَلَغَ العُلی بِکمالِهِ  کَشَفَ الدُّجی بِجمالِهِ  حَسُنتْ جَمیعُ خِصالِهِ  صلّوا علیه و آله  محمد (ص) آمده بود تا قله بخشش ومهربانی را در عمل به انسان‌ها نشان دهد هنگامی که وحشی قاتل عزیزترین کسانش حمزه را بخشید. او مبعوث شده بود تا به مردم یاد دهد همواره هدایت به راه راست را حتی برای دشمنان نیز بخواهند آنجا که پس از شکست وزخمی شدن در جنگ احد یاران ازاو خواستند تابرای نابودی دشمنان دعا کند اما پامبرچنین گفت «بار خدایا هدایتشان کن چرا که نادانند»(طبرسی اعلام الوریص۸۳).

او در جنگ احد آنجایی که دستور الهی مشخصی برای محل جنگیدن ودفاع کردن نبود تصمیم گیری را به مشورت گذاشت وبه حکم «وشاورهم فی الامر» محل جنگ را با نظر یاران معین کرد تا سنتی باشد برای توجه حاکم به رای ونظر مردم. بله این صفات درخشان نه برای گذشته ونه برای حال ونه برای مکه ومدینه بلکه برای همیشه تاریخ وبرای همه جهان است وبه همین دلیل است که بهاربعثت جان جهان آفرینش است.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  • بسیارعاااااالی موفق وپیروزباشید