سید محمد خاتمی: هاشمی اعلام کرد در صورتی که رهبری مخالف نباشد، کاندیدا می‌شود

خورنا: جمعی از دانشجویان صبح امروز با سید محمد خاتمی دیدار و برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری از وی دعوت کردند. در این نشست پرشور که با اعتراض ها، درخواست ها و استدلال های شنیدنی دانشجویان همراه بود افراد مختلف به بیان دیدگاه ها و دغدغه های خود در این واپسین روزهای ثبت نام نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری پرداختند و در ادامه سید محمد خاتمی به ایراد سخن پرداخت.

 به گزارش آفتاب، متن سخنان رئیس دولت اصلاحات را در ادامه بخوانید:
ای کاش چنین جمعی می توانست در فضای گسترده تری در دانشگاه برگزار شود. دانشگاه های  ما در طی سال های گذشته از برگزاری یک اجتماع باشکوه از سوی دانشجویانی که مستقل فکر می کنند محروم شده اند و این  مشکلی است که کشور و نظام با آن رو به رو هست.
بسیاری از تشکل ها مستقل و ریشه دار و واقعاً وفادار به اسلام و انقلاب و ایران امروز دچار محدودیت هستند و در دانشگاه جایگزین آنها تشکل هایی متکی به نهاد هایی می آیند که گرچه اصل آن نهادها محترم هستند، ولی فضا را بر تشکل های اصلی تنگ می کنند و چون جایگاه قوی ندارند لطمه به فعالیت های اصیل دانشجویی می خورد، گرچه صدایشان بلند تر از دیگران است.
فضا باید باز شود تا  دانشجو و دانشگاه با حفظ هویت دانشجویی، دلسوزی و امیدی که به آینده دارند فعال باشند نه اینکه حتی نگران این باشیم که یک جمع کوچک که با نیت خیرخواهانه و دلسوزانه نسبت به کشور و مردم دور هم گرد می آیند ممکن است با محدودیت مضاعف مواجه شوند و تحت فشار قرار بگیرند. این وضع باید عوض شود.
به هرحال ما دارای جمهوری اسلامی هستیم که بر آمده از انقلاب است. ما و همه افراد در جمهوری اسلامی زندگی می کنیم و به قانون پایبندیم. من و شما به جمهوری اسلامی معتقدیم ولی می گوییم اشکالات آن مرتفع شود. بدترین وضعیت این است که جامعه یک طرف قرار بگیرد و آن چه به نام جمهوری اسلامی است، با نهادهایش در طرف دیگر قرار بگیرد.
امام فرمودند نگذارید انقلاب به دست نا اهلان بیفتد. خوب طرف دیگر می گوید نااهلان کسانی هستند که آن ها را از حکومت بیرون کرده ایم و شما نااهلان را گروه دیگری می دانید. چطور باید این مساله را حل کرد؟ ما همه جمهوری اسلامی را قبول داریم و اگر بخواهد به هم بخورد به وضعیت بسیار ناگواری پیش می آید.
ما می خواهیم جمهوریت سازگار با معیارهای اسلامی تقویت شود. اگر تفکری یا شبه تفکری باشد که بگوید جمهوریت مخالف اسلام است و هرکس غیر این بگوید باید زندان برود و طرد شود این انحراف از اصل است.
به هر حال می خواهیم این انتخاب سبب ایجاد فضایی شود که ما و شما بتوانیم بحث و گفت و گو کنیم و جمع شویم و آزادی داشته باشیم نقد کنیم و البته زمینه یک رقابت منطقی و عادلانه را فراهم آوریم که داور نهایی آن مردم باشند. می گوییم به همین قانون اساسی پای بند باشیم. البته همه باید پای بند باشند. حکومت باید از مردم بخواهد که قانونی عمل کنند، ولی بیش و پیش از مردم این حکومت است که باید پای بند قانون اساسی باشد. فضای بدبینی، رعب و سوء ظن و تقابلی که وجود دارد و مدام برای مردم و برای نظام هزینه ایجاد می کند تبدیل به فضای منطق و حق و خوش بینی شود.
در سال 76 که نتیجه انتخابات آن شد که می دانید گفتند مردم اسلام می خواستند، سید بود و دوستش داشتند و … و از اوضاع و احوال ناراحت بودند و رأی دادند و این رأی به اصلاحات و جامعه مدنی و آزادی اندیشه و … نبود. در سال 80 در نخستین سخنرانی بعد از انتخابات گفتم در همه جا رأی دوره دوم یک رئیس جمهور افت بسیاری دارد؛ حالا ممکن است استثناء هایی هم باشد، ولی در ایران برای اولین بار رأی مردم در دور دوم 1.5 میلیون بیش از دور اول بود. کسی نمی تواند بگوید که مردم ناآگاهانه رأی دادند و خوب بود این پیام از سوی همه گرفته شود که نشد.
برای مقابله با ما بهانه کردند که دولت و اصلاحات نسبت به اصول و منافع کشور کوتاهی می کند. کجا کوتاهی شد. در همین مسأله هسته ای آنچه که امروز آرزوی به دست آوردن آن را دارند، یعنی شناخت حق برخورداری از فن آوری هسته در زمان ما رسماً در قطع نامه آژانس اعلام شد که ایران حق داشتن تکنولوژی هسته ای را دارد. گروه سه جانبه اروپایی و بسیاری از سیاستمداران هم تأیید کردند. و این دست آورد ما بود و نیز شکستن تحریم ها. آمریکا هر شرکتی را که بیش از 20 میلیارد دلار در نفت و گاز سرمایه گذاری کند تحریم کرد و مجازات های سنگین گذاشت در همان تنگنا ما توانستیم توتال را بیاوریم که چهار میلیارد دلار سرمایه گذاری کرد و به دنبال او شرکت های دیگر که بسیاری از پروژه های عظیم پارس جنوبی و عسلویه را اجرا کردند و ما هم خیلی چیزها یاد گرفتیم. آمریکا هم هیچ کاری نتوانست بکند.
در دنیا هم اعتبار جمهوری اسلامی و حرمت مردم بیشتر شد. پس اصولی را کنار نگذاشتیم و منافع و حرمت و حقوق ملت هم تأمین شد.
اما در برابر این راه و روش مانع ایجاد شد و حتی جریانی اینچنینی به عنوان جریان غیرخودی از قدرت بیرون رانده شد و آیا به سادگی می گذارند که این جریان به صحنه بازگردد؟!
امروز در آستانه انتخابات هستیم. غلط یا درست، با همه نقص ها و اشکالاتی که دارم شده ام نماد اصلاح طلبی و حتی وسیع تر، بخش مهمی از جامعه که تغییر می خواهد و بنده همواره کوشیده ام که بگویم تغییر در درون نظام، نه تغییر نظام.
مردم می خواهند زندگیشان بهتر شود، تهدیدهای خطرناک خارجی رفع یا کم شود، برای خودشان و فرزندانشان آینده بهتری در انتظار باشد. خصوصاً طبقات متوسط به پایین طلب و تقاضای جدی تری دارند و احساس می کنند غیر خودی به حساب می آیند، بگذریم از نخبگان که گلایه و نارضایتی ایشان بیشتر است.
مورد مقایسه ملموس هم پدید آمده است. اوضاع و احوال در 8 سال اصلاحات که در ذهن مردم زنده است با اوضاع هشت ساله گذشته مقایسه می شود.
در سال 80 تا 84، سالانه 700 هزار شغل و از 84 تا امروز سالانه 14 هزار شغل ایجاد شده. تمام درآمد ارزی 8 ساله اول حدود 150 میلیارد دلار و در 7 ساله گذشته حدود 600 میلیارد دلار بوده است. تورم افزایش یافته و بچه های تحصیل کرده ما برای رفتن از ایران مسابقه می دهند. تهدیدهای خارجی هم زیادتر شده است. خوب مردم مقایسه می کنند و طبیعی است که وضع گذشته را ترجیح می دهند. حاکمیت است که باید از این وضع استقبال کند و دریابد که با رویکردهای دیگر و مطلوب تر می شود از این ظرفیت استفاده کرد.
آیا با تغییر رویکرد (صرف نظر از این که چه کسی بیاید) اعتماد لطمه دیده مردم ترمیم نمی شود؟ سرمایه اجتماعی که لطمه دیدن آن بزرگترین خسارت و خطر است زنده نمی شود؟ خوب توجه شود به خواست و طلب و ترجیح مردم.
من فرد کوچکی هستم از مجموعه ملت بزرگ ایران. معتقدم یک جناح و یک دسته نمی تواند کشور را اداره کند. عقلانیت باید حاکم باشد وقتی اصلاح طلبی فساد در زمین تعبیر می شود و در اصول گرایی هم فقط تندروها و افراطیون میدان دار می شوند طبیعی است که همه زیان می کنیم. مردم هم که این وضع را نمی پسندند دلزده می شوند. به هر حال اداره مملکت با همه نیروهای که تدبیر دارند و عقل دارند ممکن است. اما مهم این است که کدام تفکر حاکم باشد. امروز باید بنگریم کدام تفکر و رویکرد قدر می بیند و بر صدر می نشیند و می کوشد که همه امکانات را به انحصار خود درآورد و کدام تفکر توسری می خورد و محکوم است و طرفه این که اکثریت مردم تمایل به تفکری دارند که کنار زده می شود.
شما به کسی می گویید بیاید، اما وقتی که به او اجازه داده نمی شود در یک جمع چند صد نفری آزادانه شرکت کند و حرف بزند و حتی  یک انجمن اسلامی وقتی می خواهد مراسم 16 آذر را برگزار کند، شرط این است که آن فرد را دعوت نکنید و حتی کسانی که تمایل به او دارند نیز ممنوع هستند. آیا تصور می کنید ولو مردم بخواهند، به سادگی راه را برای او برای گرفتن مسؤولیت باز می گذارند؟
سخن من از ناسزاگویی ها و اباطیلی نیست که بعضی تریبون های کین توز و دروغ پرداز آن را نشر می دهند، از جمله نسبت به جناب آقای هاشمی رفسنجانی که از ارکان انقلاب است.
دستگاه های رسمی اعلام می کنند که فلانی و فلانی را نمی گذاریم بیایند و افراد را به خاطر رابطه با آن ها تحت فشار و تهدید و حتی تنبیه قرار می دهند.
امروز برای شورای انتخابات شهر احضار می کنند، تشویق و تهدید می کنند که بکشید کنار، اجازه نمی دهیم بیایید. خوب با این وضعیت آمدن یعنی چه؟ و چه فایده ای دارد؟
من کوچک ترین تردیدی در پیروزی اصلاحات در یک فضای منصفانه و منطقی ندارم. کوچکترین نگرانی از رأی اکثریت مردم ندارم.
در مورد صلاحیت هم اولاً با معیاری که هست که احراز صلاحیت شود موافق نیستم و بحثش را هم کرده ام، بلکه می گویم احراز عدم صلاحیت مانع است. حال چه کنیم، قانون این است که باید احراز صلاحیت شود ولی با کارکردها و رویکردهایی نهادی که رسالت اصلی اش بیطرفی و استقلال است، نه داوری مثبت آنان درباره کسی موجب سرفرازی است و نه قضاوت منفی شان موجب سرافکندگی، ولی خوب حالا ریش و قیچی به دست آنان است.
اگر بنا باشد اصلاح طلبان یا افرادی از آنان را از رده خارج کنند هیچ حساب افکار عمومی و افکار جهانی را هم نمی کنند! آن چه مهم است این است که کسانی را که نمی خواهند نیایند و من مطمئن هستم که نمی خواهند ما بیاییم. تازه اگر از این مرحله هم بگذریم حق نداریم بیش از آن چه می خواهند رأی بیاوریم!
همه حرف های شما و دیگران این بود که کشور در بحران است. من هم قبول دارم ولی اگر یک نفر که مورد توجه مردم است و قائل به اعتدال است با او برخورد کنند آیا بحران کم تر می شود یا بیشتر؟ آیا اعتماد مردم به حکومت و سوء ظن برطرف می شود یا بیشتر می شود؟ آیا بهانه ای برای کسانی که می خواهند فشار و تحریم و احیاناً اقدامات خطرناک دیگر را علیه ما راه بیاندازند نمی دهد؟
و این ها خود زمینه ساز فشار و بحران بیشتر، افزایش محدودیت ها و لطمه دیدن کشور و مردم و بخصوص اصلاحات نمی شود؟
من از محبت بی دریغ شما و انبوهی از نیروهای ارزنده و نیز مردم بزرگوار سپاسگزارم و واقعا توان تشکر ندارم، ولی می گویم آمدن من شما را به مطلوبتان نمی رساند، بلکه دورتر می کند و دست کم احتمال زیان های بیشتر خیلی زیاد است.
آنچه ما می خواهیم و باید بخواهیم نه به قدرت رسیدن، که تلاش برای کاهش سوء تفاهم و زمینه سازی گفت و گوی بهتر بخصوص میان حاکمیت و مردم و گذر از فضای امنیتی و امکان فعالیت قانونی گروه ها و تشکل ها است هر کس بتواند بهتر این فضا را فراهم کند باید از او استقبال کرد.
جناب هاشمی اعلام کردند که آماده اند بیایند در صورتی که مخالفت رهبری نباشد. امیدوارم این تصمیم عملی شود. جایگاه جناب آقای هاشمی معلوم است. واقعاً هم در این سال ها مظلوم واقع شده اند و ایشان قادر است که به سوی توسعه همه جانبه و رفع مشکلات کشور و مردم حرکت کنند و ان شاء الله فضای سیاسی و فرهنگی هم بازتر خواهد شد و با هماهنگی با بالا می تونند خطرات را کمتر کنند. مورد اقبال خوب مردم هم هستند. اگر این واقعه رخ دهد هم به نفع مردم است و هم حاکمیت و نظام و هم جریانات مختلف می توانند با امنیت بیشتر در چارچوب قانون حرکت کنند.پس همگی به فکر تفاهم و کاستن سوء ظن ها باشیم، در این صورت است که هم حکومت و هم نظام و هم مردم برنده واقعی هستند و امیداورم چنین شود.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.