جبهه ای به نام اندیمشک

خورنا/ چهارم آذر ماه سال ۱۳۶۵، همانند سوم خرداد ۶۱، ۲۵ اسفند ۶۶ و خیلی دیگر از روزهای تاریخ ۸ سال دفاع مقدس، برگی دیگر از تاریخ شکوهمند وطنم است. روزی که ایران برای مظلومیت اندیمشک گریست، روزی که حماسه مقاومت را مردم اندیمشک رقم زدند و آن روز در شهر چه خبر بود. بوی خون، باروت، دود حاصل از سوختن مغازه و خانه و درختان، مشام هر رهگذری را می آزرد.

در ایستگاه و میدان راه آهن، خون رزمندگانی که در حال تهیه بلیط، صف بسته بودند، کف پیاده روها را سرخ کرده بود. پس از بمباران راه آهن اندیمشک، مردمی که برای کمک به مجروحین و انتقال شهدا به سمت راه آهن هجوم برده بودند، مجدد توسط هواپیما های عراقی، بمباران و مردم را به خاک و خون کشیدند.

۱۰۰ دقیقه بمباران و به رگبار بستن مردم، طولانی ترین بمباران یک شهر بعد از جنگ جهانی دوم را رقم زد. اما افسوس، از آن روز تنها خاطراتی در ذهن مردم اندیمشک ثبت و در هیچ تقویمی یادبود آن ثبت نشد…

بمباران ایستگاه و میدان راه آهن اندیمشک، توسط ۵۴ هواپیمای ارتش عراق، قلب وطنم را لرزاند، اما حماسه‌ی مقاومت مردم، اندیمشک رو چون دماوند استوار و چون باران بهاری پر مهر نگه داشت.

اندیمشک، ۴ آذر ۱۳۶۵، میدان راه آهن و ایستگاه راه آهن اندیمشک، بخشی از هویت و شناسنامه ایران ماست، این هویت ارزشمند همانند تاریخ شکوهمند ایران هرگز محدود نمی شود، پس در کنار هم، یاد و خاطره شهدای چهارم آذر را گرامی میداریم.

موسیقی شهر بانگ رودارود است
خنیاگری آتش و رقص دود است
بر خاک خرابه‌ها بخوان قصّه ی جنگ
از چشم عروسکی که خون‌آلود است

امید زاهدی
سوم آذر ماه ۱۳۹۶

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.